انتخابات در عراق و ضرورت شرکت در آن!

 

بطوری که همه آگاهی دارند در روز ٣٠ ژانویه ٢٠٠۵ یعنی حدود ١٨ ماه پس از سرنگونی صدام حسین دیکتاتور بغداد، آمریکائی ها تصمیم گرفته اند که یک انتخابات سراسری در داخل و خارج از کشور برای شرکت همه خلقها و بویژه آنهائی که از چنگ صدام حسین گریخته و در دیگر کشورهای جهان زندگی می کنند، انجام پذیرد و پس از آن قدرت و اداره امور مملکت بدست نمایندگان منتخب خلقهای عراق سپرده شود. اکنون ما از بحثها و گفتگوها و تحلیلهای سیاسی در رابطه با این انتخابات می گذریم و فقط به دو نکته مهمتر از همه می پردازیم: گروهی بر این باورند که این انتخابات باید تحریم شود و گروهی دیگر معتقدند که باید در آن شرکت نمود. بنده به عنوان یک کرد، سخنی رویاروی با هم ملیتهای کرد عراقی در رابطه با ضرورت شرکت آنان در انتخابات آن کشور دارم و تأکید می کنم که شرکت در انتخابات را به دلایل زیرین ضروری میدانم. اجازه دهید مطلب را با طرح چند پرسش آغاز کنم و به پاسخ آنها بپردازم: نخست باید پرسید: آیا آمریکای جورج بوش واقعا و قلبا می خواهد همه خلقهای عراق در یک انتخابات آزاد شرکت کنند و آیا مایل است دمکراسی در عراق حاکم شود؟!

دوم اینکه، شرکت در انتخابات عراق بسود کیست و تحریم آن به زیان چه کسی خواهد بود؟ و نهایتا پرسیده خواهد شد که چرا بنده کرد، با وصف مخالفت صد در صدم با سیاست توسعه طلبانه و استعمارگرانه سردمداران آمریکا، با انتخاباتی که نظیر آن در افغانستان و بسود آمریکا و هم پیمانانش انجام گرفته، روی خوش نشان می دهم و از همه هم ملیتهای کرد عراقی تقاضا می کنم که در این رأی گیری و انتخابات داخل و خارج از کشور شرکت نمایند؟!

 

١-  سیاست خارجی آمریکا که ضد خلقهای "جهان سومی" و هوادار حکومتهای مستبد و مرکزی بوده، برای بسیاری از مردم جهان و بویژه خلقهای تحت ستم و ازجمله اکثریت خلق کرد، واضح و روشن است. همانگونه که زنده یاد ملا مصطفا بارزانی به قاضی محمد (مهاتما گاندی ایران) در باره دیکتاتوران "عجم" گفته بود: "زمانیکه صاحب قدر هستند از آنها بی رحم تر و بی وجدان تر و ظالم تر نیست اما زمانی بی قدرت و زیر دست شدند کسی نمی تواند مانند آنها خود را مظلوم کند و آه و ناله و فغان کند و در حال زبونی و زیر دستی به هر چیزی که آنها را نجات دهد متوسل می شوند". بنظر من دولتهای آمریکا هم همین طور بوده و می باشند، هنگامی که در منطقه ای در موضع ضعف هستند، همه نوع قولی را به خلقهائی که به آنها یاری رسانند، خواهند داد، مانند سیاست فعلی آنها در قبال کردهای عراق، ولی بمحض اینکه به مراد خود رسیدند، زیر همه ی قول و قرار ها خواهند زد. ما در طول تاریخ دخالت سودجویانه و سیاست مزورانه آمریکا در جهان را دیده و تجربه کرده ایم. دولتهای حاکم در این کشور، بویژه دولتهای محافظه کار و جمهوریخواه آن، هرگز موافق کسب حقوق برای اقلیتها نبوده اند. کافی است به سیاست آمریکا در قبال کردها و ارمنی ها، بعد از کنفرانس لوزان ١٩٢٣ میلادی توجه کنیم، با وصف اینکه قبل از آن کنفرانس، دولت وقت آمریکا خود را مدافع خلقهای اقلیت نشان داد و حتا پیشنهاد وودرو ویلسون (طرح برنامه ١٤ مادهای) را در کنفرانس سورز ١٩٢٠ به سود اقلیتهای ارمنی و کرد گنجاندند، ولی آنگونه که بعدها تجربه به ما نشان داد، آنها بخاطر حمایت از حکومتهای مرکزی و مستبد در ترکیه و ایران و ملک فیصل دست نشانده انگلیسی ها، پشت پا بقول و قرار خود زدند و کردها و ارمنی ها را بسلاخ خانه این دست نشاندگان فرستادند و یا آواره دگر دیار کردند. البته مثالهای فراوان دیگری هست، ولی برای جلوگیری از طول کلام به همین یکی بسنده می شود.

پس نتیجه می گیریم که سرمایه داران غارتگر و از جمله آمریکا هرگز دوست و دلسوز خلقهای اقلیت نبوده و احتمالا در آینده هم نباشد. آرزومندم من اشتباه بکنم و آمریکائی ها با تجربیات ننگبار و تلخشان به سر عقل آمده باشند و این بار به اقلیتها و بویژه به ما کردها که صادقانه در نابودی صدام حسین، به آنها یاری رساندیم، خیانت نکنند. اما متأسفانه آنگونه که برنامه عملی انتخابات، زیر نظر این آقایان، حد اقل در خارج از عراق نشان می دهد، اینها در واقع مایل نیستند همه خلقهای عراق در انتخابات سهیم شوند، اگر چه به ظاهر به بوق و کرنا می دمند و بقول خود آنها، ٩٢ میلیون دلار برای این انتخابات در ١٤ کشور دنیا هزینه نموده اند. ما بخوبی می دانیم، شرکت همه اقلیتهای عراق در انتخابات بسود آمریکا نخواهد بود، چرا که آمریکا قلبا موافق فدرالیسم و خواست کردها نیست. یعنی اگر کردها در این انتخابات پیروز شوند برای اهداف آینده آمریکا ایجاد دردسر خواهند نمود. بدین ترتیب آنها با یک حکومت مقتدر مرکزی سر و کار نخواهند داشت، بلکه با یک سیستم فدرالیسم روبرو هستند که چاپیدن مملکت را برای آنها با مشکل رو برو خواهد نمود. در واقع زمزمه هائی هست که آمریکائیان با وصف ضدیت ظاهری با ایران، بسیار مایلند که شیعییان عراقی هوادار خود هرچه بیشتر در انتخابات فعال باشند و در مجلس اکثریت را به دست آورند که بدان وسیله آمریکا بتواند اولا یک حکومت مقتدر شیعه با گرایش به آمریکا روی کار بیاورد و دوما ایران را دلخوش کند که شیعییان در عراق حاکمند و به روابط خود با ملاهای رژیم ایران هم بهبود بخشد. درحقیقت برای آمریکا زیاد مهم نیست چه کسی با چه افکار و ایدئولوژی در ایران یا در عراق حاکم شود، برای آنها این مهم است که عراق را زیر فرمان خود داشته باشند و از آن طریق رابطه شان را با ایران حسنه کنند. ناظران سیاسی تأیید خواهند کرد که صدمه از دست رفتن ایران بعد از انقلاب بهمن ١٣۵٧ برای آمریکا، بمراتب بالا تر از زیان و خسارات جانی و مالی در جنگ ویتنام بوده است. پس زیر سلطه کشاندن ایران یکی از اهداف بزرگ آمریکاست. در آنصورت حاکمیت و تسلط بر مهمترین ذخائر و منابع نفتی و مناطق نظامی در جهان تثبیت می شود. یعنی پاکستان و افغانستان و برخی از کشورهای قفقاز و آذربایجان شوروی سابق و ترکیه و ایران و عراق و بعد هم اکثر کشورهای عربی زیر نظر مستقیم آمریکا قرار خواهند گرفت. خوب در چنین شرایطی وظایف ما و خلقهای اقلیت عراق چیست؟ آیا باید در انتخابات شرکت نمود یا آن را تحریم کرد؟! ما میدانیم که بن لادن در اصل آمریکائی، ولی بظاهر ضد آمریکا، بمردم عراق توصیه کرده است که در انتخابات شرکت نکنند، اما در عوض آیت الله علی سیستانی بالاترین مرجع تقلید شیعییان عراق، مصرا شیعییان را دعوت به شرکت در انتخابات نموده. این هردو تحریم و دعوت، قند را در دل آمریکائیان آب کرده است. زیرا این حضرات "ناجی خلقها" نه مایلند سنی ها در انتخابات بطور وسیع شرکت کنند و نه قلبا میخواهند همه کردها سهیم باشند. پس وظیفه ملی ما ایجاب می کند که نه در کنار بن لادن انتخابات را تحریم کنیم و نه بخاطر  آیت الله سیستانی در انتخابات شرکت نمائیم، بلکه به کوری چشم آن کسانی که نمی خواهند موفقیت کردها را در یک گوشه از کردستان ببینند، با تمام قوا باید بکوشیم و مردم را بسیج نمائیم که به پای صندوقهای رأی بروند و نشان دهند که به سرنوشت و آینده خویش علاقمندند. مطمئنا شرکت نکردن ما کردها در انتخابات، قبل از همه ملاهای ضد کرد ایران و ناسیونالیستهای ترکیه و بعد هم آمریکا را خوشحال خواهد نمود. ما می دانیم که انتخابات برگزار خواهد شد و نتیجه آن هم تا آنجا که بسود آمریکا باشد، مورد تأیید آنها قرار خواهد گرفت. اگر ما شرکت نکنیم بزرگترین ضربه را به خودمان خواهیم زد و آنگاه بهانه ای به دست آمریکائی ها و رژیم دست نشانده آنها نیز خواهیم داد که به دلیل کمی نمایندگانمان در مجلس نخواهیم توانست بر حقوق و خواستهای خود پا فشاری کنیم. درآنصورت دو راه در برابرمان قرارخواهد گرفت: یا باید با خواری تن به همه چیز بدهیم و یا مجددا اسلحه بردوش و به کوه بزنیم. پس من آرزو می کنم راه سومی هم باشد و آن شرکت وسیع مردم درانتخابات و حرکتی دمکراتیک از موضع قدرت و بکرسی نشاندن خواستهای برحق خلق کرد.

 

٢-  آنچه که تا کنون دستگیر من شده، شرکت اقلیتهای عراق و بویژه کردها به عنوان دومین نیروی تعیین کننده درانتخابات نه به سود آمریکائی ها و نه به سود شیعییان است. زیرا اگر همه اقلیتها فعالانه در انتخابات شرکت کنند، در حکومت آینده نه شیعییان می توانند اکثریت مطلق را به دست آورند و نه دیگر گروههای عمده (سنیهای عرب). پس باشرکت وسیع درانتخابات، شرایطی بوجود خواهد آمد که خلقهای عراق بتوانند به حد اقل حقوق خویش دست یابند. اما اگر ما کردها انتخابات را تحریم کنیم، بدون شک برنده شیعییان هوادار ایران و آمریکا خواهد بود و بعلاوه تأییدی بر پیام جنایت کاری مانند بن لادن و تقویت مسلمانان افراطی کرد است که این خواست هیچکدام از ما انسانهای خواهان دمکراسی نیست.

 

٣- اگر من نوعی خواهان شرکت وسیع مردم و بویژه کردهای عراق در انتخابات هستم، بدلیل اعتقاد عمیقم به دمکراسی است و اطمینان دارم این یک شانس و امکان استثنائی است که ملت کرد در یک بخش از کردستان به دست آورده و می تواند با شرکت فعال خود نشان دهد که حق پایمال شدهاش را که دهها سال با اسلحه برای آن در کوهها و درهها مبارزه نموده است، اکنون میخواهد از طریق انتخابات آزاد آن را به دست آورد. در انجام این کار دو نتیجه را میتوانیم به دست آوریم که زیانی در هردو نیست. نخست اگر موفق شدیم و سردمداران آمریکا را مجبور کردیم که حق و حقوق مارا به رسمیت بشناسند، بدون شک این کار ما در تاریخ ثبت خواهد شد که ما کردها لیاقت داشته و داریم که حقوق خود را بدست آوریم. دوم اینکه اگر هم بعد از این نتخابات قدرتمندان بهمان نیرنگهای همیشگی متوصل شدند وبخاطر راضی نگهداشتن هم پیمانان خود، مانند ترکیه، برخی از عربهای ناسیونالیست، شیعییان عراق و نهایتا ملاهای ایران، خواستند حقوق مارا پایمال کنند، آنگاه جهانیان خواهند دید که مبارزه دهها ساله ما کردها بر حق بوده و چهره کریه سیستمهای سود طلب و ضد کرد بیشتر نمایان خواهد شد و برای برخی از جوانان ما که هنوز آمریکا را جهان آزاد می پندارند، ماهیت ضد اقلیت و ضد کرد آنها رو می شود. من امیدوارم که این انتخابات بسود همه خلقهای عراق باشد.

له دوایی دا، له لاوانی کرد تهقازا دهکهم، ئهم مهقالهیه به کوردی تهرجومه بکهن. زور سوپاستان دهکهم.          

 

 دکتر گلمراد مرادی

Dr.GolmoradMoradi@t-online.de