Ö:: سردشت, 18 - 07 - 1359

عثمان – مزین*

سردشت, 18 - 07 - 1359
عثمان – مزین*
امروز دقیقا 26 سال تمام از هجدهم مهرماه سال 1359 می گذرد؛ این روز نه بخاطر سالگرد تولد یکی از مشاهیر یا رویداد فرح بخشی در ذهن راقم این سطور ماندگار مانده بلکه به دلیل اینکه یادآور اولین حادثه ی دهشتناکی است که به همراه بسیاری از مردم سردشت در آن روز شاهد بوده ام هرگز نمی توانم آن را فراموش کنم.

مردم سردشت که چند هفته قبل از آن تاریخ، اخبار و گزارشاتی را در خصوص حمله ی نظامی عراق به مناطق جنوبی ایران و درگیریهای نظامی طرفین می شنیدند تصور نمی کردند شهر آنان که یک شهر مسکونی و خارج از منطقه ی درگیری بوده به ناگاه و این چنین مورد تهاجم قرار گیرد. مردم شهرستان سردشت که سرگرم زندگی روزمره و انجام امور جاری خود بودند در این روز مورد حمله ی ددمنشانه قرار گرفتند. در این روز بمب های " ناپالم " به 25 خانه از خانه های این شهر اصابت نموده و به دلیل قدرت تخریبی و ویرانگر بمب های مذکور بیش از یکصد خانه ی اطراف نیز به طور جزئی وکلی ویران شدند. در این واقعه بیشتر خانواده های ساکن شهر دجار مصیبت شدند. طبق آمار موجود، این حمله 32 کشته و بیش از67 زخمی بر جای گذاشته است که ذکر نام برخی از خانواده های مصیبت داده موجب روشن شدن بخشی از ابعاد فاجعه است: خانواده ی سید حسین قریشی(8 شهید)، خانواده ی عزیزپور اقدم (6 شهید)، خانواده ی عمری(2شهید)، خانواده ی محمود لاوه (2 شهید) و خانواده ی حسن چایچی(یک شهید).

علاوه بر آن در اثر اصابت چندین بمب به مناطق غربی شهر و نواحی اطراف شهر، جنگلها و مزارع شهر به شدت دچار آتش سوزی شده و بسیاری از منازل مردم در منطقه ی "گرده سور" در اثر آتش سوزی های آن روز به طرز وحشتناکی دچار صدمه شدند.

واقعیت آن روز بیش از آن است که در این سطور نگاشته شده؛ اما تمامی این وقایع فراموش شده و در هیچ جا کوچکترین یادی از این عزیزان و بازماندگان نمی شود. از آنجا که حکومت تازه تاسیس جمهوری اسلامی در آن زمان در نواحی مرزی چندان مستقر نشده و در جبهه های جنوب نیز با لشکر تا بن دندان مسلح حکومت بعث می جنگید مردم شهر سردشت از کمترین امدادرسانی، کمک  و توجهاتی که مستحق آن بوده محروم شدند ولی با خاتمه ی جنگ و شروع بذل توجه به جنگ زدگان، فراموشی ادامه دار مردم شهر کردنشین سردشت غیر قابل توجیه است و هر دلیلی که برای توجیه عدم توجه به ساکنین شهر سردشت ارائه گردد صرفا بهانه تراشی و به قصد توجیه کردن سوء مدیریت خواهد بود.

مجروحان و بازماندگان این حادثه که پس از 26 سال و با تحمل مرارت های مختلف موفق به احقاق حقوق و برخورداری از حمایت های قانونی و رسمی نشده اند با درد خود می سوزند و می سازند. جوان32 ساله ای که در آن زمان حدود 7 سال سن داشته با ارائه مدارک پزشکی مختلف از وجود ترکش های مختلف در دست وپایش می گفت که به وضوح آثار آن قابل مشاهده بود. این جوان در اثر جنگ تحمیلی قسمت اعظم سلامتی خود را از دست داده وبابت مخارج پزشکی آن هزینه های مختلفی را متحمل شده اما مراجعات مکرر و پی درپی وی به ارگان ها و نهادهای مسوول فقط با جواب های غیر منطقی و توأم با بی احترامی منجر شده است . اگر نهادهای مسوولی که تنها وظیفه ی رسمی و تعریف شده ی آنان رسیدگی به امور مجروحان جنگ تحمیلی است نسبت به اوضاع این جوان بی توجه باشند می خواهند نسبت به کدام مجروح جنگی احساس مسوولیت کنند؟

دسترسی به آمار مجروحان وشناسایی بازماندگان کشته شدگان کاری است سهل و آسان اما برای مسوولانی که از پذیرش مسوولیت گریزانند کاری است بس دشوار و غیر ممکن (!).

چون که از بین 8024 نفر مصدوم شیمیایی هفتم تیر سال 1366 تنها 400 نفر از آنان از امکانات و حقوق قانونی خود بهره مند هستند بی توجهی به مجروحان سال 59 سردشت نیز چندان عجیب و دور از انتظار نیست (!).

عزیزان ! 26 سال بی توجهی و انکار واقعیت ها کافی نیست ؟ بیایید برای اولین بار هم که شده گوشه ی چشمی به وقایع داشته و امکانات تخصیصی را بین تمامی جنگ زدگان تقسیم کنیم.

*کارشناس ارشد حقوق

 بالا‌. بازگشت

چاپ کردن‌!

   این صفحه‌ را برای دوستان خود بفرستید:

© www.giareng.com
All rights reserved 2005.