|
|
اول1 آنچه كه برای حكومتهای دیكتاتوری در اولویت بوده و هست حفظ موجودیت خود با هر قیمت ممكن می باشد و در این خصوص شاهد عقب نشینهای مفتضعانه از موازین خلل ناپذیر این طیف حكومت ها بوده ایم برای مثال جام زهر سر كشیدن اسلاف این رژیم در انتهای جنگ ایران و عراق و قبول غفت بار قطعنامه 598 سازمان ملل و تن در دادن به آتش بسی در جنگی كه برای آنها و موجودیتشان نعمت بود. و اخیرا هم بارها سران ایران ابراز داشته اند كه اگر از طرف غرب و آمریکا تضمینی برای در آمان ماندن رژیم وجود داشته باشد. آنها حاضر هستند كه فعالیتهای هستی خود را متوقف سازند و و به رغم اینكه آمریکا را از دشمنان درجه یك كشور بحساب می آوردند و سازش با آن از گناهان كبیره بحساب می امد اما اگر خود و حاكمیتشان را در خطر دیدند حتی سازش با آن هم غیر ممكن نیست ولی هر بار غرب به ویژه آمریکا اعلام میكنند كه مشكل ایران صرفا فعالیت هستی نیست بلكه ایران مسایل چون حقوق بشر آزادی بیان حقوق اقوام و اقلیتهای دینی و حمایت از ترو ریست جهانی دخالت در روند دمكراسی در عراق و افغانستان و مسایل كه به ماهیت و ساختار نظام بستگی دارددر كار نامه خود دارد . و در حقیقت آمریکا تما میت نظام را هدف قرار داده وجود آن را برای پروسه نظم نوین در خاورمیانه مخل می داند. لذا یكی از دلایل كه دولت مردان ایران را به پا فشاری روی برنامه ها اتمی خود تشویق می كند همین امر است و چون واقفند كه آنها بدون بر نامه هستی هم عملا در مقابل پروسه دمكراتیزه كردن منطقه قرار گر فته اند و در واقع چاره جز این ندارند اساسا توقف برنامه های هستی هم كمك به انزوای ایران نمیكند. و نهایتا یا باید قایل به اصلاحات در درون خود باشد كه نهایتا منجر به تغییر ساختار رژیم می گردد و جمهوری اسلامی در تمامیت خود دست خوش تغییر و تحول می گردد.. یا مانند هم تا خود در عراق روی خواستهای خود پا فشاری كند و استراتیژی كه بعثیها برای نجات از بن بست پیش رو اتخاذ كردند انتخاب كند كه شاید بتواند چند صباعی مقاومت نمایند و از فروپاشی خفت بار خود جلو گیری بعمل بیاورند. 2دوم 2 تحلیل های اشتباه از اوضاع جهان و منطقه و ایران در بیست و هفت سال اخیر تحلیلهاو سیاستهای غلط و پر هزینه جمهوری اسلامی كه عم تا رو دوش مردم ستمدیده سنگینی كرده است به وضوع مشاهده شده است جنگهای داخلی و سركوبی تمام احزاب و گرو های به سبك سلف خود هیتلر كه در مقابل عقلیت حاكم قرار گرفته بودند با تحمیل هزینه های گزاف مادی و انسانی به مردم ایران كه می توان گفت خسرانهای انسانی وارده بر این مملكت جبران ناپذیر است. تحمیل جنگ نا برابر بر مردم صلح جوی كردستان كه تبعات منفی خیلی زیادی در بر داشته صرف هزینه های سر سام آور برای سركوبی این مردم كه در همان حال می شد در خدمت آبادانی این منطقه بكار گرفته شود ادامه جنگ هشت ساله با هزینه كردن از جان و مال مردم و قربانی كردن بالغ بر پانصد هزار نفر نیرو جوان این مرز و بوم كه معقول بود در عرصه های فرهنگی و اقتصادی و آبادانی مورد بهره برداری قرار گیرند. همه و همه از سیاست های نا بخردانه و تحلیل های نا درست از اوضاع جهان و منطقه و از حماقتهای سران رژیم وعقلیت مریض و بیمار گونه انها نشئت می گیرد. بنابر این چون همواره مردم برای سران رژیم از كمترین اهمیت بر خوردار بوده اند لذا در تدوین سیاست های چالش بر انگیز همیشه از جان و مال مردم مایه گذا شته تا به اهداف فاشیستی خود دست پیدا كند. مضافا بنظر می رسد كه این بار هم دچار تحلیل اشتباه در خصوص مقابله با كشور های محور شده است و محتمل است كه سران جمهوری اسلامی با این تصور كه اگر میدان درگیری را برای نیروهای آمریکا وسیع تر كنند آمریکا در كنترل كردن اوضاع در منطقه دچار مشكل می گردد و نمی تواند كه وسعت باندازه ایران و عراق و افغانستان و احتمالا سوریه و لبنان و فلیسطین را همزمان . پوشش بدهد. بنابر این با حمایت گروهای تروریستی در این كشورها عملا به رویا صدور انقلاب اسلامی جامعه عمل پوشانده و آمریکا كه از قدرت های برتر دنیا میباشد را به چالش می كشاند و نهایتا وضعیت مانند آنچه كه در ویتنام برای آمریکا پیش آمد. ایجاد می گردد سر آخر آمریكا و غرب متحمل شكست خواهند شد و عقلیت سران جمهوری اسلامی پیروز میدان می گردد در همین راستا است كه امروزه ادعا های كه دلالت بر این تحلیل می باشند زیاد از دولت مردان جمهوری اسلامی شنیده می شود و اقدام به كمك مالی به گروه تروریستی حماس در راستای همین سیاست است از طرفی اغلب رو اینكه ایران عراق نیست تاكید می كنند. ولی غافل از اینكه موقعیت و وضعیت ایران به دلیل تنوع قومی مذهبی ضعیف تر و شكننده تر است. بعید نمی دانم با توجه به بافت نا همگون جامعه ایرانی تحول و تغییر در ایران از آنچه كه در عراق پیش آمد سهل تر و راحت تر باشد و مردم ایران از حیث جامعه شناختی هم تفاوت بارزی بامردم عراق دارد یعنی مردم ایران مستعد تر از عراق برای پذیریش تحول هستند و سال ها است كه مردم در تقلای دمكراسی هستند و اذهان عمومی برای پذیرش دمكراسی از هر زمان مهیا تر میباشد و این مهم در انتخاباتهای اخیر كاملا مشهود بوده به عبارتی در دهه اخیر افراد با گرایش های نسبتا دمكراتیك توانسته بیشترین ارا را بخود اختصاص دهند و در این مدت طیف بنیاد گرا و اصول گرا همیشه در پایین ترین جایگاه بوده است. بنابر این این واقعیت دارد كه ایران عراق نیست اما نه در تایید اهداف پلید دولت مردان بلكه در تایید اینكه پروسه دمكراسی در ایران به مراتب سهل تر از عراق میباشد و شرایط ایران از هر حیث مهیا تر است . آزاد مهابادی |
| بالا. | بازگشت |
|
|
|
© www.giareng.com |