Ö:: بنده همراه هم ملیت هایم موافق جدائی مبارزان حزب دمکرات کردستان ایران نبوده و نیستم!

دکتر گلمراد مرادی

بنده همراه هم ملیت هایم موافق جدائی مبارزان حزب دمکرات کردستان ایران نبوده و نیستم!
حقیقتا، ما کردهای ایران، از اقشار پائینی جامعه، با هر ایدئولوژی و طرز فکری که داریم، نه موافق انشعاب در حزب دمکرات کردستان ایران و نه در دیگر سازمانهای مردمی کرد هستیم و بطور جدی نه موافق توجیه گری و پاشیدن بذر دشمنی بعد از چنین انشعابهائی خواهیم بود. در واقع ما باید بیش از دیگران از خود بپرسیم، چرا در احزاب سیاسی که رهبرانش از یک ایدئولوژی پیروی می کنند، انشعاب و جدائی بوجود می آید؟ پاسخ به چنین پرسشی، بسیار ساده است و به احتمال زیاد همه می دانند. پس اجازه دهید، با یک توضیح در باره واژه ی جدائی، مطلب را آغاز کنم.

در واقع جدائی بین گروهی از مبارزان یا انشعاب بین رهبری یک سازمان سیاسی در نتیجه ی به توافق نرسیدن دو طرف جریان است، به توافق نرسیدن در هر مسئله ای یعنی در بن بست گیر کردن طرفین و این خود به معنای نیافتن راه حل منطقی برای آن مسئله مورد اختلاف. از آنجا که طبق قوانین ریاضی، برای هر مسئله ای یک راه حل باید باشد، لذا، خود را در غلطاندن در یک گره سر در گم، از دو حالت معین خارج نیست: یا واقعا ما راه حل را نمی دانیم که به نتایج ثمر بخش برسیم و مشکل را به شیوه دمکراتیک حل کنیم که بنظر من این خود امری بسیار طبیعی است و انسان ناچارا، به انشعاب و جدائی کشانده می شود. اگرچنین باشد، بنابراین باید شهامت نیز داشته باشیم و آن را علنا مطرح کنیم که توده های مردم در باره آن با خبر شوند که حد اقل جدائی و انشعاب را تحمل کنند. حالت دوم آنست که ما در حقیقت حل مسئله را بخوبی می دانیم، اما قضیه تمامیت خواهی و قبضه کردن قدرت به تنهائی برای خود، راه مصالحه را برما می بندد و نمی خواهیم ازموضع خود حتا یک قدم کوتاه بیائیم. این هم خود دو دلیل دارد: اولا؛ یا ما واقعا تشنه قدرت و برتری خود بر طرف مقابل هستیم که احتمالا بعید به نظر می رسد، این خصلت ناپسند در هیچ کدام از رهبران جناحهای حزب باشد و من فکر نمی کنم مبارزانی که دهها سال از عمر خود را فدای خدمت به آزادی خلق خویش کرده اند، این گونه بیاندیشند. و یا دلیل دوم؛  یعنی ترس از به انحراف کشاندن حزب داریم، آنگونه که بنده در نامه ام (اکتبر 2006 میلادی) برای رهبری و شرکت کنندگان در پلنوم هشتم، به آن اشاره کرده بودم، مبنی بر اینکه: "چه بسا برخی ازعزیزان براین باور باشند که اگر عقب نشینی وسکوت کنیم و یا نرمش نشان دهیم، "به دلیل نا آگاهی توده ها"، رقیب با سیاست غلط بر ما غلبه خواهد کرد و برنده خواهد شد و حزب به انحراف کشانده می شود. در واقع این دل سوزی صادقانه برای حزب و خلق کرد، از هر طرفی که باشد لایق ستایش است. اما ترس از به انحراف کشاندن حزب به ندرت می تواند صحت داشت باشد، ...". زیرا این واقعیتی است که ما باید جوانب آن را بسنجیم و موقعیت خودمان را در بحران کنونی جهان ببینیم. آنگاه خواهیم توانست، تحلیل کنیم که انحراف حزب دیگر در قرن بیست و یکم پایه ای ندارد. من در آن نامه برای استدلال این ادعا توضیح داده ام و در اینجا لزومی به تکرار آن نمی بینم. به احتمال قوی این موضوع ترس بی اساس، باعث می شود که به هدف و واقعیت درون حزبی توجه نکنیم و در نتیجه تن به مصالحه با جناح مقابل ندهیم.

نگارنده این سطور نیز یکی از آن هزاران عضو از ملت کرد است که جدائی و انشعاب، حتا بین دونفر از مبارزان را که برای یک هدف والا قدم به میدان سیاست گذاشته اند، به سود دشمن می داند و هر جدائی را یک شکست و فاجعه به حساب می آورد. بنده این نکته را هم قبل ازانشعاب و در نامه ی ذکر شده فوق خطاب به رهبری حزب دمکرات کردستان ایران و شرکت کنندگان پلنوم هشتم نوشته و از رهبری حزب تقاضا کرده ام که در مسیر حل اختلافات کوشش بعمل آورند و در پاسخ هم این قول به من داده شده بود، که سعی کنند از انشعاب جلوگیری شود. اما متأسفانه گویا کوشش کافی بعمل نیامده ویا دربن بست بحثها مانده ایم و اکنون شاهد این جدائی هستیم و آنچه که نمی بایستی اتفاق بیافتد، بوقوع پیوسته است. چه بسا سیل نا رضایتی اقشار مردم ازاین انشعاب تا مدتی هم نشست نکند. ما کردهای مقیم خارج و داخل ایران به روشنی نگرانی مردم و بویژه قشر جوان را در نامه 87 نفر از دانشجویان کرد دانشگاههای ایران به رهبری حزب مشاهده می کنیم که درآن با دلسوزی تمام گفته شده: "... اعلام می‌داریم که این انشعاب در این برهه حساس و سرنوشت‌ساز که منطقه ایران و کردستان را دربرگفته، نه‌تنها در جهت مصالح جنبش ملت کرد قرار ندارد، بلکه باعث زیانی جبران ناپذیر برای مبارزات آزادیخوهانه کرد می‌باشد که فقط موجب خرسندی دشمنان ملت کرد و حزب دمکرات شده است. هر نوع جدایی و انشعابی درون هر یک از جریانهای سیاسی موجود در کردستان در این مقطع حساس تنها به دشمنان ملت کرد اراده تشدید سرکوب و فشار بر عموم مردم را می‌بخشد، ...". نقل قول از نامه 87 نفر از دانشجویان کرد در دانشگاههای ایران. بنده نیز در همان نامه به رهبری حزب و شرکت کنندگان در پلنوم هشتم، تقریبا همین را گفته بودم و نگرانیم نیز همین است که هیچکسی جز دشمن خلق کرد، از این انشعاب سود نمی برد.

خوانندگان و پرسشگران عزیز و ارجمند، در اینجا روی سخن بنده و هزاران کرد دلسوز و علاقمند به سر نوشت احزاب پیشرو در کردستان ایران، به یکی از قدیمی ترین و با تجربه ترین سازمانهای سیاسی خلق کرد در ایران است. من همانند اکثریت شما ها موافق انشعاب نبودم و به دلیل جلو گیری از هر گونه تشنجی، مایل هم نبودم، هیچ موضعی بگیرم و هنوز هم مایل نیستم بسود، یا به زیان یکی از دوطرف حزب دمکرات کردستان ایران قلم بزنم، زیرا بجدی آرزو دارم که رهبری هر دو جناح حزب کوشش به عمل آورند، بدون پیش داوری و بدون هیچ گونه سرزنشی از یک طرف به طرف دیگر، در آینده نه چندان دور کنگره چهاردهم را مشترکا بر گذار کنند و در آن ارزش و احترام برای رأی اکثریت ازهرجناحی که باشد، قایل شوند. البته اگر به رأی مردم وتوده های حزبی احترام بگذاریم. به امید غلبه منطق بر احساس و عدالت بر نا عدالتی.

در همین مدت زمان کوتاهی که بنده در برابر انشعاب حزب دمکرات کردستان ایران سکوت کرده بودم و هیچ موضعی نگرفته و یا اظهار نظری نکرده بودم، دهها نامه با پست الکترونیکی (ای میل، بیشتر از ایران) دریافت کرده و دهها تلفن در سطح اروپا به من زده شده و دهها نفر نیز شخصا در هر محفلی از من پرسیده اند که نظر بنده در رابطه با این انشعاب در حزب چیست و من باکدام شاخه موافق یا مخالف ام؟ تنها پاسخ بنده به عنوان یک کرد مسئول، همانند همه هموطنان دلسوزم، شدیدا مخالف با انشعاب بودم و صراحتا اعلام کرده ام که این جدائی به زیان حزب و بسود دشمنان خلق کرد است و خود را دراین زمینه بی طرف می دانم. اگر چه این اعلام بی طرفی خود یک نوع از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن است. اما ترجیح دادم این کار را بکنم، زیرا من خط هیچ کدام از جناحها را تا کنون در مخالفت با منافع ملی خلق کرد ندیده و نمی بینم.

قابل ذکر است که من نظر برخی از همرزمان و دوستان دیرینه، مانند آقای بابا علی مهرپرور، عضو هیئت سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران و یک زمانی مسئول دفتر اروپائی حزب، با وصف اینکه از مشاجرات داخلی و مشکلات درون حزبی کاملا اطلاع داشتند، اما تا آنجا که من آگاهی دارم، به خاطر حفظ پرنسیپ حزبی و جلو گیری از دامن زدن به اختلافات بیشتر، فقط با یک اطلاعیه کوچک اعلام بی طرفی کرده اند و هیچ موضعی در برابر جناحهای حزبی نگرفتند، لایق ستایش می دانم. یعنی در واقع ایشان نیز همانند بنده و هزاران کرد دیگر مخالف انشعاب بودند که کار بسیار نیکوئی است. البته سوء تفاهم نشود، تأیید من بر نظر رفیق عزیزمان باباعلی مهرپرور، دلیل بر آن نیست که ما به اصطلاح بی طرفان و مخالفان انشعاب نیز اقدام به تأسیس حزب ثالثی بکنیم، نه بهیچ وجه این طور نیست، بلکه ما باید بکوشیم، این دو شاخه حزبی را بهم نزدیک کنیم و این کار شدنی است. اگر از هر طرف، بویژه از پایه های حزبی نامه هائی همانند نامه دانشجویان دانشگاههای ایران به رهبران حزب نوشته شود و در آن نامه ها انشعاب را فاجعه بار توصیف کنند که واقعا فاجعه بارهم هست. چون ما خوشحال بودیم که احزاب کردستانی مخالف با رژیم قرون وسطائی ایران در حال تشکیل جبهه ی متحد خلق (به‌ره کوردستانی) هستند و می خواهند مسائل ایدئولوژیک را موقتا کنار بگذارند و مسئله حقوق ملی و سیستم فدراتیو که پایه و اساس دمکراسی است، در برنامه کار مشترک خود قرار دهند. بنده تازه بوجد آمده بودم، هنگامی که این خبر مسرت بخش را می شنیدم و با علاقه زیاد دنبال می کردم که رهبران احزاب کردستانی در پی تشکیل چنین جبهه متحد خلقی (یا به‌ره‌ی کردستانی: حزب دمکرات کردستان ایران، سازمان انقلابی زحمت کشان کردستان ایران کومه‌له و احتمالا حزب "پاک" و غیره) هستند و اولین گامها در این راه برداشته بودند. اکنون ملاحظه می کنیم که رفقای بزرگوار یک حزب سیاسی مهم کردستانی خود باهم نمی سازند. درهرحال ما امید فراوان داریم که با وجود تمام این مشکلات، رهبران احزاب ذکر شده از کوشش برای پا گرفتن این جبهه متحد احزاب کردستانی کوتاه نیایند و امید بیشتر داریم که جناحهای حزب دمکرات کردستان تجدید نظری درباره وظایف خطیری که از طرف بخشی از ملت ستم دیده کرد به آنها محول شده، بکنند و بیشتر در این باره بیاندیشند و راه حل منطقی تری برای آینده این حزب و جبهه در حال تشکیل بیابند. ما در اینجا باید حزب دمکرات کردستان را در برابر خون ریخته شده سرداران این راه دراز مبارزه خلق کرد در ایران؛ مانند خون زنده یادان قاضی ها، قاسملوها، شرفکندی ها و دیگر پیشمرگان نستوه راه آزادی، مسئول و موظف بدانیم که به احترام خاک این قهرمانان همه اختلافات درون حزبی را بسادگی حل کنند و اگر قابل حل نمی دانند، کنار بگذارند و با اتحاد مجدد خود، کاخ رؤیاهای دشمن را ویران کنند. در اینجا باید یاد آور شویم که امروزه در روزنامه ها، مقالات و تحلیلهای توجیه گرانه ای، از قلم بدستان هر طرفی، مبنی بر حقانیت شاخه خود، می خوانیم. بدون شک شرح و ریشه یابی عوامل انشعاب درون حزبی کار بسیار مفیدی برای افراد و پایه های حزبی است ولایق استقبال، اما نه بشیوه توجیه گرانه. توجیه گری مسئله، حمله بی جهت و توهین آمیز افراد هر طرفی به طرف دیگر، از دید اکثر مردمان کرد محکوم است. بنا بر این ما از همه هواداران دلسوز جنبش برحق خلق کرد میخواهیم، همگام با ما به توهین گران از هر طرفی که باشند، تذکر دهند و عفت کلام و واقع گوئی را به آنها گوشزد کنند. بذر دشمنی پاشیدن و ناسزا گفتن، بدون شک در دراز مدت دودش بچشم خود ما خواهد رفت و خلق کرد هیچ سودی از آن نصیبش نخواهد شد.

احتمالا بنده با نوشتن این مطالب، هیچ محبوبیتی در میان شماها رهبران محترم که بر انشعاب پا فشرده اید، کسب نکنم و حتا از وجهه خود در نزد شما عزیزان بکاهم، اما ازآنجا که بدنبال هیچ منافع فردی نیستم، لذا از گفتن حقیقت هم هیچ شکی به دل راه نمی دهم و با احترام به مبارزات پی گیر شما، صراحتا می گویم، هر انشعابی یا جدائی در میان  شما بزرگترین ضربه بر قامت جنبش خواهد بود. من بر این باورم اتحاد شما بسود خلق کرد است و باید فرد فرد شما در این راه از بسیاری از حقوق خود چشم پوشی کنید.

رفقای مبارز، شما خوب بخاطر دارید و در آرشیو حزب هم احتمالا وجود دارد که من موافق انشعاب در حزب در زمان زنده یاد دکتر قاسملو هم نبودم و بعد از انشعاب چه شفاها و چه کتبا به رهبری حزب یاد آور شده و در جهت اتحاد شاخه های حزبی نوشته و کوشیده ام. اکنون هم همین کار را می کنم و در نامه اخیرم (قبل از این انشعاب) نوشتم:

"اگر به این اختلافات جزئی دامن زده شود و آن را بیش ازآنچه که هست بزرگ نشان دهید، توده های مردم از حزب رویگردان خواهند شد و نتیجتا، محبوبیت حزب در میان خلق کرد پائین خواهد آمد که این نکته آرزوی هیچ کدام از ماها نیست." لذا بر این نکته تأکید می ورزم و از همه رزمندگان حزبی و غیر حزبی تقاضا دارم به وظایف خود عمل کنند و در اتحاد مجدد حزب دمکرات کردستان بکوشند. یک نکته مهم قابل ذکر است که اعضای ساده حزبی، همه برای یک هدف مبارزه می کنند و همه برادر و خواهر و رفیق اند و هیچ اختلافی هم با یک دیگر ندارند. این باعث تأسف است، هنگامی که شنیده می شود یا در روزنامه ها می خوانم که برادران پیشمرگی که تا دیروز عضو یک خانواده بوده اند، هم اکنون می خواهند بروی هم سلاح بکشند! بدون شک این دشمن تراشی نه به سود شما است، نه به سود حزب است و نه به سود بقیه ی ملت شریف کرد.

با آرزوی پیروزی خلق کرد و شما رهروان راه قاضی محمد،

 این گاندی همیشه زنده خاورمیانه.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 26 فوریه 2007 

دکتر گلمراد مرادی

Dr.GolmoradMoradi@t-online.de

 بالا‌. بازگشت

چاپ کردن‌!

   این صفحه‌ را برای دوستان خود بفرستید:

© www.giareng.com
All rights reserved 2005.