dr.gomlrad-moradi.jpgاز همه خوانندگان و علاقمندان این سری از مطالب و بویژه از عزیزانی که برایم نوشته اند، قلبا عذر می خواهم که کمی برای انتشار این مطلب تأخیرکردم. معمولا می بایستی این سری از مقالات که در آینده نزدیک کتاب خواهد شد،

گرما گرم باشد که خوانندگان عزیز و گرامی را در انتظار نگذاشت. بهر حال مجددا با بزرگواری خود ببخشید. اولین دلیل آمادگی برای شرکت دراردوی سالانه ریژاو بود و دوم نگارش مقاله ای بود که به نظرم ضروری آمد.
ششمین بخش از مقالات، در باره زنان از دید پیامبر را با گفتگوئی تلفنی آغاز می کنم که بایکی از دوستان و همرزمان و همشهری عزیزم داشتم. این نازنین یکی ازخوانندگان عزیز و پر و پاقرص این سری ازنوشته های من است. بحث ما برسر این بود که امروزه در دنیای مدرن به درستی هرکسی باید بر روی تخصص خودش کار کند. تخصص بنده ملیتها و تاریخ جنبشهای کرد در هزاره گذشته است و می بایستی روی آن افکار خود را متمرکز کنم که این دوست و همشهری بسیار عزیزم، درست می گوید. انسان باید در جهان امروزی روی یک موضوع کار کند، اگربرای هر رشته ای متخصصین به اندازه کافی باشد، تئوری دوست، منطقی و بسیار عزیز من کاملا صدق می کند. اما در کشور ما متأسفانه این کمبود وجود دارد، زیرا نه اینکه متخصص کم داریم، بلکه حتا به اندازه کافی خواننده و علاقمند به سر نوشت جامعه نداریم که با شوق در باره موضوع خاصی که باسرنوشت انسانها گره خورده است، مطالعه و مبارزه کنند و درحقیقت بپذیرند یا رد کنند، موضوعی را که مورد بحث قرار دارد. با احترام ویژه ای که برای نظرات همه دوستان دلسوز دارم باید بگویم که من واقعا کاری نمی کنم جز توصیه وتشویق به مطالعه، چیزی که درگذشته کورکورانه پذیرفته یا رد کرده اند. من و هزاران مانند من براین باوریم، موضوعی را که رد می کنیم و یا می پذیریم، باید برمبنای تحقیق باشد و یا حداقل مطالعه نه تقلیدی. آن چه که به تخصص مربوط می شود، مرا بیاد سالهای اوایل تحصیلم در آلمان انداخت. من درانتظار پذیرش برای دانشگاه بودم و نمی خواستم اوقات بیکاریم را بی بهره بگذرانم. در نتیجه کلاسهای روانشناسی دانشگاه بعنوان مستمع آزاد می رفتم. پزشکی شمالی که با من دوست نزدیک بود در آن جا سرکلاس درس دیدم. گفتم دکتر جان، توکه پزشکی چرا درکلاس روانشناسی شرکت می کنید؟ اگر من این کلاس درس را می آیم، دلیل دارد چون منتظر پذیرش هستم و می خواهم زبان آلمانیم باشنیدن دروس این آقایان پروفسورها تقویت شود و علاوه براین روان شناسی خانواده، مورد علاقه فراوان من است. اونگاهی دوستانه به من کرد ودست روی شانه ام گذاشت و گفت: "گلمراد جان! ما هر دو ازکشوری می آئیم که در آن جا یک آقای دکتر، بایدهمه چیز بداند و درهمه رشته هاتخصص داشته باشد. یعنی بایدقاضی خانواده، روان شناس، معلم تعلیم و تربیت، مشاور و اقتصاد دان باشد و چیزی هم از تاریخ و غیره بداند. در غیر آنصورت آن آقای دکتر چیزی سرش نمی شود و دکتر خوبی هم نیست و اگر مردم به حال مرگ هم بیافتند، پیش این آقای دکتر متخصص در هر رشته پزشکی، نمی روند. لذا احتمالا اوباید درب مطبش را ببندد. بنابراین مانیاز داریم و یک آقای دکتر باید همه چیز دان باشد. یعنی هرقلم به دستی هم باید. من گویا این مثال را چندین سال پیش در یکی ازدگر مقالاتم آورده ام. بهر حال از خوانندگان عزیز که احتمالا برای شان تکراری است پوزش می طلبم. درهرصورت تا آن جا که من اطلاع دارم و آن طور که اشاره شد، در کشور ما نیاز است که آدم همه سر حریف باشد. در اینجا یک مطلب عمومی لازم است، قبل از آغاز اصل موضوع بیآورم. اکثر دیگر خوانندگان عزیز این سری از مقالات، برایم نوشته اند و تشویق می کنند و می نویسند که واقعیت باید روشن شود و مردم را تشویق کرد که خود قرآن مجید و دیگر کتب دینی را مطالعه کنند و هرچیزی را کور کورانه نپذیرند. گویا ما عادت داریم، اگر فردی مطالعه کند و بر مبنای واقعیت و با سند انتقاد کند، خیلی زود این مسئله رابحساب دشمنی و توهین می گذارند و بدون آنکه دقیق بمطالب توجه کنندکه فقط نکات بر جسته ای از قرآن مجید و نهج الفصاحه پیامبر منعکس شده و هیچ توهینی و دشمنی نشده و نداریم، بلکه در آن خوانندگان تشویق می شوند، خود این کتب آئینی را بخوانند و بس. اگر عزیزانی بیان واقعیت را دشمنی و توهین می پندارند، از دوحالت خارج نیست؛ یا می خواهند از عادت 1400 ساله که توی مغز پدران ما کرده اند، دفاع کند و غرور خود را که راه بدون مطالعه می روند، نشکنند ویا احساساتی، برخورد می کنند. آنهابه قولی قصاص قبل ازقضاوت می کنند ومنطقی ترین ومؤدب ترین آنها می گویند: آدم بایدکاری بکار اسلام در ایران نداشته باشد. دقیق همینطور پدران ما کاری بکار مذاهب بطور کلی و اسلام بطور اخص نداشتند که امروزه می بینیم، عده ای از همین مفت خواران و تن پروران سوار بر خر مراد شده اند و بنا به عادت هزاران ساله و برخی به دلیل جاه و مقام و فرصت طلبی این آقایان را بر اریکه قدرت نگهداشته اند. بنابراین، مامی خواهیم این جو را بشکنیم و مردم را تشویق کنیم که از موهومات نترسند و خودشان مطالعه کنند و به نتیجه دل خواه برسند. البته، ما هیچ قصدی نداریم که باور و اعتقاد مردم را نفی کنیم. ما می خواهیم خرافات را از بین ببریم و کسی دیگر به اجنه و پریان باور نداشته باشد و مردم را به آگاهی اجتماعی برسانیم که دیگر خواب دیدن را جزئی از باور بحساب نیآورند. باطرح این مسئله، بهیچ وجه قصدی در کار نیست که تکیه گاه را بدون ارائه یک آلترناتیو یا جای نشینی از مردم گرفته شود. دنیای امروز از ما طلب می کند که مانند فرمول ریاضی دو دوتا چهار تا است یا رنگ سیاه، سیاه است و رنگ سفید، سفید. اینها را برای مردم مطرح کنیم. مردم پاک دل باید بدانند که عمر البغدادی با نشان دادن قرآن می گوید: داعش مو، به مو، نوشته های قرآن مجید و احادیث پیامبر را اجراء می کند. این نکته درست است داعش باکمی افراطیگرائی دستورات پیامبراسلام را اجرا می کند. منتها محمد به کافران سه ماه مهلت می داد برای اسلام آوردن اما داعش سه روز مهلت می دهد و بعد از سه روز کافررا سر می برد. در هر صورت باید درجوانب هر آئینی وکتاب مقدس آن آئین تحقیق و مطالعاتی بشود و اگر آئینی زیاده از حد در زندگی خصوصی انسانها دخالت می کند، باید جلو آن را گرفت.
من بعرایضم از نهج الفصاحه پیامبر ترجمه پاینده، چاپ پنجم 1390، انتشارات بدرقه جاویدان از صفحه 472، ادامه می دهم. در این صفحه در حدیث 1520 پیامبر یک جمله نیک درمورد زنان گفته است، باتعریفی ازخود:"بهترین شماکسی است که برای کسان خودبهتر است، من ازهمه شما برای کسان خودبهترم، بزرگ مردان زنان را گرامی شمارند و فرومایگان زنان را خوار دارند". ودرحدیث 1521 صفحه 472 می گوید: "بهترین شماکسانی هستند که برای زنان بهترند". درحدیث 1522 دخترنیز به زنان اضافه گردیده و بس. خوب با همه آن مسایل منفی که در باره زنان تا اینجا، این نکات بهترین بوده که پیامبر در مورد زنان گفته است. در حدیث 1527 صفحه 473 می گوید: "بهترین سرگرمی مؤمن شناست وبهترین سرگرمی زن دستگاه نخ ریسی است". اگرکسی ادعامی کند که پیامبراسلام برای 1400 سال پیش این مطالب را گفته است، کاملا درست می گوید. اگر امروز پیامبر زنده بود و نقش زنان را در زندگی اجتماعی می دید و می دید که یک دختر جوان بانبوغش برای اجرای برنامه ای تلویزیونی دوساعته 54000 یورو (برابر 189 میلیون تومان ایرانی) پول دریافت می کند، هرگز بخود اجازه نمی داد چنین فرمایشی بکند. بعلاوه اگر دقیق توجه کرده باشید، واژه مؤمن برای مردها بکار گرفته شده و زنها بجای مؤمنه همان زن است. حالا در ترجمه آن، خصلت پدر شاهی نشان داده شده، آن دیگر مسئله ایست و یاخود پیامبر این راگفته است. درهرحال مجددا بعد از توهین دستگاه نخ ریسی برای سرگرمی زنان، درحدیث 1532 صفحه 474 در باره زنان می گوید: "بهترین مسجد زنان کنج خانه آنها است". در ادامه درحدیث 1533 صفحه 474 می گوید: "بهترین زنان امت من کسانی هستندکه رویشان نکوتر ومهرشان کم تراست". پس زنانی که روی خوب ندارند و مهرشان عادی است، اگر مسلمان اند ول معطل اند، زیرا از بهترینها نیستند. اینها بی جهت مسلمان اند، هرچه مقلد می گوید، کشک است و نباید باور کرد. این دیگر نظر خود پیامبر است. در ادامه، در حدیث 1534 صفحه 475 گوید: "بهترین زنان شما زن عفیف است که در ناموس خود عفت و به شوهر خود رغبت داشته باشد". پس بنابه گفته پیامبر زن باید عفیف باشد وبه شوهر خود رغبت داشته باشد. اگر شوهر عبوس ترین باشد. دراینجا و تااین صفحه فوق چیزی درمورد مرد گفته نشده که باید عفیف باشد و یا به زن خود رغبت داشته باشد! باز هم پیامبر در حدیث 1535 صفحه 475 بر ماشین جوجه کشی وتابع مطلق بودن زنان به شوهرانشان تأکید کرده و می گوید: "بهترین زنان شما زن بچه آور مهربان است که شریک و مطیع شوهر باشد اگر از خدا بترسد و بدترین زنان شما آرایش کنان و متکبرانند و آنان منافقانند و ازآنها جز باندازه کلاغی که خط سفید بگردن داردببهشت نمی روند". درادامه برکالا بودن زن تأکید می کند و خود پیامبر می داند که کلاغ سیاه خط سفیدی دور کردن نداشته و ندارد یعنی همه زنان جهنمی هستند!! در حدیث 1536 همان صفحه، می گوید: "بهترین زنان آنست که مهرش آسانتر باشد". از اینها همه بگذریم پیامبر با وصف تبلیغ اش برای فراگیری علم، گاهی ضدیت خود را با علم غیر مستقیم نشان داده است. درحدیث 1556 صفحه 479 می گوید: "ببهشت در آمدم و بیشتر اهل آن ابلهان بودند". دراینجا غیرمستقیم تبلیغ می کند که اگرمی خواهی ببهشت بروی ابله بمان. پیامبر در اینجا غیر مستقیم نژاد پرستی را بیان می کند و در حدیث 1570 صفحه 483 می گوید: "زیبای عقیم را بگذارید و با سیاه بچه آور ازدواج کنید که من روز رستاخیز به فزونی شما برامت های دیگر تفاخر می کنم". گویابهمین دلیل پیامبر ماریه سیاه پوست و کلفتش را برحفصه دخترعمر و عایشه دختر ابوبکرصدیق، زن سوگلی اش ترجیح می داده و از او ابراهیم را بوجود آورد که بعد از دو سال فوت کرد. ببینید؛ پیامبر در حدیث 1581 صفحه 484 می گوید: "دین مرد عقل اوست و هر که عقل ندارد دین ندارد". در صورتیکه در حدیث 1556 گفته است: "ببهشت درآمدم وبیشتر اهل آن ابلهان بودند". پس کسیکه عقل ندارد، دین هم ندارد، چگونه ببهشت وارد می شود؟! آیا این دو حدیث در تضاد باهم نیستند؟! پیامبر بر زن نازا تأکید می ورزد و در حدیث 1618 صفحه 493 می گوید: "زن خوب روی نازا وا گذارید و سیاهی که فرزند بسیار آرد بر گزینید". انسان از خود می پرسد که چرا پیامبر از عایشه که نا زا بود دست بر نداشت و با زنان دیگری که زود باردار می شدند و خواهان او بودند، حتا سیاه هم نبودند ازدواج نکرد؟! مگر نه موقعیت عایشه برایش فرق می کرد. او هم زیبابود و هم دختر مقتدرترین رئیس یک قبیله ازاعراب بود. مسایلی 1400 سال قبل، از جانب پیامبر مطرح شده، اگر امروز بود به نژاد پرستی تعبیر می شد، مانند آنکه درپیش در باره زن نازا و سیاه پوست اشاره شد، و فرق طبقاتی است که در حدیث 1705 صفحه 511 آورده شده. که می گوید: "باشخاص همشأن زن بدهید و ازاشخاص همشأن زن بگیرید و محل نطفه های خود را بدقت انتخاب کنید". خوب از این پاک تر فرق طبقاتی و بر تری مرد بر زن نمی شود بیان کرد. در جلد دوم که مجموعا در این کتاب است، صفحه 517 حدیث 1716 پیامبر می گوید: "از جبرئیل پرسیدم آیا پروردگارت را می بینی؟ گفت میان من و او هفتاد پرده از نور است که اگر نزدیکترین پرده را بنگرم خواهم سوخت". پس جبرئیل هرگز خدا را ندیده وحتا اگر به پرده اول ازهفتاد پرده فقط نگاه کند می سوزد! لایق ذکر است که پیامبر به واژه هفتاد متکی است در بسیاری جاها از هفتاد استفاده کرده است. مثلا در عمارات بهشتی و غیره. درحدیث 1728 صفحه 519 و 520 در تضاد با قرآن مجید می گوید که علنا بین فرزندان تبعیض قایل شده (دختر نصف پسر یازن تابع مرد باید باشد) سوره البقره آیه 282 و سوره النساء آیات 3 و 11 و 34 و 58 و 176 در آن حدیث ذکر شده می گوید: "در کار بخشش میان فرزندان خویش مساوات رارعایت کنید. من اگرکسی رابرتری دادمی زنان رابرتری دادمی". در اینجا می گوید فرزندان (یعنی دختر وپسر)که درعمل مساوات رعایت نمی شود. پیامبر در همین نهج الفصاحه 1748 صفحه 525 می گوید: "بد خوئی شوم است و اطاعت زنان پشیمانی است ونیک سیرتی مایه رشد". حالا می گذاریم این حدیث را که مسلمانان هر گز اززنان خود تابعیت نمی کنند. مجددا آن جمله نژاد پرستانه درحدیث 1751 صفحه 526 تکرار شده است. اگر پیامبر امروز حضور داشتند هرگز این مطلب را نمی توانستند بگویند که: "زن سیاه که فرزند بسیار آرد بهتر اززن خوبروئی است که فرزند نیارد که من بفزونی شما بر امتهای دیگر تفاخر می کنم". در این حدیثی که آورده می شود (1787 صفحه 533)، پیامبر غیر مستقیم می گوید که اسلام با زورشمشیر است: "شمشیرها کلیدهای بهشتست". و درحدیث 1792 صفحه 534 می گوید: "جوانی شعبه ای ازدیوانگی است و زنان دام شیطان اند". با این جمله فوق مقاله را به پایان می برم و منتظر نظراتتان هستم.
هایدلبرگ، آلمان فدرال 1.8.2015 دکتر گلمراد مرادی
ئەم ئیمەیڵە پارێزراوە لە سپام, پێویستە جاڤا سکریپت چالاک بکەیت بۆ بینینی.

شەهید پێشەوا قازی محەممەد

شەهید پێشەوا قازی محەممەد
شەهید پێشەوا قازی محەممەد یەکەم سەرۆک کۆماری کوردستان.