Ö:: اعدام صدام؛ اقدام عجولانه

عثمان مزین

اعدام صدام؛ اقدام عجولانه
صبح روز شنبه که خبر اعدام صدام حسین رهبر مادامالعمر و رئیس جمهور خود خوانده عراق را شنیدم، نتوانستم آن را بپذیرم و در ساعتهای اولیه آن را به عنوان یکی از دروغهای عرصه ژورنالیسم تعبیر میکردم. بعد از اطمینان از صحت خیر اصلاً خوشحال نشدم بلکه در ناراحتی عمیقی فرو رفتم؛ دقیقاً برعکس زمان مشاهدۀ تصویر بیرون کشیدن وی از درون سیاهچال.

هرچند صدام حسین دیکتاتوری است خون آشام که مجازاتی سنگینتر از اعدام نیز نمیتواند جزای جزء کوچکی از جنایات وی باشد اما در حقوق جزا و فلسفه‌ مجازات هدفهائی برای اجرای مجازاتها در نظر گرفته شده؛ از جمله:

  1. آزاررسانی به مجرم
  2. تحقیرآمیز بودن
  3. ایجاد هراس در مجرم
  4. جلوگیری از تکرار مجدد بزه
  5. سرمشق شدن مجرم برای دیگر تبهکاران
  6. تشفی خاطر زیان دیدگان
  7. جبران خسارات وارده 8- تأمین نظم اجتماع

تعیین و اجرای مجازات هم به بزهکار (به عنوان زیان رسان) و هم به جامعه (به عنوان زیان دیده) نظر دارد.

مجازاتها به قصد اصلاح بزهکار و جلوگیری از ارتکاب بزه توسط وی یا دیگر افراد تدوین شده و به صورت عام نیز قصد برقراری عدالت در جامعه بشری در آن لحاظ میگردد.

در جوامع اولیه‌انسانی مجازاتهای خشن و غیرقابل تحملی اعلام شدهاند؛ مانند به آتش انداختن، به صلیب کشیدن، نقره داغ کردن، بریدن زبان و ... که کم کم این نوع مجازاتها منسوخ یا میزان خشونت موجود در آنها کاهش پیدا کرده و مجازاتهای جدیدی ارائه شدهاند. در این میان مجازات اعدام (گرفتن جان) از زمره‌ بحث برانگیزترین آنهاست که موافقان و مخالفان اجرای آن دلایلی را ارائه میدهند. مخالفان این نوع مجازات، آن را ناعادلانه دانسته و استدلال میکنند علیرغم اجرای مجازات اعدام همچنان ارتکاب بزههای مشمول این نوع مجازات دیده میشوند؛ وانگهی در صورت اشتباهی بودن صدور حکم، به دلیل از بین رفتن محکوم علیه، وضعیت سابق برگشت ناپذیر است. اما موافقان، این نوع مجازات را به دلیل برابری با بزه ارتکابی، عادلانه دانسته و آن را به عنوان واکنش جامعه در برابر اقدامات مجرم و باعث تشفی خاطر زیان دیدگان تلقی میکنند. مجازان اعدام و حذف بزهکار به منظور دفاع از کیان جامعه در مقررات حقوق اسلامی پیشبینی شده که عمدهترین مورد اجرای آن درخصوص ارتکاب قتل و جنایات بزرگ مشاهده میشود. کشور عراق نیز به تأسی از این مقررات، وارد قوانین اجرائی خود نموده است.

مجازات اعدام مجازاتی است که در زمان حکومت سراسر تاریکی دوران صدام حسین اعمال و اجرا میشده (علیالخصوص در مورد مخالفین حکومت) و شاید به همین دلیل شخص صدام حسین و وکلای غیرعراقی وی نیز معترض و مخالف این مجازات نشدند.

ابهام موجود این است که آیا در اجرای حکم اعدام صبحگاه روز عید قربان اصل برابری جرم و مجازات رعایت شده؟ آیا به دار آویختن صدام باعث تشفی خاطر صدها هزار و یا میلیونها نفر بزه دیده و بازماندگان آنها شده است؟ آیا با حذف صدام مانع اساسی و بزرگ در راه تکرار جرائم از سوی صدام ایجاد میشود؟ اصلاً آیا مجال و فرصت لازم جهت بازگشت صدام به قدرت و انجام جرم فراهم خواهد شد؟ وجود صدام حسین در زندانهای تحت نظر آمریکائیان چه تأثیری در ناامنیهای عراق داشته که بر دار آویختن وی موجب اعاده امنیت به کشور شود؟

به نظر راقم این سطور آن زمان که صدام حسین از داخل تونل زیرزمینی بیرون کشیده شده و بدون هیچگونه مقاومتی خود را تحویل نیروهای نظامی داد تا در برابر دوربینهای خبری به بررسی دندانها و محاسن وی بپردازند، محاکمه و اعدام شد. چون در آن لحظه ابهتی که به خیال خود داشت، خرد شد و اگر افرادی بخواهند از آن درس عبرت بگیرند قطعاً گرفتهاند.

باتوجه به سیر قضائی پرونده و جلسات دادگاه، صدام به خاطر قتل 148 نفر از ساکنین روستای دجیل مستحق اعدام شناخته شد که از این بابت به تمامی بازماندگان و ساکنین دجیل تبریک گفته و خود را در شادی و شعف این مردمان عدالت خواه شریک میدانم. هر چند 25 سال صبر و تحمل تا زمان مشاهده مجازات قاتل فرزندان و جوانانشان بسیار طولانی است اما صدام همین یک جنایت را مرتکب نشده بلکه جنایات ارتکابی توسط این اعدامی بالغ بر 470 فقره است که عمدهترین و دهشتناکترین آن کشتار کردهای شمال عراق طی عملیات موسوم به انفال و مهمترین مورد آن نیز بمباران شیمیایی شهر کردنشین حلبچه و کشتار بیش از پنج هزار نفر است. اگر تمامی قربانیان و شاکیان صدام حق دارند در مورد مجازات صدام تصمیم بگیرند و اگر خون صدام متعلق به تمامی زیان دیدگان است با اعمال نظر بخش کوچکی از زیان دیدگان و بیتوجهی به نظر اکثریت آنان عدالت نه اینکه اجرا نمیشود بلکه پایمال خواهد شد!

مضاف بر آن ابعاد فاجعه‌ دجیل و جنایات عاملین آن در جلسات دادگاه روشن شده است ولی با اعدام متهم ردیف اول دیگر شکات وی مانند اکراد، ساکنین حلبچه، خاندان بارزانی، رهبران مخالفین صدام، بزرگان شیعه، مجروحین، اسراء و خانوادۀ شهدا ایرانی از این حق محروم خواهند شد و تعدیات صورت گرفته در حق آنان در لابلای اوراق قطور تاریخ از بین میرود.

لازمه اصلی احقاق حق، ارائه مدارک و مستندات در محکمه و به داوری گذاردن آنهاست که با اعدام و حذف بانی جنایات صورت گرفته امیدی به شناسایی و اعاده‌ حق نیست، ضمن اینکه با نابودی صدام نورافشانی به گوشه کوچکی از جنایات صدام و محاکمه اعوان، انصار، شرکاء، مشوقین و تحریک کنندگان وی که تعداد زیادی از اشخاص حقیقی، حقوقی و دولتها را دربرمیگیرد به سختی امکان پذیر خواهد بود. در اثر تعدیات صدام، صدمات جبران ناپذیری به ایران و بنیانهای اقتصادی، رفاهی، آموزشی، دموکراسی و نیروهای انسانی وارد آمده و در اثر جنگ ناعادلانه‌ تحمیلی بسیاری از جوانان شهید، فرزندان یتیم، مادران بیسرپرست و رزمندگان مجروح و افراد غیرنظامی نیز در اثر بمبارانهای شیمیایی مصدوم شدهاند که یک نمونه‌ آن کشته شدن حدود هزار نفر و مصدومیت بیش از هشت هزار نفر در هفتم تیرماه 1366 در شهرستان مرزی سردشت است.

بازماندگان حملات ددمنشانه هوایی و زمینی صدام حسین به ایران اسناد گویا و غیرقابل انکاری برای متجاوز شناختن عراق و مظلومیت نیروهای ایرانی و ساکنین نواحی غربی کشور است که با حذف صدام فرصت ارائه آن در دادگاه ویژه و اطلاع جهانیان از آنچه بر ایرانیان گذشته از بین رفت. از آنجا که زنده ماندن صدام تأثیری در حق به رسمیت شناخته شدۀ ساکنین دجیل نداشته و در هر حال حداقل حکم صادره اعدام است شایسته بود به دیگر اتهامات و جنایات رسیدگی میشد آنگاه اجرای این حکم حلاوت و شیرینی بیشتر پیدا میکرد، چون واکاوی و رسیدگی به تمام جنایات صدام مورد انتظار دیگر شکات و افکار عمومی جهانیان است.

از لحاظ سیاسی نیز اعدام صدام موجب اعاده‌ امنیت به کشور عراق نخواهد بود، زیرا طرفداران وی چهره‌ خشنتری را از خود به نمایش گذاشته و بودن صدام به صورت بلااختیار و دست بسته در زندانهای عراق تأثیری در ایجاد بحران عراق و هدایت خشونتها نداشته که حذف صدام به معنای نابودی لیدر و مغز متفکر آن حملات به حساب بیاید.
*
دبیر کمیته‌ حقوقی انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت (ODVCW)

عثمان مزین

 بالا‌. بازگشت

چاپ کردن‌!

   این صفحه‌ را برای دوستان خود بفرستید:

© www.giareng.com
All rights reserved 2005.