|
|
در مبحث دوست و دشمن پندار ما به اینگونه است که همه خواهان دوست هستیم و از
دشمن بیزارم. اما آیا به واقع چنین است؟
لازم به ذکر است که دشمن دارای منافع مشترکی نیست که در یک رقابت سالم گوی سبقت
را از او ربود بلکه دشمن را باید نابود
کرد در زمان استالین در دایره المعارف های روسی در برابر واژه ی ترحم نوشته
بودند که ترحم بر دشمن خلق جایز نیست.
به اهمیت این امر واقف بود و در پی دشمن تراشی های داخلی و خارجی بر آمد. البته بیچاره آن ضد امپریالیستهایی که گلو ها یشان را در اختیار فرمایشات ایشان گذاشتند که به خیال خود گوش آمریکا را کر کنند, زهی خیال باطل چون فقط گوشهای خودشان کر شد. دیری نپاید که چهره ی نا مقدس و کریه ی آن امام نورانی و پیروانش برای آنانی که تصویر او را در ماه ندیده بودند و به رفراندوم ایران بر باد دهش نه گفته بودند آشکار شد و از اجرای فرامین الهی که از طرف نماینده ی خدا صادر می شد سر باز زدند این امر فرصت طلایی برای این نو دولتان ایجاد کرد که دشمن داخلی نیز بسازند چه کسی بهتر از یک ملت بی پناه و بی دفاع که براحتی میشود سرکوبش کرد و به بهانه ی تجزیه طلب بودنش یک بسیج همگانی ایجاد کرد و به تحکیم پایه های قدرت پرداخت و به نوعی به تصویه حسابهای درونی پرداخت. به همین خاطر تمامی خواسته های بر حق این ملت با موشک و بمب و تانک و توپ و گلوله پا سخ داده شد و این یعنی اشغال نظامی کردستان توسط لشکریان امام . البته نا گفته نماند که روحیه ی پهلوانی مولا علی توسط این تازه بدوران رسیده گان نهضت کربلایی رعایت شد و خاضعانه تمامی افتخار کشتار انسانها را یک شبه نصیب کردها کردند و برای این تواضع مجبور به تقیه(دروغ مصلحتی) شدند که گویا سر نیزه بیشتر از بمب و موشک می کشد البته گویا دروغ هر چه بزرگتر باشد قابل باورتر است عجیب است که شیرودی (خلبان هلکوپتر) برای کشتار كردها از بنی صدر مدال می گیرد و کردها افتخار سر بر بودن می یابند، عجب دنیای پر تناقضی! البته بعد از سفارش امام که (ما بی تجربه بودیم باید آن می کردیم که پیامبر با بنی قریظه کرد) خلخالی آن شمشیر آخته ی اسلام برای یاد آوری قادسیه و جلولا و نهاوند و حلوان به کردستان آمد تا آن کند که سعدابی وقاص کرد الحق که روی او را سفید کرد.
اما دایگی
صدام را نیز برای
بزرگتر شدن این هیولا فراموش
نکنیم مگر
امام نگفتند جنگ نعمت است.
حملات 11 سپتامبر و اعلام جبهه ی جهان غرب بر علیه تروریسم راه را بر گفتگوی
تمدنهای سید خندان (خاتمی) بست و یکی از محورهای شرارت شدند که ثمره سیاستهای
ضد بشریشان است
و دیگر برای جهانیان نیز خطر ناک شده اند.
امنیتون دیروز لباس مبدل در بر کردند و یکی یکی پستهای مهم را در دست گرفتند و
بارزترین نمونه اش سر درآوردن یک شبه احمدی نژاد از صندوقهای رای بود که بعد
مشخص شد این امر نیز نشانه یی بوده از نشانه های ظهور. جمهوری اسلامی که خود را در خطر یافته و سر نوشت صدام را می بیند به هر سیاستی دست میزند تا از سرنگونی در امان باشد اما نه دیگر مردم قداستشان را باور دارند و نه میهن پرستیشان و با این شعارهای تنش زا که ایران در صورت نبودشان تجزیه می شود هیچ انسان عاقلی دستخوش توهم نمی شود بجز کلید بر گردنان بهشتی که در رویای حوری بسر میبرند. سخنان مالخولیایی سفیر بیخردشان در ترکیه نیز مرا بیاد شعر ی که شاعری برای مرگ نادر سروده بود ( سر شب سر قتل و تاراج داشت سحر گه نه تن سر نه سر تاج داشت) انداخت. * به دلیل در دسترس نبودن فونت فارسی بجای حمزه از ی استفاده کرده ام |
| بالا. | بازگشت |
|
|
|
© www.giareng.com |