Ö:: هموطنان گرامی، آزادیخواهان و نیروهای مترقی ایرانی

دکتر گلمراد مرادی

همین امروز یکی از هموطنان ارجمند این مطلب زیر را که در رابطه با مصاحبه رادیوئی شخصی بنام دکتر ستوده با رادیو سخن هفته در استکهلم، نگاشته اند، برایم میل نموده اند. متأسفانه باید گفت که، دارد زنگهای خطر بصدا در می آیند. امکان دارد بعضی ها به این چنین اظهاراتی، آنهم در یک فرستنده رادیوئی محلی که از طرف یک دولت دمکرات اروپائی از نظر مالی حمایت می شود، زیاد توجه نکنند و به آن اهمیت ندهند. بباور بنده اما این گامهای آزمایشی اولیه است که فاشیستهای وطنی، بر می دارند و می خواهند عکس العمل مردم در برابر آن را ببینند. احتمالا امید دارند که در آینده در سیستم بعد از جمهوری جنایتکار اسلامی جائی برای آن باز کنند و یا در خیال بکرسی نشاندن آن باشند.

ما اگر به افکار دمکراتیک پای بند باشیم، باید کوشش برای دفاع از سلطنت و پیاده نمودن حکومت های سلطنتی را تحمل کنیم، اما درعین حال از افشاء آن و زیانهائی که این سیستم در گذشته به جامعه ما وارد آورده، بهیچ وجه چشم نپوشیم. پس تحمل افکار سلطنت طلبی، اگر چه پوسیده و غلط هم هست، باید در جامعه ایران، همانند دیگر افکار و گروههای مختلف به آن نگریست و بخشی از روش دمکراتیک دانست. اما وقاحت و بی شرمی دفاع از فاشیست زیرنام دفاع از پادشاهی، آنهم ازطرف یک فرد دانشگاهی، واقعا تعجب آور است و غیر قابل تحمل و بشدت محکوم. زیرا ایدئولوژی برتری طلبی و سیستمی که آزمایش خودرا پس داده است و همگان با اعمال و نتیجه کار آن آشنائی دارند، باز هم برای آزمودن مجدد آن، تبلیغ کردن، دیگر احمقانه است. بنده بهمان اندازه که سوسیالیستی فکر می کنم و آرزوی برقراری وگسترش یک سیستم عدالت پرور و فدرال و دمکراتیک در جامعه چند ملیتی کشورمان ایران را دارم، بهمان اندازه ضد سلطنت و سیستمهای محافظه کار سرمایه داری هار هستم و دو برا بر آن نیز علیه نژاد پرستی و فاشیسم و سیستمهای قرون وسطائی خواهم جنگید. بنا بر این به مبارزه سیاسی با اعتقاد به رعایت دمکراسی در جامعه معتقدم، ولی اگر کسی برای یک سیستم فاشیستی و نژاد پرستانه و افراطی مذهبی در جامعه ما تبلیغ کند یعنی بخواهد، روش هائی که در گذشته آزمایش شده اند و جنایت ببار آورده اند، مجددا بر سر کار آیند، بنظر من باید با تمام قوا آن را افشاء نمود و چهره کریه مبلغان آن را بمردم نشان داد، همان گونه که در این مقاله کوتاه زیرین، آقای رحمانی به گوشه ای از آن اشاره نموده اند. پس بدینوسیله از همه ی دمکراتها و آزادی خواهان ایرانی تقاضا داریم، همراه ما از گردانندگان رادیو سخن هفته با هرایدئولوژی و راهی که دارند، بخواهند که از این نوع اظهارات فاشیست مآبانه فاصله بگیرند و رادیوشان را بلند گوی تبلیغی فاشیستهای وطنی و نژاد پرستان نکنند. ما این نوع گفتارهای بی مسئولانه را از طرف هر کسی باشد، مانند این بیاناتی که از دهان یک به اصطلاح استاد دانشگاه، یعنی آقای دکتر ستوده خارج شده است، شدیدا محکوم می کنیم و به عنوان دمکراتهای ایران از ایشان می خواهیم حرفهایشان را پس بگیرند، وگر نه محیط دانشگاه و تعلیم و تربیت آینده سازان جوامع مختلف، جایگاه و شغل شریف ایشان نباید باشد.

از طرف گروهی از شخصیتها و مبارزان کرد و فارس و آذری و بلوچ و ترکمن و عرب و یهودی و مسیحی ایرانی با افکار دمکراتیک و آزادیخواهی

دکتر گلمراد مرادی  هایدلبرگ آلمان فدرال 13 ماه مه 2006

Dr.GolmoradMoradi@t-online.de

******************************************************

دفاع رادیو «سخن هفته» از هیتلر و جنایات او در استکهلم!
بهرام رحمانی

bamdadpress@telia.com
دیشب دوازدهم مه 2006، دوستی زنگ زد و گفت اگر فرصت دارید رادیو «سخن هفته» را گوش کنید. مسئول و گوینده این رادیو یکی از چهره­های شناخته شده طرفدار رضا پهلوی، به نام آقای حسن اعتمادی است. کسانی که در برنامه­های ایشان سخن می­رانند برای برقراری مجدد سلطنت پهلوی تلاش می­کنند و در این راه چشمان خود را به واقعیت­های تاریخی می­بندند و هر آنچه دهانشان می­آید نثار گرایش چپ جامعه می­کنند. و با جعل و تحریف تاریخ، در جهت تبرئه حکومت دیکتاتوری پهلوی می­کوشند.

یکی از اشخاصی که هر هفته در این رادیو سخن می­راند، آقای دکتر «ستوده» است که زبان­شناس و استاد دانشگاه معرفی می­گردد. ایشان تمام سعی خود را به کار می­اندازد تا فسیل­های تاریخی را از قعر گورستان تاریخ بیرون می­کشد تا به شنوندگان خود بقبولاند که شاهان ایران، رهبران «عادل» و «آزادی­خواه» بودند. ایشان همچنین مبلغ دین زرتشت است. ستوده، با یک چرخش زبان، همه ملیت­ها و زبان­های مختلف ایران را نفی می­کند و غیر از زبان و ملیت فارس، بقیه را دشمن می­نامد. وی به ویژه درباره نیروهای چپ با زبان زشت و زمخت و زننده حرف می­زند و از الفاض چندش­آوری استفاده می­کند.

در برنامه جمعه شب رادیو سخن هفته، هم مجری رادیو و هم دکتر ستوده، پرچم فاشیسم  را با وقاحت بالا برده بودند و ستوده آن­چنان در وصف هیتلر به سر و کله خود می­زد که انگار از عزیزترین یار و یاور نزدیک خود یاد می­کند. کشتارهای میلیونی و اشغال کشورها توسط ارتش فاشیسم را به زبان می­آورد، اما به دلیل این که رضا شاه با او هم عقیده بود و در بلوک فاشیسم قرار داشت، از سقوط هیتلر ابراز ناراحتی می­کند و با خشم بر علیه ارتش سرخ شوروی که هیتلر را سرنگون کرد، سخن می­راند. ستوده­ بارها تاکید کرد که من از سقوط هیتلر توسط ارتش سرخ شوروی، ناراحت هستم. زیرا هیتلر دو بار به حکومت پهلوی ذوب­آهن داد، راه­آهن ایران راه­اندازی شد و به رضا شاه کبیر کمک­های فراوانی کرد. در جنگ دوم جهانی رضا شاه، در کنار هیتلر قرار گرفت. هنگامی که هیتلر سقوط کرد متفقین رضا شاه را از حکومت برداشتند و تبعید کردند. اگر هیتلر سقوط نمی­کرد اکنون کشور ما در جای دیگری بود. هیتلر از شاهنشاه من حمایت می­کرد و من از آن پشتیبانی می­کنم، ژرمن­ها به ما کمک کردند. اگر هیتلر یهودی­ها و دیگران را کشت و کشورهای دیگر را اشغال کرد به من چه ربطی دارد، در عوض به کشور من و شاهنشاه ما کمک کرد. زمانی که نازی­ها آلمان را رهبری می­کردند دو بار به ما ذوب­آهن دادند، راه­آهن دادند، من از آن خرسندم. من از آن پشتیبانی می­کنم، من می­خواهم در آن دوره شوروی سر به تنش نبود. زمانی که شاه ایران با چشمان خونین بود، شوروی، ژرمن را برداشت و به ایران فشار آورد. روسیه پتیاره بود  من آن را زار و خوار می­خواهم. من در شهر اردبیل بودم، ما زمین­گیر شدیم. نتوانستیم پیش برویم. من نمی­خواستم هیچ­گاه ژرمن برود.

 مجری برنامه می­گوید: دکتر ستوده، برخی می­گویند شما در سخنان­تان از پتیاره استفاده می­کنید بدون توجه به سخنان دانشگاهی شما حرف می­زنند پتیاره از نظر آنان یعنی زن تن­فروش. امشب هم چنین کردید و درباره ارتش سرخ و شکست ژرمن­ها. لطفا دوباره توضیح دهید. من سپاسگزارم توضیح دادید که شما طرفدار هیتلر بودید و به منافع کشورمان تاکید کردید.

ستوده، چنین ادامه می­دهد، آموزش­های فنی و هنرستان و راه­آهن و جاده­های اتوبان از زبان ژرمنی گرفته شده است، از آن زمان گرفته شده است. این­ها را ژرمن­ها به ما داده است، چه بخواهید و چه نخواهید، خوش­تان بیاید و نیاید ما حتی اسم بچه­هایمان را گذاشتیم هیتلر. این کام به کام مردم ایران بود، رضا شاه بزرگ دل مردم ایران را خنک کرده بود. این شاهنشاه گران­مایه ارتش ایران را در شهرها به نمایش می­گذاشت. مردم می­گفتند بارک­الله ارتش ایران می­رود شهرهای قفقاز را بگیرد... من آن ایرانی هستم که می­خواهم سر روسیه را کوبیده باشم. آن­هایی که حقوق بشر را زمان شاه درست کردند چرا الان نیست این­ها دشمنان ایران هستند. داس و چکش سر شما را بریده و گردن شما را شکسته، بروید ایران را نگاه کنید... نشانه­های شاهنشاهان بزرگ را می­بینید...

مجری می­گوید، بسیار سپاسگزارم آقای دکتر ستوده... شنونده­ای زنگ زدند و سخنان شما را باور نمی­کردند... متشکرم که نظر خودتان را در برابر ارتش سرخ و ژرمن­ها توضیح دادید.

بدین ترتیب، رادیو سخن هفته و دست­اندرکاران آن و همکارانشان به جایی رسیده­اند که رسما و علنا از هیتلر دفاع می­کنند و گرایش فاشیستی خود را با دفاع از هیتلر، و با دفاع از خانواده پهلوی فاشیست، به جامعه اعلام می­کنند. نظرشان بر این است که اگر هیتلر جهان را نابود می­کرد و میلیون­ها انسان را به خاک و خون می­کشید، به ما چه ربطی دارد، در عوض رضا شاه هم نظر هیتلر بود و در بلوک­بندی­های جهانی در جبهه فاشست قرار داشت. از این رو باید ارتش شوروی شکست می­خورد و حکومت هیتلر، باقی می­ماند آن موقع رضا شاه هم باقی می­ماند. می­دانیم که این نوع تبلیغات در دفاع از هیتلر و استفاده از آرم­ها و علایم فاشیسم در سوئد و غرب ممنوع است، از این رو می­توان در دفاع از حرمت انسان و در دفاع از حقوق میلیون­ها یهودی، رهبران کارگری، کمونیست، کولی­ها، و حتی معلولین را که در کوره­های آدم­سوزی هیتلر زنده زنده سوزاندند و میلیون­ها انسان در کشورهای مختلفی که به اشغال نیروهای فاشیسم درآمده بود به خاک و خون کشیده شدند، شکایت کرد.

خلاصه کلام، این رادیو در دفاع از جنایات سلسله پهلوی و در دشمنی و خصومت با جنبش کارگری کمونیستی و جنبش­های حق­طلب مردم تحت ستم مانند جنبش انقلابی مردم آزادی­خواه کردستان و نفی همه ملیت­های دیگر در ایران و با تاکید به پان فارسیسم، پرچم فاشیست را برافراشته­ و در کنار هیتلر قرار گرفته­اند. از سوی دیگر سلطنت­طلبان و دیگر ناسیونالیست­ها با بی­صبری در انتظار برگزاری «کنگره ملی ایران» توسط آمریکا، محاصره اقتصادی و حمله نظامی آمریکا و متحدانش به این کشور، شب­ها و روزهای پرالتهابی را از سر می­گذارنند، به معاملات سیاسی مخفی و علنی دست می­زنند تا بلکه سوار بر تانک­های آمریکایی از روی انبوه کشته­ها و ویرانه­ها بگذرند و بار دیگر بساط سلطنت خود را در این کشور پهن نمایند؟! اما چرتشان هنگامی پاره می­شود که جنبش کارگری کمونیستی قدرت­مند، جنبش زنان، جنبش جوانان و دانشجویان و مردم تحت ستم و آزادی­خواه و برابری­طلب در پیوند و اتحاد با یکدیگر در حال رشد و گسترش و پیشروی در صحنه سیاسی و اجتماعی سراسر ایران می­بینند. جنبش­هایی که افق و چشم­انداز سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی جامعه نوینی را در مقابل کل جامعه قرار داده­اند، در عین حال مخالف هرگونه تحریم اقتصادی و حمله نظامی به کشور خودشان هستند، زیرا در سال­های اخیر این فاجعه عظیم انسانی را در همسایگی خود در عراق و افعانستان می­بینند.

شکی نیست که فاشیسم، مذهب و ناسیونالیسم، این گرایشات پوسیده و خرافی بورژوازی، در طول تاریخ بشری، عامل اصلی بسیاری از قتل عام­ها و جنگ­ها و کشتارها بوده­اند. در حال حاضر نیز این گرایشات چه در نقش اپوزیسیون و چه در نفش حاکمیت به ویژه در کشورهای آفریقایی و آسیایی، هم­چنان به آفریدن رعب و وحشت و ترور و جهل و جنایت بر علیه بشریت مشغولند. ناسیونالیسم، از هر نوعش لایه بسیار نازکی با فاشیسم دارد، یعنی اگر ناسیونالیسم کمی خراش داده شود، افکار فاشیستی بیرون می­زند. جمهوری اسلامی، از دل چرکین حکومت پهلوی که اتکایش به خرافات ناسیونالیستی و مذهبی تحت کنترل حکومت بود، بیرون زد و انقلاب 1357 مردم ایران را به خونین­ترین شکلی سرکوب کرد. بنابراین هم حکومت سرنگون شده پهلوی یک حکومت فاشیستی بود و هم جمهوری اسلامی. مسلما با سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق یک انقلاب اجتماعی، جامعه ایران از شر ناسیونالیسم و مذهب رهایی یافته و جامعه آزاد و برابر و انسانی خود را خواهد ساخت.

سیزدهم مه 2006

 بالا‌. بازگشت

چاپ کردن‌!

   این صفحه‌ را برای دوستان خود بفرستید:

© www.giareng.com
All rights reserved 2005.