drgolmerad2.jpgاز قوانین آئینی و حقوقی اسلامی یا هر عنوان دیگری در این زمینه دفاع کردن، یعنی علنا کلاه سر خود گذاشتن است. شکی در آن نیست که هر گروهی از انسانها دارای فرهنگ ویژه خودهستند و

آئین یادین بخشی ازفرهنگ روبنائی آنها است. این فرهنگ به طورکلی دارای صفات خوب و صفات بد است که بخشی از آن همراه فرهنگ روبنائی در طول تاریخ درحال تغییر وتحول بوده و خواهد بود. انسان درهر گوشه ای از جهان می کوشد آن صفات را اگر بد بداند در فرهنگ خویش تغییر دهد و تاحد امکان صفات نیک را که در جامعه رواج دارد جای گزین آن کند. البته در یک مقطع زمانی ویژه ای برخی از این صفات که امروزه در جهان منسوخ اند، قابل تحمل بوده است. اما اکنون دیگر در فرهنگ بشری جائی ندارند. برای نمونه یک زمانی برده داری قابل تحمل بود و از محرومیت زنان برای حق رأی چشم پوشی می شد. اما امروزه به درستی این نکات غیر قابل تحمل شده است و در کمترین جائی و یا کتاب "مقدسی" از برده داری و نداشتن حق رأی برای زنان صحبت شده. زیرا برده داری باطل گردیده و همه انسانها حداقل دربرابر قانون مساوی اند و زنان با به دست آوردن حقوق برابر در کشورهای پیشرفته و با تأثیر مثبت آن در روند زندگی اجتماعی و سیاسی، دیگر نمی توان از نیرو و توانائی آنان چشم پوشی کرد. در ضمن زنان در جامعه برای اداره امور اقتصادی خویش دیگر وابسته به مرد نیستند و قادر اند درخانواده و اجتماع تصمیم گیرنده باشند. متأسفانه در کشور ما اسلام شیعه حاکم است و دستورات دینی قرون وسطائی اش باید هنوز به مرحله اجرا درآید، از قبیل زن نصف مرد حق دارد و هر مرد می تواند چهار زن اختیار کند، اما بر عکس آن نه. در قانون مجازات، درآوردن چشم و بریدن پا و دست دزدان و انتقام جوئی و سرکوب شدید زنان که مستقیم و غیر مستقیم در تمام مراحل زندگی عمل می شود، ازنظر اسلام مجاز است. من اگر بگویم درتعجبم، باتمام این توصیف چرا برخی از زنان، از اسلام و این دین که علنا مبلغ نا برابری بین زن و مرد است، دفاع می کنند، احمقانه است. زیرا باید قبل از تعجب گفت: اکثر آن زنانی که درمقابل دین اسلام مجبور به قبول این نابرابری می شوند، سکوت کرده و یا دفاع می کنند، حتما قرآن مجید را نخوانده اند و یا از نظر اقتصادی وابسته به شوهران خود هستند که در دستگاه مشغول اند و یا خارج از آن بیک نوعی، ارتباط دارند و دمشان زیر تله این دستگاه سرکوب است، مانند میلیاردرهای نو کیسه. اقلیت ناچیزی از زنان نیز آگاهانه و یا بدلایلی فیزیکی که جسما توانائی ندارند اما مغزشان عالی کار می کند و احتمالا نمی خواهند از میهن خارج شوند، در خدمت این رژیم در آمده اند و تیتر و مقام چشم برخی از آنها را کور کرده است. جالب است که اکثر دست و پا بوسان برای انجام وظایف محوله شایسته نیستند و اگر شایستگی می داشتند و کاملا از نظر فیزیکی و روانی سالم می بودند، هرگز به این خواری تن نمی دادند. در یک جمله آنهائی که از نظر فیزیکی سالم هستند، دانائی انجام وظایف را ندارند. اما بازیگران ماهری اند، مانند آن خانمی که یک زمانی معاون وزیر ورزش بانوان شده بود و قیافه ای تریاکی مانند داشت، تا اینکه از ورزش چیزی بداند. نمی دانم هنوز درآن جایگاه سرکوب هم نوعان ورزشکار خودش هست یا بیرون اش کرده اند؟

اخیرا ازایران مطلبی را برای من ارسال داشته اند و در رادیو کوردانه نیز در مصاحبه ای با شهریار ایازی به عنوان توهین به کردها مطرح شده است که گویا وزیرکشور در جمهوری اسلامی برای تعیین استاندار "بومی" درکردستان کسی را که شایسته پست استانداری باشد نیافته است که نسبت به دولت وسیستم وفادار باشد و بهمین دلیل استاندار غیر بومی آورده اند! خوب احتمالا آقای وزیر کشور از یک طرف درست گفته است، زیرا افراد شایسته ای که وفادار به رژیم سرکوب باشد، در کردستان وجود ندارد. افتخار ملت کرد در همین است. همه شایستگان را یا ترور کردند و یا از کشور فراری دادند و آن شخصیتهائی که در مملکت اجبارا مانده اند به سیستم نه می گویند و حاضر نیستند همکار جنایتکاران و قاتلان بشوند. همه کردها مانند پدربزرگوار قانعی فرد نیستند. درهرحال ما می دانیم که اکثرگردانندگان جمهوری اسلامی از بی سواد ترین آدمهای ناسیونا لیست کور ملت حاکم تشکیل شده است. پس هیچ انتظاری ازاین ناسیونالیستها نیست. ازطرف دیگر انسانهای مترقی و دمکرات و برخی از استادان شایسته دانشگاه ملت حاکم درنظر داشتند که دکتر عبدالرحمن قاسملورا برای ریاست جمهوری ایران پیشنهاد وکاندید کنند. منتها رژیم ملاها از نام چنین شخصیتهائی وحشت داشت و آنهارا ترور کرد. بدون شک درمیان ملتهای ایران صدها دکتر قاسملو و نظیر او درجامعه کرد و آذری و بلوچ و عرب و ترکمن در داخل مملکت وجود دارند، اما به رژیم اسلامی در ایران نه می گویند و کسر شأن خود می دانند در کنار سر کوبگران قرار گیرند و مقامی را بپذیرند. مسئله دیگری که باید به آن اشاره کرد، طرح قتل عام مخالفان از هرنوع اش، توسط آیت الله خمینی بود. زیرا آنطور که درپیش ذکر شد، این حضرات مسلمان ازانسانهای متفکر و پرسش گر وحشت داشته و دارند. بهمین دلیل مخالفان راقتل عام کرده ومی کنند. برای اثبات این ادعا ومثال زنده، به سخنان بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران، بنا به استناد به قرآن مجید و تاریخ وقایع در اسلام، رجوع می کنیم که به مناسبت تولد علی ابن ابیطالب، ایراد شده است:
"یوم الله واقعی روزی است که امیرالمومنین علیه السلام شمشیرش را کشید و خوارج را از اول تا به آخر درو کرد و تابه آخرکشت، ایام الله روزهایی است که خداوند تبارک و تعالی یک زلزله ای وارد می کند، یک سیلی را وارد می کند، یک طوفانی وارد می کند، به این مردم شلاق می زند که آدم بشوید، امیرالمومنین اگر بنا بود مسامحه کند شمشیر نمی کشید تا ۷۰۰ نفر را یکدفعه بکشد، در حبسهای ما هم بیشتر این اشخاص هستند که مفسدند، اگر ما اینها را نکشیم هر یکیشان که بیرون برود آدم می کشد، اصلاً آدم نمی شوند اینها... شما آقایان علما چرا فقط سراغ احکام نماز و روزه می روید؟ چرا هی آیات رحمت را در قرآن می خوانید و آیات قتال را نمی خوانید؟ قرآن می گوید بکشید، بزنید و حبس کنید، چرا فقط شما همانطرفش را گرفته اید که صحبت از رحمت می کند؟ رحمت مخالفت باخدا است... محراب یعنی محل حرب یعنی مکان جنگ، ازمحرابها باید جنگ پیدا شود، چنانکه بیشتر جنگهای اسلام ازمحرابها پیدا می شد، پیغمبر شمشیر داشت تا آدم بکشد، ائمه ما همگی چندی نظامی بودند، همگی جنگی بودند، شمشیر می کشیدند آدم می کشتند، ما خلیفه می خواهیم که دست ببرد و حد بزند و رجم کند؛ همانطور که رسول الله دست می برید، حد می برید، رجم می کرد و همانطور که یهود بنی قریظه را چون جماعتی ناراضی بودند قتل عام کرد، اگررسول الله فرمان داد که فلان محل را بگیرید، فلان خانه را آتش بزنید، فلان طایفه را ازبین ببرید، حکم به عدل نموده است، زندگی بشر را باقصاص تامین کرد، زیراحیات توده زیر این قتل قصاصی خوابیده است، باچند سال زندان کار درست نمی شود، این عواطف کودکانه را کنار بگذارید". سخنان خمینی بمناسبت 13 رجب تولد امیرالمومنین. نقل قول شده ازنوشته سیروس ملکوتی برنامه ساز و مجری تی وی روژ هلات در کلن، آلمان.

این نکات باید یادآوری جدی باشد، برای آن اغراق گویانی که از کاه کوه می سازند و مقام علی رابنا به شنیدن تبلیغات گوشخراش وعادت مزمن، زیاده ازحد بالا می برند. برای مثال خود بنده در55 سال پیش ازآن اغراق گویان افراطی بودم که دادم نام علی را باطلا درست کنند و با زنجیر طلا بگردن آویزان کردم. درآن زمان من نیز بی اطلاع بودم وتحت تأثیر همین تبلیغات قرار گرفتم. و الی کسیکه 700 نفر را دریک روز، حتا گناهکار هم باشند که نبودند، بکشد، به آن اندازه لایق ستایش نمی تواندباشد که اغراق گویان می کنند. بعلاوه اگر ما کوچکترین اطلاع از تاریخ داشته باشیم، خواهیم دید که بیشترین افراد مقتول، بیگناه و از تناسخیان بوده اند. در هر حال باید گفت: که آیت الله خمینی در اینجا علنا دوروغ می گوید که ادعا می کند: "هریکیشان که بیرون برود آدم می کشد". منظور زندانیان سیاسی بوده که آن افراد سیاسی، در زندانهای جمهوری اسلامی که همه را، علی وار، از دم تیغ بران گذراندند بیش از 98 در صد آنها آزارشان به کسی نرسیده بود. آنها فقط علیه رژیم اعدام و ترور، حتا مخالفین خود بودند، اما بنا به آیات قرآن و به دستور آیت الله خمینی، آنها را تا سال 1367 کشتند. ایشان باور داشتند هرکسی مخالف اسلام است، بایستی قصاص و کشته شوند وپیروان او حتا دامنه کشتار و ترور را به خارج از کشور نیز کشاندند و بسیاری از شخصیتهای مهم سیاسی را که بنا به دستور اسلام درست ناشدنی تشخیص داده شده بودند، علنا ترور کردند. برای مثال ترور دکتر قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران برسر میز مذاکره، دکتر کاظم رجوی اولین نماینده ایران درسازمان ملل بعد از انقلاب، دکتر شاهپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه، دکتر صادق شرفکندی دبیرکل دیگر، حزب دمکرات کردستان ایران، فریدون فرخ زاد بر نامه ساز تلویزیون و برادر شاعره نامدار ایران فروغ فرخزاد ودهها ترور دیگر که برای "نجات اسلام عزیز" در ایران انجام دادند.

 

در واقع زندگی در ایران برای کسانی که دهان باز کنند و پرسش گر باشند، جهنم شده و بویژه برای زنان غیر قابل تحمل است، به روشنی دیده می شود. انسانهای دمکرات و با مسئولیت این روند سر کوب را دنبال می کنند و می بینند، دخترانی که دست رسی به ابزار و دستگاههای الکترونیک ارتباطی دارند و به سرنوشت خود و همجنسان خویش فکر می کنند، بی پشتوانه ریسک کرده و در کوشش اند، اخبار دست اول را ازوضع اسفبار خود به بیرون بفرستند و یا منتشر کنند. این یک حقیقت است که درسایه "حکومت ناب اسلام محمدی"، ضمن اختناق سیاسی برای همه ملیتهای ابران و وضع اسفبار اقتصادی در جامعه، بزرگترین ظلم اجتماعی و سیاسی در حق زنان مملکت می شود. حتا آنهائی که در چارچوب قانون حرکت می کنند، اگر روزی کارشان به اجرای این قانون برسد، درقبال مردانشان، عدالت درباره آنها هیچ رعایت نمی شود. برای نمونه مردان حق دارند هر وقت دلشان خواست زن دیگری راصیغه کنند و یا بگیرند و اگر فرزندی درمیان باشد ازمادر گرفته می شود و این فرزند یا فرزندان با مشکل در جامعه رو برو خواهند شد. دراین زمینه مردان را طوری بار آورده اند که اکثرا هیچ احساس مسئولیتی نکنند وآینده نگر نباشند. من واقعا برای این وضع اسفبار در آینده نه چندان دور نگرانم. زیرا روزی نیست از ایران، چه از طریق اسکایپ و چه از طریق ای میل و فه یسبوک، ناله ها و شکایاتی از نا عدالتی در حق زنان دریافت نکنم. دادگاه های آخوندی همه مردانه شده اند وبسود مردان. دراین میان زنان کم ترین حقوق را دارا هستند.

اخیرا یکی از صدها زنان جوانیکه بسیار محافظه کارانه رفتار کرده وهیچ خیال وامکان مادی خروج از مملکت را هم ندارد، به سیم آخر زده و همه چیز را ریسک کرده است و علنا از نا عدالتی که دردادگاه به او رواداشته اند، بامن تماس گرفته که صدای حق طلبانه او وصدها زن جوان دگررا که مورد حق کشی و ناعدالتی دادگاههای اسلامی ایران، قرار گرفته اند و به مردان آنها که زن دیگری را صیغه کرده و کار به طلاق ورأی دادگاه کشیده است ودادگاه اغلب به مردان حق می دهد تا به زنان، بگوش جهانیان برسانم. بدون شک این را وظیفه می دانم و در اولین فرصت در بخش حقوق بشر سازمان ملل مطرح خواهم کرد و در افشا گری کوتاهی نمی کنم.

آیت الله خمینی اوایل انقلاب و ورود او به مملکت، حرف درستی درباره ماندگاری اسلام در ایران زد، او در یکی از سخنرانی هایش گفت: "اگر ما روحانیون برویم اسلام رفته است". نقل به معنی. او درست گفته بود، اگر این جمهوری اسلامی و ملاها از قدرت برداشته شوند، بی تردید اسلام ازایران خواهد رفت و دیگر کمترین کسی برایش ارزش قایل خواهد بود. بهمین دلیل ملاها در کشتن مخالفان کوتاه نمی آیند و همه نوع ریسک آبرو ریزی در سطح جهان برایش می کنند.

اکنون دارند در داخل مملکت، بهر نحوی تمام چرندیات در قرآن مجید را رو می کنند. مانند این سوره ی التحریم که دراین قرآن هست و یک آخوند باپر روئی آن را در تلویزیون با آب و تاب بیان می دارد. من در گذشته نیز به آن اشاره کرده ام واین آدرس ویدئو را دریک مقاله دیگر آورده بودم، ولی چون بسیار مهم است و برای مطالعه قرآن مجید، پیش ازپذیرش آن، احتمالا تشویق کننده خواهد بود، مجددا آورده می شود.

https://www.youtube.com/watch?v=HMhbSeNNo3A&feature=player_embedded

حالا یواش یواش این حضرات می خواهند بدون تفسیر، همه آیات ضدزن را درجامعه  مانند این آیه که سراپا شرم آور و توهین آمیز به زنان جهان است، جا بیاندازند وعادی کنند، هم برای مردها و هم برای زن ها. تمام کارهای اجتماعی، از قبیل تحصیلات، مشاغل، روابط انسانی، مشاجرات خانوادگی و حقوقی همه و همه در سایه اسلام بنا به قوانین دینی که نباید باشد، عمل می کنند. درصورتی که همه این کارها و بویژه نکات آخری باید طبق قوانین مدنی باشد. یعنی قوانین و قراردادی که انسانها برای زندگی اجتماعی خویش با رأی آزاد و دمکراتیک تصویب کرده اند، عمل شود، نه طبق قانون 1400سال پیش. یک نکته را باید بدانیم ماهیت و عمل کرد اسلام بر مبنای زور است. رهبران اسلامی بویژه در ایران باور دارند، اگر با زور و تهدید با مردم رفتار کنید، نهایتا این مردم تابع خواهند شد و به همه چیز گردن می نهند. بهمین دلیل است که باتحصیلات عالیه قلبا موافق نیستند. این شیوه تحصیل دانشگاهی ازطرف جوانان غیور و والدین بامسئولیت و ضرورت تکنولوژی جهانی به این آقایان تحمیل شده. اگر به دست اینها بود، رشته های جامعه شناسی، حقوق، علوم سیاسی و نظیر اینها را در دانشگاه ممنوع می کردند. مگر آیت الله خمینی دراوایل انقلاب نگفت: "بشکنید این قلمهارا، ماهرچه بدبختی داریم ازاین دانشگاه است"، نقل به معنی.

آنها، بویژه با مخالفین سخت دشمنانه بر خورد می کنند و مجددا بقول این آقای آیت الله خمینی که دربالا گفته است: "درحبسهای ماهم بیشتر این اشخاص هستندکه مفسدند، اگر ما اینهارا نکشیم هریکیشان که بیرون برودآدم می کشد". هم میهنان مبارز، با خواندن این مطلب تنها تقاضایم این است که قبل ازقبول یا رد هر ایدئولوژی و آئین حتما درباره آنها مطالعه کنید و به دیگران نیزهمین را توصیه کنید. بدون شک پیروزی از آن واقعیت است.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 15. 5. 2014

دکتر گلمراد مرادی

ئەم ئیمەیڵە پارێزراوە لە سپام, پێویستە جاڤا سکریپت چالاک بکەیت بۆ بینینی.

شەهید پێشەوا قازی محەممەد

شەهید پێشەوا قازی محەممەد
شەهید پێشەوا قازی محەممەد یەکەم سەرۆک کۆماری کوردستان.