|
|
شرایط عمومی ایران به اعتراف غالب تحلیلگران داخلی و خارجی بسیار حساس شده است. عامل این حساسیت هم به طرح پرونده هسته ای جمهوری اسلامی در شورای امنیت بازمی گردد. این تیترها را بارها شنیده و خواندهایم: _ایران در پی تجهیز توان نظامی خود است . _ایران درحالی افزایش توان نظامی خود را به نمایش گذاشته که مقامات آمریکایی نگرانی خود را از این مسئله ابرازداشته اند. _در صورت حمله احتمالی یکی از کشورهای تهدید کننده ،جمهوری اسلامی میخواهد نشان دهد که به شدت با آن مقابله خواهند کرد . _ توان نظامی ایران محدود است و یارای مقابله با اسرائیل هسته ای را ندارد. _ ایران در حال گسترش موشک بالیستیک شهاب-3 است و در همین حال اگر به سلاح های اتمی دست پیدا کند، توازن استراتژیک منطقه را به شدت به هم خواهد ریخت. _کشورهای همسایه ایران با بی خطر خواندن مانور نظامی اخیر این کشور اعلام کرده اند که مخالفتی با آن ندارند. _بلافاصله پس از اتمام موفق رزمایش دریایی ایران، «سیمور هرش»، نویسنده جنجالی هفتهنامه «نیویوركر» از برنامه دولت بوش برای بمباران اتمی مراكز هستهای ایران خبر داد. _وزارت خارجه آمریکا می گوید این مانور نشانگر آن است که ایران درحال دنبال کردن "یک برنامه نظامی پرخاشگرانه" است. و... بی شک در شرایطی که دو جبهه در قبال ملیتاریزم هستهای ایران وجود دارد یکی از مهمترین تاثیراتی که مانور نظامی جمهوری اسلامی بر پرونده تهران در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به جای گذاشت، شکل گیری یک اجماع بسیار قدرتمند بر علیه رژیم تهران در میان کشورهای جهان است که با محوریت آمریکا شکل گرفته و یک پیروزی بزرگ برای سیاست خارجی آمریکا محسوب می شود که خطرناک بودن اقدامات مقامات تهران را بیشتر نشان دهد. مانور اخیر زیر سوال است چون برای دولتی که جامعه جهانی نسبت به او خوشبین نیست و یا به قول خودشان دچار ابهامات جدی است، طبیعی ترین نکته ممکن آن است که در صدد اعتمادسازی باشد و نشان دهد که بنای درگیر شدن با دیگران را ندارد،نه آنکه با برگزاری رزمایش،رفتاری ناسنجیده و چهرهای خشن را بخصوص در منطقه بحران زدهای چون خلیج فارس که هر دم آبستن حوادثی تازه است،به نمایش بگذارد. بدین لحاظ که منطقه خاورمیانه بهویژه حوزه خلیجفارس به علت در اختیار داشتن بیش از ۶۰ درصد منابع تولید انرژی(نفت و گاز)، نقش ژئواکونومیک ویژهای در سده بیست و یکم بازی خواهد کرد که انجام مانور نظامی که دنیا را به جنگی سخت فراخوان دهد،مقبول جامعه جهانی نیست. ایران که کنترل نیمی از سواحل خلیجفارس را در دست دارد و در کنار دولتهایی واقع شده که ثبات سیاسی ندارند و از نظر تواناییهای نظامی ضعیف هستند،با چنین قدرت نمایی هایی جهان غرب را به شدت نگران کرده است،زیرا اساس استراتژی غرب در خصوص کشورهای حوزه خلیجفارس، بر امنیت منطقه استوار است. با نگاهی بر مواضع جمهوری اسلامی در حین انجام مانور خلیج فارس،به سرعت قابل درک است که این مانور هیچگاه یک تمرین ساده برای نیروهای نظامی ایران نیست چرا که مقامات نظامی ایرانی پیشتر تاکید کردند که برای مقابله با کوششهای اسرائیل برای افزایش توان موشکی آن کشور، ایران نیز سرگرم بهبود سیستم موشکی خود است. جمهوری اسلامی ظرف هفت روز سه نوع موشک را آزمایش کرد که به گفته مقامات این رژیم در نوع خود موشکهای پر قدرتی هستند که تا به حال در هیچ جای دیگری ساخته نشده و از توان تخریب بالایی برخوردار است. یکی از این موشکها گویا یک سلاح "ماوراء افق" است که می تواند از کلیه انواع هلی کوپترهای نظامی و هواپیماهای جنگنده پرتاب شود. این موشک ظاهرا "نور" نامگذاری شده است. گزارش تلویزیون ایران درباره تازه ترین این موشک گفت که کارشناسان ایرانی برای نخستین بار در جهان موشکی را طراحی کرده اند که نیازی به سیستم "هدف گیری ورای افق" (OTHT) که برای یافتن هدف لازم است ندارد. دیگری سریع ترین موشک زیردریایی (اژدر) موسوم به "حوت" توصیف شده و مورد آزمایش قرار گرفت که گفته میشود این اژدر قابلیت تخریب کشتیهای جنگی و همچنین زیردریاییها را دارد. و سومین موشک ،یک موشک متعارف به نام "فجر 3" با قابلیت مجهز شدن به چندین کلاهک است که آن هم آزمایش شده است.مقام های نظامی ایران گفتند این موشک از چشم رادار پنهان می ماند. این سه موشک در حالی آزمایش شد که جمهوری اسلامی پیشتر نیز موشک شهاب سه را حدود دو هفته پس از انجام آزمایش یک موشک از سوی اسراییل آزمایش کرد. ظرف چند ماه گذشته روابط خارجی ایران دچار بحران های بزرگی شده و عملا نگرانی زاید الوصفی نسبت به نتایج این سیاست جدید در اذهان شکل گرفته است که مانور اخیر بر ابعاد این نگرانیها و بی اعتمادیها افزوده است. اما تا چه اندازه نیروی نظامی ایران نیرویی مدرن و قوی است؟ سوالی است که مقامات آمریکایی آن را بیشتر تظاهر میدانند تا واقعیت. همزمان با برگزاری مانور ،صفوی فرمانده سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، گفت آمریکا باید ایران را به عنوان قدرت منطقه ای به رسمیت بشناسد و "آرزوی در انزوا قرار دادن ایران را به گور ببرد". این سخنان میتواند نمایش توان نظامی جمهوری اسلامی را از اهداف مانور تعبیر کند. آزمایش سه نوع موشک پرتوانتر از گذشته به علاوه موضع رحیم صفوی و دیگرانی که از این دیدگاه پشتیبانی میکنند، این پیام را میرساند که آمریکا و غرب باید ذهنیت برخورد نظامی را از ذهنشان بیرون کنند، چون جمهوری اسلامی ظاهراً توان این را دارد که بتواند آسیبهایی را به آنها وارد بکند. در مقابل این دیدگاه جمهوری اسلامی،غرب و بخصوص آمریکا در این اندیشهاند که چون امنیت همهجانبه جهان در سده بیست و یکم به آرامش خاورمیانه بستگی دارد که ایران در مرکز آن قرار گرفته است و ایالات متحده نیز کنترل این منطقه را محور استراتژیک در سیاستهای خود قرار داده است،پس منطقه خاورمیانه یک منطقه ژئوپولیتیکی است و باز هم از این رو که در تحولات آتی نیز نقش محوری خود را به عنوان کانون توجهات استراتژیک جهان حفظ خواهد کرد،لذا نباید تهدیدی اتمی، مانند جمهوری اسلامی به راحتی در آن میدان عمل داشته باشد. کشمکش بر سر این مسئله بدینجا ختم نمیشود چرا که نباید از نقش محوری روسیه در این میان غافل ماند.نقشی که موجب شده است رژیم تهران بیشتر به سمت عرض اندام نظامی رانده شود. بزرگترین معضل استراتژیک جمهوری اسلامی در حال حاضر این است که تحت عنوان تهدید غرب، بیش از اندازه در حال نزدیک شدن به روسیه است،روسیهای که در مواقع بحرانی هرگز از ایران حمایت نمینماید چنانکه از عراق به عنوان متحد ژئواستراتژیک خود در حوزه خلیجفارس نتوانست پشتیبانی کند. حرکت ایران بهسوی استراتژی نگاه به شرق و خصوصاً روسیه اشتباهی فاحش است که تحت هرعنوانی پیگیری شود،به ضرر جمهوری اسلامی تمام خواهد شد و بهترین دلیل، تاکتیکی عمل کردن روسیه در ارتباط با خاورمیانه بهطور اعم و در رابطه با ایران بهطور اخص میباشد. اگر مقامات تهران برنامههای خود را با توجه به فضای ترسیم شده در فوق، تنظیم نکنند، خود را در شرایط نامناسب تری خواهند یافت. در حال حاضر و در آینده قابل پیش بینی نزدیک، وضعیت بازی برای ایران سخت و سختتر خواهد شد. |
| بالا. | بازگشت |
|
|
|
© www.giareng.com |