Ö:: به نام آنكه جان را فكرت آموخت

آزاد مریوانی

نقد مقاله مصاحبه با خودم از فاروق كیخسروی درنشریه چشم انداز ایران ویژه كردستان شماره دو
 
تحلیل مسایل سیاسی وبررسی وضعیت اجتماعی یك كشور با ملیتها ومذاهب متنوع زمانی منطقی واصولی است كه تحلیلگر آزادی وتوان كافی وشایستگی لازم وبصیرت بدور ازتعصب وتاثیرپذیری درمیان احزاب وگروههای درگیر را داشته باشدكه خوشبختانه آقای كیخسروی ضمن ازعان برناتوانی وشناخت ویاحضور فعال درجریانات كردستان و ایران چه دراوایل انقلاب وچه بعد ازآن هرجا درمصاحبه با خودش دچار تناقض میشود وانمود میكند كه ایشان كسی نبوده واینك كه قافیه را باخته است ومیداند مسئله ی كرد جهانی شده و راه برگشت به میان ملتی كه درحقش خیانت كرده است برایش میسر نیست چنان پنداشته كه شاید جوانان كرد از هر آنچه برسراین ملت آمده بی خبر باشند و با این روش گناه كرده اش را بر گردن احزاب سیاسی بیندازد وطوری وانمود نماید درداخل كشوركسی از ماجرای كردستان خبرندارد واحزاب سیاسی هم كه نه زمینه ونه حق اظهارنظردرمسایل كردستان رادارند واگرنه در كجای دنیا رسم است فردبا خودش به مصاحبه بپردازد وسفسطه های درونیش را درمورد احزابی كه حتی حق دفن و زیستن درسرزمین خود راندارند به مسلخ بكشد وخیانت راخدمت وفداكاری راآشوب بنامد. درصفحه 57 ازناآگاهی مسئولان دراموركردستان دراول انقلاب صحبت می كند واحزاب كرد را آشوبگر می خواند امروزكه 27 سال از حضورحاكمان درمنطقه می گذرد با وصف توسعه ارتباطات وجهانی شدن مسئله كرد وحضورمردم در 2 خرداد 76 و انتخابات شوراها وانتخابات مجلس ششم وتلاش صابرانه نمایندگان فراكسیون كرد چه تغییری در رفتارمسئولان و وضع سیاسی واجتماعی وفرهنگی واقتصادی كردستان پدید آمده است ؟ بینش مسئولان نسبت به ملت كرد چه فرقی كرده است ؟اگریكبار متن مصاحبه باخودرا مطالعه میكردی پی می بردی چه تناقضی درافكارت وجود دارد.

در صفحه 59 خروج ازحزب دمكرات را انحراف حزب ازپیوستن به منافع ملی وعدم هماهنگی با ملت ایران بیان می كنید وبعد ازتسلیم شدن وخروج خود را از یك مركز فرهنگی كرد عدم توجه مسئولان به خواسته هایت اعلام می دارید.

درصفحات 60 و 59 ازموارد ادعایت در خصوص حقوق ملت كرد قلم فرسایی میفرمایید. مگر ملت كرد درهمان اوایل خواسته ای بیشتر ازاین راكه شما بیان می كنید ادعا می كرد؟ یا حتی به كمتراز آن راضی نمی شد؟ در صفحه 9تیتردرشت مصاحبه كرمانی به چه دلیل باآن همه قناعت به حداقل حقوق آنطور سركوب شد ؟بعد از تسلیم شدن وهمپیمانی با توده ای ها واكثریتی ها ومكتبی ها كه معتقد بودید راه حل مسئله كرد نظامی نیست توانستید چه كاری برای این ملت بكنید ؟واین چسپیدن به قدرت غیراز منافع مادی خودتان چه نفعی برای ملت داشت؟ واز آنچه كه بسرتان آوردند وجرات بیانش را ندارید بقول خودتان حتماشماهم آشوبگربوده اید؟ درصفحه 59 از همسویی احزاب سیاسی با بعثیها بحث كرده اید ،امابدانید كه دكتر قاسملووهمرزمانش ازدیرباز برای جهانیان ثابت كرده اند كه هرگز تن به ملت وشورش فروشی نداده ونخواهند داد .

ئیدگار ئوبالانس در صفحه 108 كتاب مبارزات كردها مینویسد:درسال 1973درمیان هردو سنگ آسیاب دولتهای ایران وعراق عبدالرحمان قاسملو تحصیلكرده دانش سوسیالیستی دانشگاههای فرانسه به منظور نوسازی حزب دمكرات كردستان ایران به بغدادوازآنجا به كردستان آمد كه این درحالی بو كه به تازگی كردهای عراق وبارزانی كه ازجانب شاه ایران حمایت میشدند دست، به شورش جدیدی علیه دولت عراق زده وبا نیروها عراق درگیربودند وازطرفی با حزب دمكرات كردستان ایران تنش فراوانی داشتند ،دولت عراق این فرست را غنیمت شمرده وبارها از قاسملو و اعضای دفترسیاسی حزب خواست در اعلامیه ای اقدامات بارزانی و همرزمانش را علیه دولت عراق محكوم كند. قاسملو اظهار كرد رسم كردها این است "دشمن امروز ممكن است دوست آینده باشد"، نه عبدالرحمان قاسملو ونه اعضای دفتر سیاسی به این عمل مبادرت نكردند تااینكه آنهاتحت فشاردولت عراق ناچار شدند یا به كوهستانهای سركش كردستان،و برخی نیز به كشورهای خارجی پناه ببرند. كریس كوچرا در كتاب هویت كرد یا روٌیای استقلال می گوید: دربهار 1988زمانی كه ارتش سپاه وبسیج ومزدوران داخلی درجبهه جنگ با دمكراتها بودند وكومه له با حزب اختلاف شدید پیدا كرده بود عراقیها به دكتر قاسملو پیشنهاد می دهند اگر فقط از حمایت جلال طالبانی دست بردارد هر آنچه را كه بخواهد در اختیارش قرار می دهند اما ایشان ضمن رد پیشنهاد می گویند زبان وقلم دكتر قاسملو علیه كرد بكار برده نخواهد شد. در این شرایط بحرانی با ز ناامید نمی شود وبه مذاكره با حكومت مركزی تن در می دهد تاسرانجام برروی میز مذاكره جانش را فدای آرمان ملتش می كند.كه حضرت عالی غیرمنصفانه می گویید:

دكتر قاسملو برخلاف برنامه های حزب به مذاكره پرداخته بود. دكتر محمود عثمان روشنفكر مشهور كرد و دوست دكتر قاسملو در23تیرماه سال 1383در سالگرد شهادت دكتر قاسملو میگوید :بدلیل شرایط بحرانی منطقه وموقعیت جغرافیایی كردستان هر كدام از احزاب سیاسی كرد ناخواسته دچاروابستگی به حكومتهای سركوبگر كردستان شده اند اما این ضعف در حزب دمكرات كمتر مشاهده می شود وبنده كه خود مسئول بررسی اسناد حزب بعث بوده ام یك سند از همكاری حزب با بعثیها را مشاهده نكرده ام درحالی كه صدها سند توطئه بعثیها علیه دمكرات را بدست آورده ام . در صفحات 61و60ضمن چند گانگی در افكار به دفاع از هیات حسن نیت وملت كرد پرداخته وباز به نقد دیدگاه سحابی وصباغیان كه اعتقاد تجزیه طلبی در مورد كردها راداشته اند می پردازید ومی گویید من در برنامه های حزب دمكرات تجزیه طلبی ندیده ام. اما اشاره به كنگره ای كه درپاییزسال 1384 درآمریكا برای نمایندگان اقلیتهای قومی برگزار شد نمی كنید كه عربها وتركها اگر چه مهاجمانتاریخی مملكت ما بوده اندكه چگونه به صراحت از استقلال مناطق ترك وعرب نشین بحث می كنند.امانماینده دمكرات دكتر مرتضی اسفندیاری ضمن اعتراض به تجزیه ایران، فدرالیزم را اساسی ترین راه حل وفاق ملی وایجاد برابری حقوق تمامی ملیتها ومذاهب در ایران میداند. آقای كیخسروی باید بدانید كه مسئله كرد جهانی شده وقرن 21 اوج شكوفایی واعاده حقوق ملتها است این تنها شما نیستید كه درمقابل این موج قرار گرفته اید بلكه سلطنت طلبها وپان ایرانیستها وكمونیستها وتندروهای اسلامی وتوده ای ها واربابان شما كه در مقابل این ملت بدلیل خیانت و سرسپردگی به قدرت رسوا شده اند ومیدان مبارزه راترك كرده اند و راه برگشتی ندارند مجبورید قضایا راوارونه بیان نمایید تا شاید حافظه تاریخی ملت فراموش شده باشدو باردیگر فریبتان رابخورند آسوده باشید ملت راه خود راانتخاب كرده وشماهم هرچه درافكار پریشان دارید بگویید تا بهترشناخته شوید واگر نه از همان روزهایی كه كردها كلمه دمكراسی را60سال پیش به گوش ایرانیان آشنا نمودند تا به امروز كه هنوز دمكراسی در گوش قدرتمندان فرونرفته .كردها راه حل اساسی مسئله كرد را نظامی ندانسته وگفتگو را بهترین راه حل مسئله بیان كرده اندواین سرزمین كردها بوده كه بدلیل دفاع از ایرانیت ودمكراسی مورد تهاجم قرار گرفته وهیچ كس هم لب به اعتراض نگشوده وبرای توجیه سركوب كلمه تجزیه طلبی را بهانه قرارداده اند برای نمونه آن روزهایی كه با فتوای جهاد علیه كردها فوج فوج مجاهد وبسیج با فرماندهی ژنرالهای ارتش شاهنشاهی به كردستان می آمدند ومسئولان چكمه پوش (بنی صدر)وسوار برتانك (طالقانی)شیپورجهاد علیه ستم دیده ترین ملت سرزمین خود رامی نواختند وبه پیروجوان وبیمار رحم نمی كردند و همه رابه جرم فقط كرد بودن، بدون محاكمه اعدام می كردند وبعد از 20سال میگفتند :اگر آنهارا دوباره زنده كنند بازهم اعدام می كنم (خالخالی )چه كسی بود كه می گفت كه مسئله كرد راه حل نظامی ندارد؟ كی بود فریاد می زد: ما می دانیم در این جنگ كه خواهان آن نبوده ایم اگرگا ها در مهابادیا كامیاران بر مهاجمان می تازیم قصدما این نیست كه بتوانیم آنهارانابودكنیم بلكه آنهارامیزنیم تابگویندچرامیزنیدوبه این شیوه مذاكره را آغاز نماییم؟

بازدرصفحه ی 60 ضمن تاكیدبرناآگاهی آقایا ن صحابی وصباغیان ودیگرهمفكران‌آنهابراوضاع كردستان كه از خوشفكران اوایل انقلاب بوده اندبه ازعان خودتان همین افرادبودند كه می گفتند خاك كردستان را باید با توبره برد. و از حسنی وجنایت او درقارنا وقلاتان بعنوان خادم انقلاب یاد می كنند.خلخالی درتمام دوران ماموریت همراه آنان بود كه به هرشهری از كردستان می رسید اعدامهای 40تا50 نفره راترتیب می داد وحتی از همه اسف بارتر خودتان به نوعی اعدامهارا به منظور تامین امنیت توجیه می كنید اگر چه كرمانی می گوید من راضی نبودم خلخالی به كردستان بیاید اما تا من در مهاباد اطلاع یافتم اودر فرودگاه سنندج 16 نفر را بدون محاكمه تیرباران كرده بود (صفحه 8) سرانجام درصفحه 72 به نقد شخصیت والای دكتر قاسملوكه جهانیان برصداقت وتوانایی ایشان اعتراف دارند پرداخته اید بنده از شما گله ندارم چون می دانم شما اجیر شده ایدشما خوب می دانید «بزرگش نشمارند آنكه بزرگان را كوچك شمارد »واگر نه چرا درهمین نشریه كرمانی دكتر قاسملو را شخصیتی سنگین وتحصیل كرده معرفی می نماید؟ شاید دچار خود بزرگ بینی شد ه باشید وبا این كار چنین پندارید كه رقیب ایشان هستید در این صورت باید رعایت انصاف را می كردیدوواقعیتها را وارونه نمی كردید یا اینكه نقد را بر اساس واقعیات می نوشتی چون خوب می دانید دكتر قاسملو كسی بود بقول اروپاییان اخلاق را به سیاست بخشید ودر دوران زندگی پر عظمت خود از همان دوران وارد شدن به سازمان جوانان حزب د مكرات تا مخالفت با مالكیت پدرش وسازماندهی میتینگهای حمایت از نهضت ملی شدن نفت برهبری دكتر محمد مصدق وتحصیل در اروپا ولغو بورسیه دكترا وسازماندهی تشكیلات حزب بعد از جمهوری مهاباد وانتشار روزنامه كردستان و چاپ (كورته باس ) درنقد كمونیسم آنچه كه شمارا به ستوه آورد بعنوان یك نظریه علمی بی نظیر ودیپلماسی میانجیگری ودفاع ازگفتگووحل مسئله كرد در عراق بصورت سیاسی میان حكومت عراق ومرحوم بارزانی از سال 1963 تا دوران شهید شدن وحضور فعال در میان ملت كرد درانقلاب 1357 ملت ایران ودیدار با رهبرومقامات ایران برای اعاده حقوق ملت كرد بعنوان بخشی از ملیت ایرانی ودعوت از هیات حسن نیت به كردستان برای جلوگیری از جنگ وبرادر كشی وراضی شدن به ابتدایی ترین حقوق برای این ملت وحتی پذیرش اتهام ناروای سازشكار كه خود می فرمودآری من سازش كارم چون نمی خواهم قطره ای از خون ملتم بریزد و تقدیم گرانبهاترین سرمایه (جان شیرینش) بر روی میز مذاكره ویكی از پدیده های روشنفكری كرد ودمكرات ترین انسان درعمل وتنها رهبری كه حاضر نشد درامور احزاب دیگر دخالت كند واجاز ه نداد از خاك كردستان عراقی ها ومجاهدین به خاك ایران تجاوزنمایند وصدها مورد دیگر...

در صفحه 65 بحث شیعه وسنی را به میان كشیده اید شاید این ازدیگر توطئه های تفرقه افكنانه شما ومكتبی ها برای جلو گیری از حقوق كرد باشد واگر نه احزاب كرد هیچوقت مذهب را دست آویز قرار نداده ومعتقدندمسئله كرد مذهبی نبوده وكردها با هرمذهب وآیین یكی هستند ودارای حقوق برابروآنچه برای احزاب مهم بوده اعاده این حق برای تمامی كردها با هر دین و آیینی در تمامی ایران وكردستان است در صفحات 69 و68 ضمن تاكید براینكه خودتان را مدیون روشنگری حزب توده میدانید می گویید كنگره چهارمی ها پیرو حزب توده نبوده اند این اوج سادگی است و اگر نه تمامی حركات ورفتار شما در چسپیدن به قدرت متاثر ا ز آنها بوده كه خیال می كردند جمهوری اسلامی ساده است وبصورت نفوذی وتدوین یك برنامه می توان آنهارا از جریان قدرت كنار زد وبه تامین منافع ارباب كمونیستتان خواهید پرداخت اگر شما وابسته حزب توده نبودیدو بعنوان طیفی از حزب منشعب شده بودید چرا آن كاری راكه توده ای هاكردند شما نیز دنبال كردید ویا سرانجام بقول خودت عده ی زیادی از شما به آنها پیوستید ؟چرا بعنوان یك حركت مستقل وحزبی جدید وقانونی كرد در نیامدید تا پیگیر مسایل كردستان باشید؟ مگر خودت را خادم مردم كرد نمیدانی وافتخار خدمت به آنان را ادعا نمی كنید ؟ اگر با همان حفظ نظر همبستگی با ملت ایران زیر نظر نظام جمهوری اسلامی یك حزب كردی تشكیل می دادید شاید جای باور میبودید در صفحه 69 از حزب گله می كنید كه یك گروه كوچك مخالف خودرا تحمل نكردند ودوباره به گزافه خودرا دارای بینش بزرگ معرفی می نمایید واز احزاب كرد درخواست می كنید كه به مردم اجازه بدهند تا خودشان تصمیم بگیرند شما اگر مخالف بودید چه توقعی از حزب داشتید با آن همه تعریف چرا جمهوری اسلامی به شما اجازه نداد افكارتان را كه در راستای منافع ملی ایران بود ارائه بدهید؟ واگر اندیشه بزرگ داشتید چرا نتوانستید برای ملت كرد باآن اندیشه بزرگتان كاری بكنید ؟ در مورد تصمیم گیری فكر می كنم چون از ملت بریده اید ملت را نمی شناسید اگر مردم تصمیم نگرفته اند 50 هزار شهید كرد را چه كسی بدون یك ریال حقوق وچشم داشت بصف حزب دمكرات كشاند تمامی جریان های كردستان از سال 1360 به بعد چه در 3اسفند چه درمراسمهای نوروز چه درانتخابات شوراها و مجلس ششم و تابستان 84 غیراز اعاده حقوق ملت كرد در چه مسیری بوده است؟

آزاد مریوانی

 بالا‌. بازگشت

چاپ کردن‌!

   این صفحه‌ را برای دوستان خود بفرستید:

© www.giareng.com
All rights reserved 2005.