|
|
معمولا
بنا به عرف و قاعده بین المللی، هرگاه سیاستمداری ادعائی می کند، نخست؛ باید
مفهوم واژه هائی را که در آن ادعا بکار می گیرد کاملا بفهمد. دوم آنکه؛ اگر می
خواهد درمقابل اظهارات دیگران هم موضعی اتخاذ کند، باید براساس درست و رعایت
حقوق طرفین باشد، نه بر پایه احساسات بچگانه. اماگویا این عرف غالبا درمیان
اکثر سیاستمردان ترکیه وجود ندارد و مرغ این آقایان فقط یک پا دارد و آن هم
آتاترک به عنوان سنبل و پدر ترکها و اعتقاد به تز: "کسی در این کشور می تواند
آزاد زندگی کند که ترک باشد و آتا ترک را ستایش کند و بس". این فرهنگ بسیار عقب
افتاده و ناسیو نالیستی و ارتجاعی به آن اندازه تبلیغ شده و می شود که بیشتر
انسانهای ساده دل ترک به خودتلقین کرده و می کنند که فقط ترک آدم است و اگر
ترکی حرف بزنید و ترک باشید خوشبخت ترین انسان روی زمین هستید!! بهمین دلیل
بسیاری از این افراد و آدمهای ساده لوح همانند
هرانسان دمکراتی از خود می پرسد، مگر کاک مسعود بارزانی، رئیس منطقه کردستان فدرال چه گفته، که خون این آقایان دنيز بايکال، رهبر «حزب جمهوريخواه مردم» و ارکان مدجو، رهبر «حزب مام ميهن» را به جوش آورده است؟! خوانندگان عزیز باید به یک نکته توجه بفرمایند و آن هنگامی که برخی از سیاستمداران اروپائی، در باره عضویت کشور ترکیه به اتحادیه اروپا حتا کمی شک می کنند و معتقدند که پذیرش ترکیه به عضویت این جامعه، باید با شرایطی انسان پسند و متمدنانه پیوند داده شود، بلافاصله آوای دمکراسی طلبی این نوع از رهبران ترکیه به آسمان بلند می شود و فریاد می کشند: که ما بخشی از اروپا هستیم وعضو پیمان ناتو! و زود یادشان میرود که چه در زندانهای ترکیه به سر زندانیان سیاسی می آورند! و هیچ هم به روی خود نمی آورند که در چنین حالتی، صفحات روزنامه های ترکیه پر از تهمت و توهین رکیک به آن زن یا مرد سیاستمدار اروپائی می شود که حتا کوچکترین شکی یا پرسشی در رابطه با عضویت ترکیه دراتحادیه اروپا به مغز خود راه داده است. اما این آقایان که خیلی مایلند در جرگه کشورهای متمدن به حساب آیند، هیچگاه از خود نمی پرسند: "آیا آنها حقوق ابتدائی بیش از 18 میلیون کرد و صدها هزار انسان از دیگر افلیتها را رعایت می کنند و حتا حاضر بوده و هستند که زبان، فرهنگ، آداب و رسوم دیگر ملتها را برسمیت بشناسند و اجازه فراگیری آنها در مدارس و دانشگاهها را بدهند؟! من بارها در نوشته هایم این نکته را یاد آوری کرده ام که هر انسانی، بویژه انسانهای صاحب نظر باید نخست مفهوم واژه هارا دقیق درک کنند، آنگاه آنهارا در ملاء عام بکار گیرند. با تأسف فراوان، این مشکلی است که ما با همه ی مرکزیت گرایان و ناسیونالیستهای ملتهای حاکم بویژه در کشورها چند ملیتی خاورمیانه داشته و داریم. بسیاری از آنان در واقع این مفاهیم را خوب میدانند، اما مردم را نادان و نا آگاه به حساب می آورند و علنا عوامفریبی می کنند. دراین میان اگراغراق نباشد، افراطی گرائی درناسیونالیست بودن، گردانندگان ترکیه بیش از سیاست مردان دیگر ملتهای حاکم است و برعکس دیگران، که در بعضی زمینه ها حاضر بر تجدید نظر در افکار خود هستند، گویا برخی از رهبران ترک هیچ هم نمی خواهند یاد بگیرند. چون ازمردم نیز عکس العملی و یا مقاومتی علیه بیانات نا معقول خود نمی بینند، لذا مردم ملتهای خودی و دیگر ملتهارا بی تفاوت نسبت به آن بحساب می آورند و می خواهند به تنهائی برای آنها تصمیم بگیرند. بهمین دلیل با پر روئی تمام و نا مسئولانه، در رسانه ها این گونه اظهار نظر می کنند. به این جمله آقای دنیز بایکال(بقال) توجه فرمائید، که گفته است: "بارزانی می گويد که 40 میليون کرد وجود دارد. او کردهای شهروند ترکيه را نيز حساب می کند و می گويد که من اينجا با پ ک ک روبه رو نخواهم شد و اگر شما (يعنی ترکيه) درخاک ما با پ ک ک برخورد کنید، ما با شما مقابله خواهيم کرد. دوستان گرامی اين چه مفهومی دارد؟ ما چه مذاکره ای با آنها انجام دهيم؟" خوب این آقا نا خود آگاه اعتراف می کند که در سر زمین باصطلاح ترکیه شهروند کرد هم وجود دارد. اما او و دیگر سردمداران ترکیه به ندرت گفته و ازخود پرسیده اند: که این کردهائی که در کشور ما زندگی می کنند، باید دارای حق و حقوقی باشند! "آیا آنها به عنوان گرداننده و سردمدار یک کشور، درباره این حق وحقوق هیچ فکرکرده اند و آیاهویت کردها را به رسمیت شناخته اند؟! اگر پاسخ حد اقل برای خود مثبت است، پس چرا هر ساله در ایام بهار، مضاف برآنچه نظامی در کردستان ترکیه مستقر اند، چندین لشگر سرباز دیگر به مناطق اعزام می دارند که مثلا جشن نوروز آنها را اغلب، به عزا تبدیل کنند؟" من نیز از این آقای دنیز بایکال (بقال) سیاستمدار محترم، می پرسم، مگرنه آن بخش از باصطلاح کشور ترکیه، به اعتراف خودتان، کردنشین است؟ مگر نه میلیونها کرد، صدها سال قبل از تشکیل کشور محترم ترکیه، در آن سر زمین، زندگی می کرده اند؟ مگرنه بنا به این قانون ساده انسانی، هر ملتی که صدها سال دریک سر زمین زندگی کرده باشد، وطن و آب و خاک آن ملت بحساب می آید؟ مگر نه باید سر نوشت هر ملتی را خود آن ملت تعیین کند و خود درباره ی شیوه زندگی و آینده فرزندانش تصمیم بگیرد؟ مگرنه هرملتی حق دارد، فرهنگ و زبان و رسم و رسومات خودرا، خود پرورش دهد و حفظ کند؟ اگر این پرسشها بر حق هستند و شما به عنوان یک سیاستمدار مدرن و دمکرات که باید برای دیگران نیزحق و حقوقی قایل باشید و حتما به دمکراسی هم اعتقاد دارید، پس الزاما باید آنها را بپذیرید. در این صورت چرا از این صحبتهای منطقی یک رهبر کرد به وحشت افتاده اید؟ چگونه بخودت اجازه می دهید موطن یک ملت هزاران ساله را از آن کشور هشتاد و هفت ساله خود بدانید؟ آیا فکر نمی کنید، اگر شما و همکسوتان تا پوست و استخوان ناسیونالیستتان ابتدائی ترین حق را از بیش از 18 میلیون کرد در سر زمین خود صلب نمی کردید، هیچ نیازی نبود از این جملات درست یک رهبر کرد وحشت کنید؟! کاک مسعود بارزانی درمصاحبه با ان تی وی ترکیه بدرستی گفته اند: ".... متاسفانه تاريخ درقبال کردها عادل نبوده و اينک مشخص شده که تلاش برای انکار هويت ملی کردها موفق نخواهد بود. به همين دليل لازم است ترکيه و ايران اين واقعيت را بپذيرند." این مسئله ای غیر قابل انکار است که تاریخ درقبال ملت کرد عادل نبوده است و خود این آقایان هم به خوبی می دانند که پیش روان و گذشتگان شان ده ها سال کوشیده و خود هنوز هم می کوشند که هویت کردها را نابود کنند. اماخوشبختانه تاکنون موفقیت چندانی کسب نکرده اند. اگرچه بازور سرنیزه توانسته اند، برخی از شهرهای مهم کردستان را با جابجائی عمال خود، تسخیر کنند و جلو پیشرفت زبان و فرهنگ کردی را بگیرند، اما تا به حال موفق به از میان بر داشتن هویت کردی نشده اند. آیا به قول کاک مسعود بارزانی، وقت آن نرسیده است که سران ترکیه و ایران و من سوریه را نیز به آنان اضافه می کنم، در این باره واقعیت را بپذیرند و حقوق ابتدائی این خلقها، و از جمله خلق کرد را رعایت کنند؟ ایشان در جای دیگر از همین مصاحبه، مندرجه در سایت یارسان، گفته اند: "گفت و گو با همسايگان مان برای حل اختلافات، درچهارچوب منافع مااست و ايجاد يک دولت مستقل کرد نه از طريق خشونت آميز، بلکه ازراه گفت و گو و حفظ منافع طرفين ميسر خواهد شد." دراینجا من روی نیم جمله "حفظ منافع طرفین میسر خواهد شد"، مکث می کنم. اولا این حق مسلم هر ملتی است، بهر گونه که بخواهد، امور اداره خودرا بگرداند. یعنی اگر ما به دمکراسی قلبا اعتقاد داشته باشیم و بتوانیم آن را بوجود بیاوریم، باید در چار چوب این چنین دمکراسی، همه چیز بسود توده های مردم هر سرزمینی میسر باشد. از جمله آنها که؛ آیا یک ملت می خواهد با ملت دیگر در یک سرزمین چند ملیتی و در زیر یک چتر زندگی کند، یا خیر! اگر نخواهد، بنا بر این هیچ قدرتی نمی تواند در درازمدت با زور سر نیزه این ملت را زیر یوغ خود نگهدارد و اگر زور سرنیزه ادامه پیدا کند، دروازه آن دمکراسی بوجود آمده را باید ازاول تخته کرد. دردنیای امروز بدون شک، هرکاری بارضامندی و حفظ منافع طرفین می تواند انجام گیرد و نتیجه آن دوام داشته باشد. تضمین آن نیز به یک فرمول بسیار ساده گره خورده است، یعنی رعایت حقوق برابر بین ملتها، همانند کشور چند ملیتی سویس. در چنین حالتی اگر این ابتدائی ترین حقوق برابر بین ملتهای ما در منطقه رعایت شود، من فکر نمی کنم، هیچ ملتی حاضر باشد از ملت دیگری که صدها سال در جوار هم بدون اصطکاک ملی باهم زیسته اند، جدا شود. آیا هیچ فکرش را کرده ایم که باید گامی در راستای حقوق برابر ملتهای سر زمینمان برداریم، تا اینکه انسانهای این ملتها وسوسه نشوند، به طبل جدائی بزنند؟! این پرسشی است بس مهم که ما باید ازخودمان بکنیم. آن کسانیکه تاریخ دویست سال گذشته روابط بین خلقها درخاورمیانه را ورق زده اند، به خوبی ملاحظه کرده اند که بیش از همه ترکهای حاکم بر بخشی بزرگ از کردستان بالاترین ظلم را درحق کردها و ارمنی ها روا داشته اند. بدون شک تاریخ انسانی آنها را خواهد بخشید، اگر همین رهبران ترک بسر عقل بیایند واین ابتدائی ترین حقوق برابر بین کرد و ترک و ارمنی و غیره را رعایت کنند، در آن حالت می توان تضمین کرد که حتا شاخه باصطلاح افراطی جنبش کرد که در ترکیه آن را پ ک ک معرفی می کنند و حتا "تروریستش می خوانند"، با سیستم فدرالیسم، که در آن حقوق برابر برای همه خلقها در نظر گرفته شود، هیچ مخالفتی نشان ندهند. پس طرح تمام مسائل دیگر، بهانه است، و آن بهانه برای برتری ملت خود بردیگر ملتها! در اینجا و دراین رابطه مجبورم مجددا نمونه ای از گفتار یکی دیگر از این آقایان را بیاورم. ملاحظه بفرمائید، آقای ارکان مدجو، رهبرحزب مام میهن، که اگر روزی حزبش پیروز شود، نخست وزیر ترکیه هم خواهد شد، چه می گویند و تاچه اندازه این آقا مفهوم برخی از واژه های سیاسی را فهمیده است و یا قصدا نمی خواهد بفهمد! ایشان ضمن محکوم کردن سخنان کاک مسعود بارزانی، می گویند: "<< بارزانی قانون اساسی تعیین می کند. یعنی جمهوری ترکیه، دولت و خاک آن را به عنوان خاک خود نشان می دهد. در این شرایط نخست وزیر و وزیر خارجه ترکیه نشسته اند و از مذاکره و توافق با آنها سخن می گویند>> و این به معنی آن است که منطقه تجزیه می شود." (!!) بنده افسوس می خورم، اگر این جملات یک نوع عوامفریبی نباشد. یعنی اگر واقعا این آقای ارکان مدجو به این جملات فوق اعتقاد داشته باشد و سر زمین آباء و اجدادی کردها را خاک و ملک ترکیه بداند که مسعود بارزانی آن را خاک خود بحساب آورده! و بهمین دلیل مذاکره با کردستان فدرال به معنای تجزیه منطقه بداند. واقعا باید گفت چه فاجعه ایست و حقیقتا باید به حال سیاستمردانی از این قماش گریست. این آقا اگر عوام فریب نیست، باید یاد بگیرد که سر زمین کردستان ملک طلق پدر هیچ فردی نیست. نه رهبران ترکیه، نه ایران، نه عراق و نه سوریه، بلکه سرزمین میلیونها کرد است که بین چهار کشور تقسیم شده و ما این تقسیم را به دلیل تحولات تاریخی در سطح جهان پذیرفته ایم. اما بی تردید نمی پذیریم که فرهنگ و زبان و سرنوشت ملت خودرا به دست دیگران بسپریم. گویا ایشان هنوز در اوابل قرن نوزدهم زندگی می کنند و نمی دانند مجددا تحولاتی در جهان بوجود آمده است و در همسایگی کشور او یک دیکتاتور سرنگون شده و یک سیستم فدراتیو حاکم است و خلق کرد در این کشور، خود حق تعیین سرنوشت خودرا در دست دارد. نهایتا این آقا با هم کسوتانش باید روزی دیر یازود بپذیرند که درترکیه فقط ملت ترک زندگی نمی کند، بلکه همان گونه که برخی از سیاستمردان ترک بدرستی پذیرفته اند که ملت 18 میلیونی کرد هم در سرزمین آنها هست، پس باید حقوق برابر داشته باشند و اگر بخواهند در آینده بدون اصطکاک وارد جامعه اروپا بشوند، باید از هم اکنون تا دیر نشده، به فکر یک سیستم فدراتیو در کشور چند ملیتی خود باشند در غیر آنصورت بحث و جدل بر سر ورود ترکیه به اتحادیه اروپا هنوز هم باید ادامه داشته باشد.
من همین
امروز بعد از ظهر که سایت پیک نت را میخواندم، مجددا توجهم بیشتر به مصاحبه
رئیس حریم کردستان عراق و اظهار نطر زیر از نخست وزیر "کمتر ناسیونالیست"
ترکیه جلب شد. بنا بر این آنچه که بنده در تیتر این مطلب آورده ام، می تواند
بیشتر با واقعیت انطباق داشته باشد. ملاحظه بفرمائید آقای اردوغان، نخست وزیر
مانند همکاران ترکیه ای خود چگونه خونش به جوش آمده است:
"کونداليزارايس،
وزير امورخارجه
آمريکا، درباره لزوم همکاری سه جانبه دولت عراق، حکومت منطقه ای کردستان و
دولت ترکيه برای حل «مساله پ کا کا»
سخن گفته بود
رايس در سنای آمريکا گفته بود: «گروه پ کا کا، در مرز ترکيه و کردستان، عمليات
تروريستی انجام می دهد.
استفاده
وی
از نام «کردستان»
موجب
اعتراض
رسمی ترکيه
شد و
نخست وزير ترکيه
گفت که این کشور
تنها با کشوری به نام «عراق» هم مرزاست".
خوانندگان ارجمند، این است ماهیت ناسیونالیستی کور گردانندگان دولت ترکیه که
حتا از نام خشک و خالی کردستان وحشت دارند و اعتراض رسمی می کنند. آیا چنین
مردمانی که یک کشور را اداره می کنند، لایق همنشینی با جهان متمدن هستند؟! باید
روی این پرسش هم مکث کرد.
مصاحبه بحث انگیز مسعود بارزانی40 میلیون کرد منطقه
دولت
مستقل خود را میخواهند!
***************************************************** |