dr.gomlrad-moradi.jpgاخیرا تلفنی از سوئد داشتم، مبنی براینکه من قول داده ام مجموعه این مقالات، “حقوق زنان از دید پیامبر”، منعکس شده در نهج الفصاحه، بصورت کتاب در می آید. انتشاراین کتاب حدودا درچه تاریخی خواهد بود؟

در پاسخ گفتم: حدسا اگر 2 مقاله دیگر نگاشته شود نهج الفصاحه به پایان خواهد رسید و آن زمان می توانیم در باره آماده شدن برای چاپ کتاب حرف بزنیم. در هر صورت تاکنون دومؤسسه انتشاراتی درآلمان وهلند که باعلاقه 8 مقاله منتشر شده راخوانده اندو آمادگی خودرا نشان داده اند، درصورت امکان حاضر به چاپ کتاب هستند. یک مؤسسه انتشاراتی نیز در کانادا علاقمند است اقدام به چاپ آن کند بشرطی که 200 جلد ازکتابها به نگارنده بدهد، امافقط هزینه صدجلد را بگیرد و حق امتیاز چاپ بعدی نیز برای نگارنده محفوظ بماند و 15 درصد از فروش کتاب نیز به مؤلف تعلق گیرد. اما هزینه پستی بسیارگران است و به دنبال راه حلی هستیم که احتمالا به وسیله مسافران به اروپا آورده شوند. آرزو دارم این کارعملی گردد وما بتوانیم خدمتی هرجند کوچک به جامعه فرهنگی، کرده باشیم. درهرحال نه فقط این مقالات بصورت کتاب درخواهد آمد، بلکه کتاب دیگری در دست نوشتن است، زیر عنوان: “آیا آیات قرآن مجید وحی خداوندی است یا گفته خود پیامبر”؟ من از یک دید بی طرفانه و از روی خود قرآن مجید ثابت می کنم که همه آیات آن گفته پیامبر است و وحی خداوند وجبرئیلی، به عنوان امر بر، در کارنیست. اخیرا من نسخه های خامی برای برخی از علاقمندان ارسال داشته ام وبسیاری ازخونندگان با بی صبری درانتظار انتشار این کتاب نوهستند. از آن جا که قصد ازنوشتن این سری مطالب و آن کتاب، فقط روشنگری است، نه کسب در آمد، مانند برخی ازنویسنده گان که نام نمی برم و به برنامه و کار هرانسانی دگر احترام می گذارم. بنده می خواهم، ازتوهین ها و نا سزاها جلوگیری شود. درهر حال خیلی ساده بود، برای هرجمله فحش و تهمتی اگرچه نمی تواند تهمت باشد بلکه واقعیت است ردیف کرد، مانند آیات شیطانی که فروش بی اندازه کتاب را بالا برد. ضمنا، مسلمان های متعصب را خوب می شناسیم که فقط انتقام جوئی را بطور احسن یاد گر فته اند و انتحار فقط به امید بهشت و حوریان موهومی آن، که وجود ندارند و بآسانی برایش خود را می کشند. جالب تر اینجاست، انتحاریون نمی دانندکه خونشان باخون کافرآمیخته شود، بهشت بی بهشت وآنها هر گز چشمشان به آن حورییانی که وعده اش را داده اند، نمی افتد.


درانعکاس برخی گفته ها درنهج الفصاحه از پیامبر اسلام درمقاله 8، تا آنجا آمدیم که حدیث 2750 می گوید: “هرکس ببلیه دخترداری مبتلاشود وباآنها نیکوکاری کند، پرده وی ازآتش جهنم شود”. یعنی به بلا و مرض دختر داری گرفتار آید. در واقع دختر داری نوعی ابتلاء به یک “مریضی” بس سخت است. اگر کسی به بلیه دختر داری مبتلا شود، پرده او ازآتش جهنم است! در صورتی که والدین هیچکدام تقصیری ندارند که فرزندشان دختر شود یا پسر. طبیعت یا خدای موهومی این کار را کرده است. این است نظر پیامبر در مورد زنان. فکر نمی کنم هیچ توجیه گری بتواند انسان عاقلی را در میان بانوان قانع کند که چنین پیامبری را بپرستند. در هرحال این بیانات را نمی توان نوع دگری تفسیر کرد وکلاه برسر دختران و زنان در جهان اسلام گذاشت. در حدیث دیگری برای اولین مرتبه است که پیامبر بر له زنان آن هم اگر در خانه ی خویش اشتغال داشته باشند، چیز مثبتی گفته است که ثواب او با مجاهدان یکی خواهد بود. درحدیث 2892 صفحه 746 آمده است: “(ای زنان) هر یک از شما با اشتغال در خانه خویش اگر خدا خواهد ثواب مجاهدان خواهد یافت”. تازه آن هم اگر خدا اراده کند و بخواهد، در غیر آن صورت نه!! این نکته در واقع تهمت نیست اگر گفته شود. پیامبرانسان زرنگی بوده است وتوانسته است مردم باورمند رافریب دهد، بدین معنی که گاهی پس از آنهمه هشدار به مرد و آنهمه توهین به زن، نکاتی برای دلخوشی و جمع آوری سیاهی لشگر بسود نیمی از جامعه گفته باشد.
درحدیث 2925 صفحه 752 بیاناتی آمده است که درتضاد باحدیث 2750 است وآن می گوید: “هرکه سه دختر داشته باشد و تربیتشان کند و شوهر شان دهد و با آنها نیکوئی کند پاداش او بهشت است”. این را باداشتن دختر بعنوان بلا ونیکوئی با اوپرده اش ازآتش دورخ است، چگونه مطابقت دارد و حل می شود؟! ما از این تضاد گوئیها درگفتار پیامبر زیاد داریم. حتا در قرآن مجید نیز وجود دارد. پس نمی توان چنین پیامبری را پرستید وبه حرفش اعتماد کرد. او در حدیث زیر به روشنی می گوید که همسرجزء دارائی فرد است. در حدیث 2929 صفحه 753 آمده است: “هر که همسر کسی یامملوک اورافریب دهد از مانیست”. یعنی مسلمان نیست و کافر است. جالب است که درباره علم و عالم درحدیث 2942 صفحات 755 و 756 گوید: “هرکه بوسیله علم نان خوردخدا چهره اورا دگرگون کند وکارش را واژگون کند وجهنم سزاوار او باشد”. این جمله را برای کسب کنندگان علم گفته است که با آن نان خودرا کسب می کنند. پس همه علما اسلام باید بروند جهنم چون بنا به گفته پیامبر کارشان واژگون است و به غیر از علم اسلام چیزی نمی دانند و ازآن نان می خورند. پیامبر دربیشتر احادیث زهر خودرا برزنان می ریزد و برملک بودن آنان و مانند ابزار خریداری شده، تأکید می کند. در حدیث 3031 صفحه 771 می گوید: “هرکه مملوک خویش رابستم بزند روزقیامت ازاو تقاص کنند”. همانطور که در بالا اشاره شد مملوک منظور زن خود است. آنهم اگر بی گناه بزند نه تقصیر کار! بهرحال پیامبر در جای دیگر و در حدیث 3145 صفحه 788 گوید: مردم (قابل اعتنا) دو کسند عالم وعلم آموز و درغیر آنها خیری نیست”. خوب این عالم وعلم آموزباید از علم شان نان بخورند! لذا این درتضاد باحدیث 2942 قرار می گیرد! پس همانطوریکه اشاره شد، نمی توان به گفته های پیغمبراسلام اعتماد کرد. بطوریکه هم درقرآن اشاره شده وهم درکتب تاریخی آمده است، پیامبرخود بدون زن نمی توانسته زندگی کند ودر عین حال ضدزن بوده. تمام احادیث درمورد زنان در پنهج الفصاحه گواهی بر این مدعاست. باز هم مکرر درحدیث 3153 صفحه 789 می گوید: “زنان دامهای شیطانند”. یعنی اززنان باید ترسید و به این دام خطر ناک گرفتار نشد. او در احادیث 3158 و 3160 صفحه 790 درمورد صحت و سلامت گوید: “به سبزه نگریستن بینائی را فزون می کند” ونیز “دیدن زن خوبروی وسبزه بینائی را فزون می کند”. پس پیامبر ازدیدن زن خوبروی وسبزه طبیعت بدرستی لذت می برده، اما درعین حال در کنترل زن نهایت سفارش راکرده است و نهایت حسادت را داشته است تا جائی که کسی حق نداشت بعد از او با زنان جوان اش، مانند عایشه که هنگام مرگ پیامبر 16 یا 17 سال داشت، ازدواج کند. از همه اینها که بگذریم، در عالم شیعه اسلام، داریم که حدود 1300 سال است برای امامان سربریده شده حالا باگناه یا بی گناه، ماه محرم و آشورا و تاسوعا دارند و قمه زنی و زنجیر زنی وعزاداری بی حد می کنند و اشک ها می ریزند. خود پیامبر در حدیث 3162 صفحه 791 می گوید: “نوحه گری از عمل جاهلیت است”.
یعنی مویه وگریه و زاری و شیون بر مرده مال دوران جاهلیت است. اما اینها برای سر گرم کردن مردم در هر سال یک ماه و همه روزه در مساجد پای منبرها انسانهارا به گریه وا می دارند و عزا داری می کنند. برایشان مهم نیست که پیامبر چه گفته است! این نکته را برای آن زنان با سواد اجتماعی و مؤمن به اسلام می نویسم و بسیار مایلم فقط اندکی بفکر فرو روند. آیا می خواهند بنابه آیات قرآن مجید واحادیث پیامبر و امامان، بنده و برده شوهران خود باشند یا حقوق مساوی داشته باشند؟ پیامبر عزیز آن ها در احادیث 3167 و 3168 صفحه 792 نهج الفصاحه خود می گوید: “مردان که اطاعت زنان کنند بهلاکت افتند”. یعنی اگر مردی حرف زنش را بشنود ذلیل شود یا توانائی ندارد. در ادامه: “آنها، یعنی زنان، چیره تراند. هدیه چشم خردمند را ببندد”. به دیگر سخن زنان چیره دست مانند عایشه، زینب، ماریه و جویریه یهودی دختر حارث از آن چیره دستان بودند که پیامبر را کلافه کردند. بهمین دلیل او از چیرگی زنان نام می برد. در واقع آنها پیامبر را محصور خود کرده بودند. معمولا زنازاده هاخر به نه فقط اسلام، بلکه به دین هم آب نمی دهند، اما پیامبر درحدیث 3186 صفحه 796 درباره آنها می گوید: “زنازاده اگر زنا کند ازپدر و مادر خویش بدتر است”. در اینجا پیامبر می شود نخود هر آشی. زنا زاده که کافر است و جهنم بایذ برود و هیچ هم لایق اصلاح نیست، پس چه نگرانی برای پیامبر هست که حدیثی برای آنها بگوید؟ درهمان صفحه در حدیث 3190 باز هم اخطار به زنان می گوید: “وای بر زنان از دو چیز رنگین طلا و جامه زیبا”. در اواخر احادیثش یعنی در حدیث 3191 همان صفحه می گوید: “وای بر امت من ازعلمای بد”. هر انسان باورمندی باید ازخود بپرسد اگرعلما بدباشند چرا وای برامت شود؟ امت چه گناهی مرتکب شده اند اگر عالم بد باشد؟!
لایق ذکر است که پیامبر اسلام برای خون شهدا بسیار ارزش قایل بوده و برای دانشوران و علما بیشتر بطوری که در حدیث 3181 صفحه 795 می گوید: “مرکب دانشوران را با خون شهیدان هم سنگ کردند اولی سنگین تربود”. و دراحادیث 3222 و 3223 صفحه 802 می گوید: “روزقیامت مرکب دانشوران وخون شهیدان راهمسنگ کنند و مرکب دانشوران برخون شهیدان مرجح شود”. بنا بر این، انسان در تعجب است، باوصف این که پیامبر هم درقرآن و هم دراحادیث تأکید کرده که علم برخون شهدا مقدم است، چرا پیامبر که به بهشت نگریست فقط ابلهان را دید و چرا بی سوادی و انتحاریون درجهان اسلام بی اندازه بالا است؟ درپایان این مقاله که پایان نگاهی به احادیث پیامبر است یکی ازخطبه های رسول اکرم در باره حقوق مردان و زنان بهمدیگر را دراینجا می آورم. پیامبر درصفحان 827 و 828 نهج الفصاحه می گوید: “ای مردم زنانتان برشما حقی دارند وشما نیز برآنها حقی دارید. حق شما برزنهایتان اینست که غیر شما رابه بسترتان ننشانند وکسی را که از او کراهت دارید بی اجازه شما بخانهایتان نیارند و کار زشت نکنند و اگر کردند خدا بشما اجازه داده که آزارشان کنید و درخوابگاهها ازآن ها دوری جوئید و به اعتدال کتکشان بزنید اگربس کردند وباطاعت آمدند روزی وپوشش ایشان به شایستگی بعهده شماست که زنان نزد شما اسیرند و در کار خویش اختیاری ندارند، آنها را به امانت خدا گرفته اید بترسید و با آنها نیک رفتارکنید، ای گروه! آیا ابلاغ کردم، خدایاگواه باش”. این مطلب، اگر زن نا فرمانی کرد و یا گوش به نصیحت مرد نداد، درقرآن مجید، سوره النساء، آیه 34 آورده شده است. من دقیق خطبه پیامبردرنهج الفصاحه را آورده ام.
دکتر گلمراد مرادی
ئەم ئیمەیڵە پارێزراوە لە سپام, پێویستە جاڤا سکریپت چالاک بکەیت بۆ بینینی.

شەهید پێشەوا قازی محەممەد

شەهید پێشەوا قازی محەممەد
شەهید پێشەوا قازی محەممەد یەکەم سەرۆک کۆماری کوردستان.