|
هدف
نگارنده از نوشته ای زیر این است, اکنون دیر یا زود در مقابل یک تغییر ساختاری
در
جامعه ایران هستیم, دامن زدن به بحران هسته ای از هر دو سو یعنی امریکا و رژیم
اسلامی, دور نمای جامعه ایران را از وضعیت کنونی تیره وتار کرده است, مناسبترین
و
راهگشاهترین راهی که مردم ایران می توانند,
انتخاب کنند.
تا از
این قصابان داخلی و
خارجی
جان سالم به در ببرند,
متکی
وباور مند بودن به قدرتی است که خود می
توانند,برای همیشه ریشه ای استبداد را در جامعه بسوزانند.
تا جامعه از چنگال
استبداد و دیکتاتوری رها می یابد.
دامن
زدن به بحران کنونی از هر دو سو یعنی امریکا
و
رژیم اسلامی, این دو نیرو ارتجاعی که با تمام تلاش کوشش خوداز طریق رسانها و
مطبوعات گروهی می کوشند تا رقیبان خود را عامل اصلی بحران کنونی به جامعه
قلمداد
کند
تا
نیت
جاه طلبانه و سیاستهای سرکوبگرانه خودرا در راستای منافع و امنیت جامعه بشری
تلقی
کند.امپر یالیسم که یک نیرو در میدان است می خواهد به جامعه وانمود کند,
برای
کشورهای جهان سوم گسترش دمکراسی و حقوق بشر و محو سلاحهای بیولوژیکی به همراه
دارد,
از سوی دیگر رژیم اسلامی با بلند پروازهای هسته ای می کوشد فعالیتهای هسته
ایش
را رنگ صلح امیز جلوه دهد,اکنون که جامعه طرف سوم این قضیه را تشکیل می
دهد.انقدر خام اندیش نیست که تسلیم شعارهای عوامل فریبه ای این دو ایدولوژی را
بخورد, از هر دو سو تلاش می کنند. جامعه را جزه جدا نا پذیر از پشت جبهه ای خود
بداند.
ساده
لوحی وخطای محض خواهد بودکه چنین تصوری در ظهن خود مجسم کنیم , جامعه از این دو
نیرو جدا نیست. به نظر من پشت بستن به هر یک از نیروها یعنی بنیا دگرای اسلامی
وامپر
یالیسم جز خود فریبه ای و فرو بردن جامعه ایران در یای فقر و گرسنگی چیز دیگر
نیست
,و تیره وتار کردن اینده ای جامعه از شرایط کنونی نوشته زیر می خواهد چکیده ای
به
اهداف این دو نیرو امریکا و جموری اسلامی و طرف سوم که جامعه است, اشاره داشته
باشد.
در
زمانی که مقامات بلندپایه ی امریکا ایران را یکی از کشورهای
سه
محور شرات خواندند.در ان زمان می توان به این نکته پی برد, امریکا در سدد راهی
میان
بر است بتواند تغییری در ساختار حکومتی ایران ایجاد کند. گرچه سالهای قبل از
11
سپتا
مبر سناتورهای مجلس سنا امریکا رژیم اسلامی را بزرگترین چالش برای منا فع
امریکا تلقی کرده بودنند, با تشدید شتا بان بحران هسته ای جموری اسلامی بی
نتیجه و
ناکامی از گزینهای متعدی که کشورهای غربی برای حل بحران هسته ای جموری اسلامی
اتخاذ
کرده
بودند, از جمله شکست و بی نتیجه ماندن مذاکرات سه قدرت اروپای المان- فرانسه
–
انگلیس جواب در خواست جموری اسلامی به پیشنهاده طرح مشترک روسیه با ایران به
منظور
غنی
کردن اورانیوم در مقیاس صنعتی در خاک روسیه اعلام غیر منتظره مقا مات جموری
اسلامی به ملحق شدن ایران به کشورهای با شگاه هسته ای جهان, پافشاری رژیم
اسلامی
برای
از سر گیری فعالیتهای هسته ای, تهدیدات مقامات ایرانی فا شیست خزنده احمد
نژاد
برای محو دولت اسرایل از نقشه جهان, با وجود تمامی گزینه های که جامعه جهانی
برای
حل بحران هسته ای ایران اتخاذ شده بود.
هیچکدام از مراحلی دیپلوماسی نتوانست, رژیم را وادار به تعلیق فعا لیتهای هسته
ای در خاک ایران کند. به نظر می
رسد
راه راه برای اقدام شدید شورای امنیت باز کند. گردر میان چه عضو دائم شورای
امنیت
بر سر نحوی بر خوردبه رژیم اسلامی اختلافات دیده می شود. چین و روسیه دو
اعضای
دائم شورای امنیت هستند, مخالفت خود را با هر نوع تحریم اقتصادی و حمله ی نظامی
اعلام کرده اند. با وجود تمامی موانع امریکا و کشورهای ارو پای از جمله الم
ن –
فرانسه –انگلیس در پی سیاست مشترک هستند, تا بتوانندعرصه های دیپلوماسی بر
نظام
اسلامی را تنگتر کنندزمینه های سناریوی شبیه عراق را در ایران را به اجرا در
اورند. نشست در پشت درهای بسته میان مقامات حکومتی ترکیه با مهرهای سازمان
جاسوسی
سیاه
از سوی دیگر اشغال عراق از جنوب ایران واز سوی دیگر اشغال افغانستان در شرق
ایران, حضور نظامی عظیم نیروهای دریایی ,هوای و زمینی در خلیج فارس و ایجاد ناو
گانهای نظامی و پایگاهای جاسوسی در پاکستان و سایر کشورهای عربی طرح لایحه ای
دمکراسی به مجلس سنا , و نهایتن تصویب 75 میلیاد دولار 15 فوریه از سوی مجلس
سنای امریکا برای گسترش دمکراسی در ایران با این اوضاع و احوال می شود وانمود
کرد که پیش
زمینه
ی یک حمله نظامی برای ساقط کردن رژیم ولا یت فقیه از سوی دولت امریکا ایجاد
شده
است
.
اصلاح
بحران پدیده ای پیچیده ای است . و خود معنانی واژه ای
زیاد
دارد .این اصلاح بیشتر برای بیان مرحله ای از پیشرفت و بیماری اجتماعی به کار
برده
می شود. برای نظامهای که در ساختار اقتصادی خود دچاره اشفتگی و نابسامانی و
ناتوانی از حل بحرانهای اجتماعی است. نظام سرمایه داری برای نجات از این بیماری
و
جلوگیری از سقوط نرخ سود به سایر نقاط جهان بو یژ ه در انجا که ترکیب اورگانیگ
سرمایه در حد پایین تری قرار دارد .و نرخ ارزش اضافی بالا تر است. حرکت می
کنند. واژه ای تازه کردن نیروهای و روابط داخلی کشورهای نا توسعه یافته او ضاع
اقتصادی
و
اجتماعی ان کشورها را از ریشه دگرگون می کند. محور بحران امروزه در خاورمیانه
نه
برای
جلوگیری از گسترش سلاحهای بیو لوژیکی و نه برای گسترش دمکراسی و حقوق بشر
است.
بلکه اشغال خاورمیانه به مثابه چاشنی کوچکی برای یک انفجار عظیم در ابعاد
جهانی
سوق دادن جهان به مثا به یک قطب سرمایه است.
نظام
سرمایه داری در هنگام ظهور
خو د
یعنی زمانی که نظام فودالیزم را سرنگون کرد.تا به امروزه این نظام بحرانها و
بیماریهای مختلفی را طی کرده تا به این مقطع حاکمیت گام نهاده, با فرو پاشی
دیوار
برلین
در دهه 90 میلادی اندیشمندان نظام سرمایهداری در پی ایجاد سیاستی بودندکه تا
بار
دیگر سلطه ی خویش را بر جهان تحکیم ببخشند.
تا از طریق میلیتا ریزه کردن جهان
طول
عمر این نظام بحران زا که در سراشیب سقوط قرار گرفته نجات دهند. فاجعه انسانی
11
سپتامبر فرصتی مهیا کرد, تا با دیگر شاهد تقسیم مجدد جهان میان قطبهای بزرگ
اقتصادی ,امریکا محتاج تبدیل مبارزه با تروریزم به یک بحران بین المللی بود.
نهایتن
تلاش
خود را با کمک قدرتهای بزرگ سرمایه در این جهت به عمل در اورد.این تقسیم مجدد
جهان
کشورها ی افغانستان عراق را قربانی کرد.با حمله ای نظامی امریکا و متحدانش به
افغانستان چند روز جنگ میان حکومت طالبان و امریکا سر انجام امریکا و متحدانش
توانستند, حکومت طالبان را از گردونه ی حکومتها خارج کند.و افغانستان به تصرف
نیروهای نظامی خوددر اورند.
کشور عراق هم بیش از 23 سال با بی رحمانترین محاصرهای
اقتصادی و کشتار میلیو نها انسان بی دفاع بر اثر بی داروی و الودگی محیط زیست
با
مواده
رادیو اکتیو و دیگر الو دگیهای بیو لو ژیکی ,گرسنگی و غیره سرانجام در سال
2003
نیروهای امریکای و انگلیسی حکومت دیکتاتور بعث را سرنگون کرده اند.انچه که
برای
مردم مسیبت دیده عراق و افغا نستان بعد از جنگ بر جا مانده است. فقر, گرسنگی،,
قطی,
اوارگی, میلیونها انسان از ابتدایترین نیازهای زندگی, از بین بردن زیر
ساختهای اقتصادی و مراکز صنعتی, الودگی محیط زیست با مواد بیولوژیکی, مستقر
کردن
زندانهای مخوف و قرون وسطای ابوغریب و گوانتانمو گسترش جنگهای داخلی بمباران
کردن
خانهای شهروندان عراقی و افغانسنان به بهانی مبارزه با تروریزم و دهها
نابسامانی
اقتصادی و سیاسی دیگر برای توده های زحمتکش این دو کشور بر جا مانده است.این
جنگ
میلیارد ها دولا ر هزینه برای دولت امریکا بر جا مانده است. این یک واقعیت تا
سفبار
است.در حالی که در کشورهای در حال تو سعه یافته در هر روز 3000كودک زیر 5 سال
در
اثر
بیمارهای قابل پیشگیری که در غرب ریشه کن شده اند, میمراند. در کشورهای جهان
سوم
از
جمله افریقا- سودان – کامبوج – برزیل – هند – پاکستان – میلیونها انسان روزانه
بر
اثر
گرسنگی و نبودن تغذ یه منا سب و مسکن, اب اشامیدنی جان خود را از دست می
دهند.یا در انتظار مرگ هستند. شیوع بیمارهای واگیردار از جمله مالاریا وایدز در
کشورهای فقر زده حدود 150 میلیون کودک بی سر پناه روز و شب خود را در کنار
خیابانها
می
گذر انند.این در حالی است که میلیادها دولار هزینه جنگهای ارتجاعی میان قطبهای
بزرگ
اقتصادی است.سرمایه گذارهای کلان برای راه اندازی بزرگترین زراتخانه های اتمی
و سلا
حهای کشتار جمعی و مستقر کردن پایگاهای جاسوسی و نظامی با مجهز ترین دستگاها
و
تکنو لوژی مدرن برای مقاصد حکومتهای ضد انسانی به کار می رود.
این همه فاجعه
انسانی و نسل كشی ها را چه برای انسان به ارمغان اورده است. نظام لیبرالیزم نو
عامل
تمامی
مسیبتهای و نا بسامانهای انسانی است. افزایش نا برابری و فقر جهانی باید
بطور
ضمنی و بیشتر به عنوان نتیجه ای شکست ساختار نظام اقتصادی جهانی بر شمورد.
سیستم اقتصادی لیبرالیزم بدون ارزش اضافی و سود محکوم به
فنا است.این نظام جهانی در
هر
نقطه از جهان که بتوان. سرمایه خود را گسترش می دهد ,تا نیرو کار ارزان و مواد
خام
برای امر تو لید اگر بیابد حتی به قیمت ریختن خون میلیو نها انسان تمام بشو د
به
انجا نقل مکان می کند.با گسترش و حاد شدن شکافها ی طبقاتی نا توانی دولت رفا در
اروپا
و نا توانی ارگانهای قضای در کشو رهای قلب سرمایه از جمله صندوق جهانی پول،
بانک
جهانی, سازمان تجارت جهانی مو جب بی ثباتی سیاسی بحرانها و اشفتگی اقتصادی مو
جب
تشدید تنشهای در بین نیروهای اجتماعی شده و افزایش در صد فقر در کشورهای که قلب
سرمایه داری هستند.امروزه پدیده ای فقر فقط مختص به کشورهای افریقای و جهان سوم
نیست,
یک پدیده ای جهانی است. حتی کشورهای که مهد سرمایه داری هستند با پدیده ای
فقر
روبه رو هستند. موارد که ذکر شود می توان اساسترین عنصر های اصلی باشد.که نظام
سرمایه داری به رهبری امریکا لشکر کشی به خاورمیانه باشد, تا از این طریق
بتواند چنگ
بر سر
بازارها ی عظیم جهان و بخصوص خاورمیانه که بزرگترین منابع ذخایر زیرزمینی
جهان
در این منطقه استخراج می شود. و برای گسترش پروسه گلوبالیزاسیون در این منطقه
قدرتهای بزرگ در طول تا ریخ بزرگترین حمامهای خون در این منطقه به را
انداختند.
اکنون که نظام سرمایه داری به رهبری امریکا در سدد چنگ انداختند. بر این
منطقه
مهم است. بی گمان برای چنین پروسه ای دراز مدت یا کوتاه مدت حکومتهای در این
منطقه
به تخت حاکمیت می نشاند. که مهرهای خود و سر بازان سر سپرده خود باشند.تا از
این
طریق ذخایر زیر زمینی نفت و گاز در این منطقه چپاو وغارت راحت صورت گیرد.
حکومتهای ارتجاعی از جمله صدام حسین در عراق, طالبان در افغانستان, جمهوری
اسلامی در
ایران, که خود با حمایت وپشتیبان مستقیم امریکا و انگلیس به سر تخت حاکمیت
نشانده
شدند.امروزه منافع نظام سرمایه داری جهانی ایجاب می کند. که این حکو متهای
ارتجاعی
نمی
توانند. منافع در از مدت امریکا را در منطقه تامین کنند. از این رو امریکا در
سدر
است .
به هر نحوه شده یا حمله نظامی و یا تحریم اقتصادی این حکو متها را سرنگون
سازد.
و مهرها را در ساختار حکومتی جابهجا کند. با در دست داشتن رسانه های گروهی
و
سازمانها ی تبلیغاتی, سیاسی, فرهنگی قدرتهای بزرگ سرمایهداری و طبقات حاکم
برای
اقناع
مردم خود در سطح ملی و فریب توده ای که در زیر تیغ استبداد حاکم نفسهای اخر
می
کشند و در سطح جهانی به صورت پیوسته و مکرار ادعای جانبداری از دمکراسی و حقوق
بشر
می کنند. تا تضاد زیر بنا و روبنای جامعه در داخل و تئوری های شکست خورده نظام
جهانی
با شعارهای ظریف از جمله دمکراسی و حقوق بشر در سطح جهان پوشانده شود. در
چنین
مواردی است که برگ نازک سرمایهداری به زمین می افتد. وازلابلای انگشتان ظریف و
نازک,
چنگالها ودندانهای خونین نمایان می گردد. هیچ نظام اجتماعی نمی تواند. با
تضاد
اشتی ناپذیر درونی دوام و از ثبات سیاسی بر خوردار باشد. نظام سرمایه داری چه
در
سطح ملی وچه در سطح جهانی نیز از این قانون مستثنی نیست.
هیچ
شعاره
عوامفریبانه ای نمی تواند مبارزه اشتی نا پذیر جنبشهای توده ای علیه مافیا ی
قدرت
را
تضعیف کند.
اکنون
که رژیم جهل پرور ولا یت فقیه به این نکته پی برده, دیر
یا
زرددورنمای خود را در زباله دان تاریخ می بیند. سالهاست راه تو سعه و ترقی را
سد
کرده
و مانع پیشرفت این جامعه استبداد زده شده .و در سطح منطقه و جهان شاهد فرو
پاشی
یکی بعد از دیگری حکو متهای مستبد وتک حزبی است, تنها حفظ بقا و موجودیت خود
را
دست پیدا کردن به سلا حهای بیو لو ژیکی می داند.با گسترش بحرانهای جاه طلبانی
هسته
ای رژیم اسلامی و حاد شدن هر روزه این بحران هسته ای بیش از هردوران دیگر این
رژیم
در سطح بین المللی مشرو عیت خود را از دست داده است. حتی حکو متهای منطقه که
زمانی
همپیمان یکدیگر بودند. و دارای یک سیاست مشترک هستند, برای سرکوب وحشیانه
حرکتها و جنبشهای ملی, کارگری, دگر اندیشان و سایر نیروهای اجتماعی از جمله
ترکیه،
سوریه, پاکستان, افغانستان, این رژیمها از دست پید ا کردن رژیم اسلا می به سلاحهای
کشتا رجمعی نگران هستند.و جموری اسلامی را بزرگترین خطر برای امنیت و اسایش
منطقه
و جهان می دانند.رژیم اسلامی که حاکمیت خود رادر مخاطره می بینداز این رو
سیاستهای برای گریز از این پرتگاه اتخاذ کرده نخست شعار عوامفر یبانه انرژی
هسته ای
حق
مسلم ماست, جلو گیری از خطر تجاوزگران بیگانه به ایران, از سوی دیگر فضای رعب
وحشت
سرکوب و دستگیری فعا لان سیاسی, روشنفکران , روزنامه نگاران, زنان, فعالان
جنبش
کارگری, و لشکر کشی به استا نهای نوار مرزی به بهانه جلو گیری از تجاوز نیرو
های
بیگانه نظام اسلامی که صدای انقلا ب مردم ایران را شنیده , می خواهد به هر نحوه
ممکن
گردو خاک بر پا کند.تا مانع این خیز ش عظیم باشد. ایران یکی ازکشورهای بزرگ
جهان
در زمینه ای ذخایر زیر زمینی است .
روزانه ایران 4 میلیون بشکه نفت خام به
کشورهای صنعتی جهان صادر می کند.و بزرگترین صادر کننده گاز به کشورهای منطقه
است.
رژیم اسلامی این ثروت ملی را خرج زراتخانه های هسته ای وکمک های مالی و
تسلیحاتی به گروهای تروریستی از جمله حماس حزب الله لبنان, و گروهای تندرو شیعه
در
عراق
برای کاهش نارامها و بی ثباتی منطقه و جهان تا از این طریق بتواند. طول عمر
نظام
جهل و خرافه را بیشتر کند.از سوی دیگر میلیو نها انسان روزانه با فقر و گرسنگی
دست و
پنجه نرم می کند.
در شرایط که صدها کودک گرسنه در گوشه ای خیابا نها وحاشیه
شهر
ها روز شب خود را سپری کند. هر تجمع مسالمت امیز را با درندانترین شیوه ای ممکن
سرکوب
می کند.دخالتهای بی شرمانه در زندگی خصو صی افراد, محروم کردن زنان از
ابتدایترین خواستها و مطا لبات بر حق خو یش, اغاز کردن دور دیگر از قتلهای
زنجیرای
وبگیرو ببند های جدید. دها نمونه دیگراز این نقض حقوق بشر روزانه در جامعه
ایران
شاهد
هستیم.در حالی که جامعه به دست مشتی از اخوند زادها باشد.و اکثریت مردم از
سرنو
شت جامعه خود کو چکترین نقش نداشته باشند.هر چقدر شعارهای رژیم رنگ طرح امیز
بزند
. و به یک مسله ملی تبدیل کند. نمی تواند کوهی از درد ورنج این توده های در بند
کشیده
را کم کند. جامعه که تنشهای موجود از دو عنصر اساسی به وجود اید یعنی نابرابر
اقتصادی و سیاسی بی گمان هیچ حکومتی نمی تواند. بر بست یا چرخ این مبارزات بر
حق را
تضعیف
و یا سد کند عملکرد مافیای قدرت در دو دهه ای گذشته برای جامعه بین الملی
روشن
و اشکار است. و نیاز به توضیع ندارد.دست یافتن این رژیم به سلاح هسته ای جامعه
بشری
روی ارمش, صلح, پیشرفت, ثبات را نخواهد دید.
ولا یت فقیه مسلح به سلاح بیولوژیکی یعنی اسیر بشریت در جهل خرافه به همین
منظور است. کوتاهی و بی تفاوتی به
برنامه جنجال برانگیز هسته ای رژیم اسلامی به اصلاح دیگر تقدیم کردن سرنو شت
بشریت به دست عده ای از گرگ گرسنه وخیانت است .جبران ناپذ یر. اکنون مبارزات
افتخار امیز
قشرهای اجتماعی از جمله دانشجویان, کارگران, جوانان, زنان, ملتهای تحت ستم
درچندماه گذشته پیام اور این نکته ارزشمند بود. نظام جموری اسلامی عامل تمامی
مسیبتهای وفلا کت بارها خود دانستند.و مبارزات خستگی ناپذ یربا رژیم جهل خرافه
را
هر
روز گسترش و ابعاد تازه و امید بخش به خود می گیرد.و تنها نجات جامعه از این
رژیم
قرون وسطای در گروه به میدان امدن تمام اقشار اجتماعی است.که می توانند.این
رژیم
را همچون نظام شاهنشای به زباله دان تاریخ انداخت.
راه
سوم
اکنون
شبح یک جنگ دیگر در منطقه میان دو نیرو ارتجاعی در اذهان عموم طنین
می
افکند. و اینده ای جامعه ایران از وضعیت کنونی تیره و تار تر کرده, این جنگ
عواقب
مضر و ناگواری برای جامعه در بر دارد. ماهیت واقعی این جنگ جز تشدیداستبداد،
خفقان, سرکوب, اوارگی, واز بین بردن زیر سا ختهای اقتصادی ومراکز صنعتی چیزی
دیگر
نیست . طرفی سومی که جامعه و مردم هستند, هیچ نقشی در این بحران ندارند .کم
هزینترین راه که مردم ایران می توانند. از این فاجعه که اکنون در خانه ای ما
ایرانیان می کوبد چست. در درجه اول جنگ یک فاجعه انسانی است, جنگ هیچ گاه خواست
و
اراده
ای جامعه نبوده و نیست . جنگ جامعه را از لحا ظ توسعه و پیشرفت و رسیدن به یک
جامعه
مدرن به تعویق می اندازد. این جنگ از هر سو شروع شود. بی گمان این مردم تحت
ستم
است که بهای چنین جنگ ارتجاعی می پردازد. انچه که ما را از این فاجعه انسانی
دور
می کند.
تقویت و قرار گرفتن در جنبش ضد جنگ و مطلع کردن کارگران, جوانان، ملتهای تحت
ستم, و سایر نیروهای مترقی از
این
فاجعه و همزمان افشا گری و ماهیت
جنگ
طلبان این دو ایدئولوژی مستبد یعنی بنیاد گرای اسلامی و امپریالیسم در صورتی
که
جنبش ضد جنگ توانست اکثریت جامعه را در صفوف خود قرار بدهد می توان از تکرار یک
جنگ
دیگر در منطقه کم کرد. انهای که روز شماری می کنند برای مداخله امریکا در ایران
در
وهله اول معنا و عواقب بحران کنونی را به درستی درک نکردند. این استدلا ل بی
پایه
و بی اساس است که تصور کنیم با امدن امریکا به ایران, جامعه از یوغ استبداد
رها
یی می یابد. و به این جامعه و مردمان در بند کشیده وعده وعید ان چیز ی بدهیم که
هنوز
ماهیت واقعی بحران کنونی را به دقت و روشن درک نکردیم , مدافعان جنگ یا فراموش
کرد ه
اند . یا نمی خوانداین واقعیت تاریخی را بپذیرند.این نیرو که امروزه خود را
پرچم
دار دمکراسی و قهرمان حقوق بشر تلقی می کند.
دهها و صدها انقلاب و جنبش توده
ای را
در سطح جهان به خاک خون کشید ه است .نمونه بارز این حمام خونها که توسط این
قهرمانان دمکراسی و حقوق بشر بر پا شد. در جامعه ایران بود .نهضت صنعتی کردن
نفت
به
رهبری دکتر مصدق این جنبش میلیونی مبارزه ای اصلی خود را علیه قدرتهای استعماری
و
حکومت مرکزی ان وقت بود .قدرتهای بزرگ امریکا و انگلیس با گسترش و جوانه زدن
این
جنبش
توده ای منافع تجاوزکاران خود را در مخاطره دیده اند. سپس با کمک شاه با یک
کودتا
نظامی از پیش تدوین وبرنامه ریزی شده این جنبش بر حق مردمی را با وحشیانه
ترین
شیوه سرکوب کردند. و دها نمونه بارز دیگر در جهان در طو ل قرن معاصر شاهد هستیم
.هدف
از اشاره به این نکته تاریخی این است .تا به مدافعان جنگ بفهما نیم در انتظار
نشستن
و امیدوار بودن به نیرویی که سرکوب واستبداد ماهیت واقعی خود را تشکیل میدهد.
خیال با طل و عقوبتی سخت است .امروز اگر شورای ملی مقاومت و سلطنت طلبان در
جامعه
دست به تبلیغ در میان مردم می زنند.از طریق رسانهای گروهی به استقبال چنین
مداخله می شتابند. برای مردم ایران جای شگفتی وتعجب و فرو رفتن در فکر نیست.
چرا که
این
نیروها بازماندگان جیره خواران همان سیاستهای ضد مردمی هستند. با نیروهای
سرکوبگر بزرگ شدند ورشد کرده اند. دراحتمال هر حمله نظامی امریکا به ایران در
صف اول
جبهه
قرار می گیرند. مردم ایران بیش از دو دهه حاکمیت در ندانترین حکو متهای قرون
وسطای
به تنگ امدند. راه توسعه اقتصادی , فرهنگی وارزشها و بهاهای دمکراسی توسط
استبداد مذهبی سد شده .اکنون شاهد رسوای این نظام از داخل و خارج هستیم و دچار
بحرانهای علا ج ناپذیر شده .
در این اوظاع و احوال که شاهد سست شدن پایه های مردمی
این
نظام هستیم, نیروهای مترقی و سرنگوی طلب باید حمایت و پشتیبانی خود را از
مبارزات توده ای از جمله زنان, کارگران, دانشجو یان , دگر اندیشان و سایر
قشرهای
ازاد
ی خواه به عمل اورند. مبارزات روزمره خود را علیه حکومت مرکزی گسترش
دهند.
قرارگرفتن وامیدوار و باورمند بودن به جنبش توده ای که تنها سو زاندن ریشه ای
جهل و
خرافه به دست ان امکان پذیر است.و تقو یت حمایت جنبشهای ضد جنگ وتقو یت صدای
سو می
کم هزینترین راه رسیدن به یک جامعه که ارزشهای انسانی به معنای واقع هم
درپراتیک و هم درتئوری باشد.پشت بستن و در انتظار ماندن به نیروی که خود ریشه
ای
استبداد و دیکتا توری است. و در مقابل ان بی اعتنایی و کم بها دادن به جنبش
مردمی
است
.خواسته یا نخواسته رودروی جنبش تو ده ای قرار می گیرند. اگر بحران کنو نی را
جدی
تلقی می کنیم .و خواهان بر چیدن استبداد مذ هبی هستیم .
باور و ارتقاد به سرنو
شت
مردم ایران به دست خو د هستیم . تنها را رسیدن به این ارزشها ی انسانی, و افق
دورنمای رو شنی در مبارزات قشرهای اجتماعی می بینیم باید این جبهه سوم یعنی
جامعه و
مردم
را گسترش و حمایت همه جانبه به عمل اوریم , باید این نیرو سومی یعنی جبهه ضد
جنگ و
استبداد با صدای طنین افکن خویش مرز خود را با این دو نیرو مستبد جدا کنیم
.نه
به جمهوری اسلامی و نه به امپریالیسم, این مشارکت فعال و ازاد قشرها و نیروهای
استثمار شده است .که می تواند پایه های استبداد را فرو بریزد. و بر ویرانهای ان
بذر
دمکراسی و عدالت اجتماعی کاشت. |