رفراندوم و روش رفراندوم

 

 

تعریف رفراندوم : ازنظر لغوی، رفراندوم یعنی همه پرسی، مراجعه به آرای عمومی، کسب تکلیف معنی شده است. ازنظر حقوقی سیاسی، یعنی (مرحلهء گذار) است که احزاب و سازمانهای دموکراتیک در یک همه پرسی شرکت کرده برای چه نوع حکومتی رفراندوم را به آرا می گذارند.

 تردیدی نیست که پاسخ هر یک از احزاب سیاسی ایران به بن بست کنونی و راه کارشان برای خروج از این بن بست مناسبات آنان با حکومتها وبر داشت آنان از موضوعات زیر رابطه مستقیمی و تنگاتنگی دارد 

        الف- مناسبات با حکومتها ( احزاب) در دوران کنونی

        ب- تصور آنان ازنقش و جایگاه خود در بازسازی ایران

        ارزیابی از میزان توان خود در جامعه

        ت- برداشت آنان از مهمترین و کلیدی ترین موضوعات جامعه

        ث- برداشت آنان از راهکارهای تغییر حکومت 

        بسیج عمومی برای متحقق ساختن رفراندوم به گرد ملغی شدن قانون اساسی نوین بر پایه حقوق بشر تئوری ایجاد نهادهای بدیل حکومت : این نظریه که درمیان نیروهای سیاسی رواج یافته است تحت عناوین گوناگون طرح میگردید، دولت در تبعید، دولت موقت، دولت گذار، جبهه بدیل، احزاب بدیل دولت در تبعید فرانسه در جنگ جهانی دوم و انقلاب چین نمونهای ازاین مدل را نشان دادهاند .

جبهه دموکراسی، جبهه جمهوری.

از این لحاظه تجربهءعراق نکات آموزندهای را به دست میدهد در حالیکه جامعه عراق تحت نیروهای امریکا قرار گرفته است، احساسات ملی ومذهبی درجامعه بوجود آمده است. اما اصل موضوع مسئلهء رفراندوم درایران است که عدهای از شخصیت های سیاسی داخل و خارج که می خواهند یک همه پرسی برای تغییر قانون اساسی، بر گذار کنند. رفراندوم گذاران نمی خواهند که تغییر رژیم در کار باشد، براین باورند که اصلاحاتی در قانون اساسی بوجود بیاورند. این رفراندوم تضمینی ندارد، دراین بازی اقتدارگرایان تعیین می کنند وامکان رفراندوم وجود ندارد، اگر چه همه پرسی روش درست وحقیقی است، اما مانع درخواست ملت ایران برای رفراندوم در رساندن داد مردم به گوش محافل بین المللی نخواهد بود. رفراندوم گذاران نیز خود به این واقعیت آگاه و معترفند که در فضای کنونی ایران و اصولا در هر رژیم استبداد ، تقاضای رفراندوم برای برکناری رژیمی که با قدرت فرمان می دهد ، ساده اندیشی است. به نظر من مخالفت با قانون اساسی یک رژیم ، درست معنای مخالفت با کل ساختار و بنیاد حکومت را دارد ، برای مثال زمانی که ملت اسپانیا، سوئد و دانمارک بگویند که باید قانون اساسی عوض شود ، دقیقأ ملکه یا پادشاه آن کشورها را هم هدف گرفته است وتمام نظام را به دگرگون می کشاند . رژیم ولایت فقیه اگر قانون اساسی را رعایت کند و فضای سیاسی ایران به جایی برسد اجازه بدهد که احزاب سیاسی آزادانه فعالیت کنند و نویسندهگان در آزادی کامل بنویسند در رادیو و تلویزیون سانسور نباشد و حقوق ملیتها را به رسمیت به شناسد چه لزومی به رفراندوم است، بعید به نظر میرسد که جمهوری اسلامی راضی به چنین همه پرسی به شود. از سازمان ملل درخواست شده که زیر نظارت سازمان ملل این رفراندوم بر گذار شود. نظارت جهانی یا سازمان ملل، وقتی این نظارت قابل پذیرش است که این رژیم نظارت جهانی وسازمانی را قبول داشته باشد. درفراندوم معمولأ یک شعار مطرح است این  یا آن ، همه پرسی برای این است که آیا حکومت مذهبی ولایت فقیه را میخواهیم یا اینکه حکومت دموکراتیک را جانشین کرد. این رژیم از درون قابل استحاله نیست که منجر به انفجار باشد مبارزه از راه مسالمت آمیز را باید بدرستی شناخت، وقتی خشونت درکار باشد باید باخشونت جواب بدهید، رژیم جمهوری اسلامی: مانند رژیم شوروی نیست یک رژیم مافیای ایدهئولوژی است پس قابل استحاله نیست باید این استحاله را بوجود آورد، با فشار مردم بهره گرفتن از اندیشه وتفکرخوب میتوان این استحاله را بوجود آورد. تا زمانی که مسائل سیاسی این رژیم حل نشود، اصلأ رفراندوم معنی ندارد .

آب و آتش در جا جمع نمیشوند، مانند این میباشد که بچهای هنوز از مادر متولد نشده است بیاید نام و پاسپورت برایش تهیه کنید. هیچ انسانی مانع این نیست که رفراندوم نباشد، در تمام کشورهایی که رفراندوم بوجود آمده یا رژیم عقب نشینی کرده یا اینکه این رژیم کنار گذاشته شده و آلترناتیو دموکراتیک سر کار آمده، تا آنجایی که به ساختار جمهوری اسلامی بر میگردد حاضر به هیچ عقب نشینی نیست و حاضر است منافع ملی مردم ایران را به خاطر بقای خود به هدر بدهد و بس

 

ع- پیرانی   ١٢-٠١-٢٠٠۵