|
دور
بر سالهای1346و1347با عمویم كه مشغول كار كشاورزی بود صحنه ای وحشتناك و
غیر انسانی را مشاهده كردم كه تا اكنون هم تاثیر نا خوشایندان در ذهنم باقی است
انهم منظره جنازه سه تن كه سر و ته عقب یك ماشین ارتشی اویزان و به طرف نقده در
حركت بودند . مثل هر بچه كنجكاو سو الاتی به ذهنم هجوم اوردند رو این اساس از
عموم
پرسیدم . اینها چه كاره هستند ؟ و
و چرا اینچنین به قتل رسیده اند؟ضمن سوال كردن
وقتی به عمویم نگاه كردم متوجه شدم كه متحول شده و اشك در چشمانش حلقه زده و
گونه
هایش از فرط نارحتی گلگون شده است . جواب داد اینها چته هستند( یعنی را
هزن
ان
زمانها رژیم پهلوی مبارزین كرد را چته می نامید و كسی جرات نداشت كه انها را به
نامی
دیگربخواند)خیلی زود فهمیدم كه عمویم بر خلاف میلی با طنی اش دروغ میگویید و
به عبارت دیگر از ترس ساواك در ان بیا بان جرات نمی كرد كه حقیقت را برای كودك
خردسال هم فاش سازد
چرا كه ان سالها و بعهد از قیام سال های 1346و1347 رژیم فضای
از رحب و حشت را بوجود اورده بود كه كسی جرا ت نمكرد كه در چهار دیواری خود نیز
چیزی در مورد نظام بگویید
بعد ها و بعداز انقلاب 7 5فهمیدم كه انها مبارزان حزب
دمكرات بودند كه اینگونه وحشیانه به شهادت رسیده اند . البته بعد از جنگ
چالدران و
تقسیم كردستان تا كنون كردستان
ومردم ان همواره اماج غارت گران و جنا یتكاران بوده
است موارد فوق الذكر كلتور ملل حاكم بر مردم كرد بوده است و مردم كرد
همواره امید
وار بوده كه از این ترا ژدی و نسل كشی رهایی یابد و در این راستا هر زمان فرصت
پیدا
كرده است قیام كرده است ولی متا سفا شرایط
بین المللی و اقلیمی چنان در تضاد با
منافع این مردم ستم دیده بوده كه هر بار تلاشهای انجام گرفته به
نتیجه دل
خواه منتهی
نشده است.
قیام باپیر اغا منگور همزه اقا منگور شیخ سعید
شیخ
عبیدالله
احسان نوری پاشا و شیخ محمود
اسماعیل
اقا سمكو پیشوا قاضی محمد و مبارزان قیام
سالهای 46 و47 برای پایان دادن به نسل كشی ملت كرد به دست دشمنان قسم خورده اش
بوده
است .بر منبای همین اصل مردم كرددر هر چهار پارچه اولین ملل هسند كه به استقبال
تحولات می شتابند
و
ان را به فال
نیك میگیرند و مردم كرد در كردستان ایران هم
همگام با خلق های تحت ستم ایران به پا خواست در مبارزه با رژیم ستم شاهی در
خط
اول
قرار گرفت به امید اینكه در قسمتی از كردستان به درد و محنت این ملت تحت ستم
پایان
داد. ولی متا سفا مردم ایران بصورت عام و خلق كرد بطور خاص بار دیگر ارزو
هایشان بر
باد رفت و دیگر بار دچار سر نوشت منحوس شد و مثل همیشه سهم اش از تحول كشتار و
قتل
عام و اعدام جوانان به غارت بردن ذغایر و هزاران
در و رنج دیگر شد
.
علل اینكه انقلاب ایران نتوانست انقلابی مللی دمكراتیك باشد و تمام مردم ایران
از ان بهرمندگردد
چه بود؟
این پدیده میتوانند علل متفاوت و متنوعی داشته باشد
اما می توان به دوعلت اساسی
اشاره داشت
اولین
علت تفكر شیونیست و تمامیت خواه كه در چنده صده اخیر متداول بوده .
این
نوع تفكر متاسفا طیفی وسیع از به اصطلاح روشن فكران مر كز نشین را شامل میگردد
كه
از چپ افراطی تا راست افراطی در ان متفق القول میباشند . این قبیل طیف فكری
همیشه
به جای حل مسله صورت مسله را پاك كرده اند . وهمواره منكر وجود مسله بنمام مسله
كرد
در ایران شده اند و چون منكر بوده اند در واقع فكر راه حل هم نبوده اند كما
اینكه
این تمامیت خواهی و شیونیست را در همان اول انفلاب ازهر دو طیف مذهبی و سیكولار
و
به اصطلاح ملی دمكراتیك مشاهده می كنیم فرمان جهاد از طرف خمینی علیه مردم كرد
نشان
از شیونیست مذهبی است و در واقع جنایت قارنا و دهها روستادیگر با توسل به فتوا
خمینی صورت میگیرد كه در
این صورت نه تنها جنایت محسوب نمی گردد بلكه برای مجریان
جنایت پاداش اخروی نیز در بر دارد . با توسل به همین فتوا فردی مثل خلخالی
بعداز
ارتكاب این همه جنا یت اظهار
میدارد نه تنها از اعدامهای صحرای كه انجام داده
پشیمان نیست بلكه اگر بار دیگر این ما موریت را به او بدهند همان
اعدامها را انجام
میدهد . از طرف دیگر نیروهای مللی و سیكولار هم با همان عقلیت با خواستهای مردم
كورد تا مل میكنند تا جای كه بنی صدر دستور میدهد تا كردستان را پاكسازی نكنید
بند
پوتینها یتان را باز نكنید . در یك كلام می توان گفت كه قرات مذ كور قرات هولا
كو
خان و تیمور لنگ و شاه اسماعیل صفوی و همه مستبدان تایخ ایران
است كه خود را
نماینده خدا در روی زمین و دیگران را ناچر به اطا عت معض می داند و هر كس و
ملتی در
چهار چوب اهداف انها نگنجد مستحق هر گونه عقو بت میباشد
ومتاسفا
بعد از بیست و هفت
سال و هزینه كردن میلیارد ها
دلار و قربانی كردن هزاران انسان هنوز این عقلیت از مد
نیفتاده است و مر كز نیشنا ن با همان عقلیت با مسایل پیش رو تا مل میكنند و
اخیرا
از داخل و خارج و حتی مخا لفین نظام كنونی یكصدا به جنگ فدرالیسم در اینده رفته
و
به هیچ وجهی این امر را بر نمی تا بند كه دوران تحمیل خواسته های خود به دیگران
به
پایان رسیده است وتنها راحل ممكن برای ایران همان فدرالیسم می باشد (بیانات
برخی از
سلطنت طلبان و اقای بنی صدر در خصوص به چالش كشیدن فدرالیسم قابل توجه میباشد )
لذا
تمام احزاب كردستانی به ویژه حزب دمكرات
باید
توجه لازم به خطرات شیونیسم ملی
مذهبی داشته باشد تا اینكه دستیابی قر یب الوقع به حقوق ملی را بار دیگر به
چالش
نكشند.
دومین علت اماده نبودن مردم ایران برای بر خورداری از یك نوحكومت ملی دمكراتیك.
زمینه لازم برای تاسیس یك حكومت ملی دمكراتیك از طرف جریان های سیكولار و
دمكرات
ایجاد نشده بود و حتی بعضی از جریانهای ملی دمكراتیك در روی كار امدن افراط
گرایی
مذ هبی نقش اساسی داشته .مثل بنی صدر ها و قطب زاده ها و بازرگانها و فروهرها
كه
بعد ها پا داش خود را به سبك جمهوری اسلامی در یافت كردند . شیونیست مذهبی با
شناخت
روی اذهان عمومی كه مذهب را بر می تابید و خلا موجود از طرف نیروهای ملی
دمكراتیك
به شیوه نازیسم همه احزاب و گروهای دیگر را از میدان بدر برد و عملا زمینه یك
دیكتا
توری تمام عیار را بو
جود اورد و
با به راه انداختن جوخه های مرگ ایران را به قتل
گاهی تبدیل نمود و در این راستا كردستان تنها نفطه از ایران بود كه بر علیه
سلطه
استبداد اسلامی مقاومت كرد و از انجا كه خمینی ایادیش باور كرده بودند كه
نماینده
خدا در روی زمین هستند و هر انچه انها اعمال می كنند عین فرمان خدا است و در
خدمت
اسلام و دیانت میباشد در یك فتوای قرون وسطی و ارتجاعی علیه مردم كرد فرمان
جهاد
صادر میكنند و متعا قب ان نیروی بسیج و سپا و به امامت
امثال
شعبان بی مغ های
همچون حسنی و خلخالی درندانه به جان مردم ایران الخصوص مردم ستم دیده كردستان
میافتندو مردم كردستان كه در دور افتاده ترین مناطق بدور از هر گونه امكانات
رفاهی
و بهداشت و اموزشی تنها ویژیگی فرهنگی ان مسجد و قران و دین اسلام میباشد با بر
چسب
كفر بی رحمانه مورد تجاوز و غارت تاریك
اندیشان قرار می گیرد و انتظار كه مردم كرد
به حكم اینكه مسلمان بوده از حكومت اسلامی داشتند با توپ
تانك و كشتار و اعدام
بر
اورد گردید. و در سایه حكومت اسلامی اندك كرامت انسانی كه در زمان ستم شاهی
داشتند
از دست دادند و بار دیگر افسوس برای گذ شته خوردند و در واقع این سر نوشت شومی
است
كه هزاران سال مردم كرد بد ست ان می نالد و از ان راه گر یزی نبوده
و امید است كه
با تحولات پیش رو وباریك بینی احزاب سیاسی عرصه مبارزات ملت كرد این سیكل محیوب
به
پایان خود رسیده باشدو مردم كرد نیز به حقوق خود دست یابند
.
و اما قتل وعام روستای قارنا، روستای قارنا در مسیر جاده پیرانشهر نقده در
هفت كیلو میتری و در جنوب غربی نقده قرار گرفته است
در روز 11 شهر یور ماه 1358در پی در گیری نیرو های سپاه با پیشمر گه های حزب
دمكرات در پاسگاه دو اب كه یك رو.ز پیش از واقعه صورت گرفته بود و چند تن
ازانها
بقتل میرسند بعد از انتقال دادن انها به نقده در صدد می افتند كه به قتل و عام
اها
لی كرد شهر ستان نقده مبادرت ورزند كه با مخا لفت برخی از اهالی و معتمدین شهر
رو
برو می گردد (قابل ذكر است كه قتل و عام كردن كردها مور اعتراض اهالی نقده
نبوده
و همه در این كه باید انتقام از مردم بی دفاع گرفته شود متفق القول بوده و در
مورد
اینكه كجا باید این قتل و عام انجام گیرد اختلاف نظر وجود داشته اند ) این
تصمیم را
عده ای از اهلی شهر از جمله معبدی امام جمعه و سران سپاه و شخص حسنی اتخاذ
نموده
است از همه مهمتر حكم جهاد خمینی علیه مردم كردنیز كه فقط دو هفته قبل از این
واقعه
صادر شده بود دینامیك
و محرك اصلی بوده كه توسط شیونیست های استان و منطقه برای قتل
و عام به خوبی بكار گرفته شده است و در واقع همچون واجب شرعی بدان پرداخته شده
است
و این تصور چنان تقویت شده بود كه وقتی خبر نگاران خارجی جهت تهیه گزارش به
روستا
مراجعه كرده بودند حدودساعت چهار كه از مسجد صدای اذان به گوش می خورد توجه خبر
نگار را جلب میكند و می پرسد كه این صدای چیست ؟ مترجم می گوید كه این اذان است
كه
مردم را به عبادت دعوت می كند . خبرنگار در جواب می گوید مگر مردم این روستا
مسلمان
هستند ؟ و پس چرا این طورقتل وعام شده اند؟ . لذا با این توجهی شرعی و پاره
ای تبلیغات
شیونستی كه از طرف حسنی و ایادیش علیه مردم كر د شروع كرده بودند در روز
11
شهرویور نیروهای سپاه و بسیج و اوباش محلی از دو جناح به روستا قارنا حمله می
كنند البته قابل ذكر است كه تو پخانه و هیلیكو پترهای رژیم چند ساعت قبل از
حمله
دور بر روستارا توپ باران كرده تا مردم را به داخل روستا هدایت كنند دو جناح
مذكور
با تانك و زره پو.ش یكی از طرف پیرا نشهر و دیگری از طرف نقده به روستا حمله
میكنند
و هر كسی را در سر راه خود می بینند به قتل می رسانند تا اینكه در حدود ساعت دو
به
داخل روستا میرزند حدود 42 تن را بقتل می رسانند و مثل اسلاف تاریخی خود هو لا
كوخان ها و
صفویی ها جنگیز خان ها سر مست از كشتار زن و بچه و پیر و جوان بی دفاع و
غارت و چپاول و چسپاندن ننگی بر پیشانی اسلام به پایگاهای خود بر میگردند
.
در زوز 11 شهریور ماه 42 نفر به شرح ذیل بشهادت رسیدند 1 محمد عزیزی 2 مصطفی عز
یزی 3 سید كریم اروندی 4 حاجی سید علی طا هری 5 سید قادر طا هری
6 سید اسماعیل طا
هری 7 سید فتاح طا هری 8 سید محمد طا هری 9 سید رحمان طا هری10عمر بواسی 11
جعفر
بواسی 12مصطفی بواسی 13 جعفر احمد پور 14ابو بكر احمد پور 15 عثمان احمد پور 16
رسول عزیزی(رسول عجم)17حاجی رحمان شریف اذز 18 عثمان
شریف اذر 19 امنه
شریفی اذر(
همسر حاجی رحمان) 20 رحیم
خسروی
21ابو بكر خسروی 22عبد الله خسروی 23محمود
داودی24احمد رامینی 25 رحمان رامینی 26 خا توزین رامینی 27 زینب رامینی 28 ملا
محمود مستور زاده (امام جمعه روستا)29عثمان خسروی 30حاجی شریف ابروشی 31 محی
الدین
ابروشی 32خسرو افشین 33 ابراهیم پویا 34 رحمان ابزن 35 قادر سلیمانی 36 رحمان
سیلمانی 37رحیم سلیمانی 38 كریم سلیمانی
39 ابراهیم رسولپور (ابراهیم لال)40حسن
نامی (كه در روستا چوپان بوده است )41سلیمان مرادی (سلیمان شل)42
لازم
بذكر است كه قار ناقبل از این تاریخ و بعداز ایتاریخ هم چندین تن دیگربقتل
رسیده اند كه به شرح ذیل می باشد 1 سعید خسروی
توسط هلیكوپتر در جاده قارنا نقده
فروردین 58
2كریم رامینی پاییز 59 در پی توپ باران 3 علی گا تور پاییز 58 در پی
توپ باران 4 صلاح مرادی 5 مصطفی ابزن 6 عثمان رامینی (هرسه پاییز 60)7
عز
یز مر
زینگ
تابستان 60در پی تیر اندازی نیروهای رژیم از پایگاه8 علی نامی كه در روستا
چوپان بوده در پی توپ باران در
سال 66
یادشان زنده و راهشان پر رهرو
آزاد مهابادی |