dr.jpgقبل ازآغاز قلم زدن ونقد، باید بگویم که من مسلمان نبوده و از خانواده اسلامی هم نیستم و همه کتب “مقدس” را خوانده ام و می شود گفت تقریبا بیشتر

از هم سن و سال های خودم علیه استبداد که من آن را در سرا سر جهان نتیجه بیعلاقگی به مطالعه می دانم، مبارزه می کنم. بعلاوه هر کسی تمامی کتب “مقدس” همه ی ادیان را بخواند، آنها را بخشی از فرهنگ جامعه می داند که پدران ما برای باهم زیستن در صلح وصفاساخته اند و لایق احترام اند و نه پرستش. لذا بطوری که اهل مطالعه آگاهند، همه ادیان ساخته دست بشر است.

آرزو می کردم همه کسانی که عدالت خواهند وجدی دمکراسی طلب اند بعد ازمطالعه، مانند بعضیهاکمی فعال سیاسی هم بودند. منتها اندکی می اندیشیدند که خوب را از بدتشخیص دهند، نه طوطی وارهمه مطالب راتکرار می کردند، بدون آنکه منابع درست آن رابررسی کنند. آن زمان بود که هیچ نوع دیکتاتوری از جمله دیکتاتوری مذهبی بر کشور چند ملیتی ما حاکم نمی شد. در واقع من به هیچ وجه نمی خواستم نقدی براین نوشته ی، از نظر زبان فارسی غلط و ازنظر سیاسی بی خاصیت و تفرقه افکنانه و ضد همه ی ایدئولژیها، بنویسم. این نشان می دهد که فرد نویسنده ی مطلب، زیاد افراطی و احتمالاحوصله خواندن منابع درست ندارد. بهر حال من مجبورم، برای رعایت دمکراسی که هر کسی حتاجمهوری اسلامی حق دارد، از

حقوق خوددفاع کند، دست به قلم ببرم و وقتی رابرای آن صرف کنم. امیدوارم هم میهن عزیز آقای سپهری پس از خواندن این مطلب کمی درانتشار مقالات دقت بخرج دهند و کمی مؤدب ترقلم بزنند. توهین به اشخاص دردی را درمان نمی کند و بعلاوه منابع درست را بخوانند. آقای سپهری باید بدانند، ما درکشور چندملیتی زندگی می کنیم و یکی از نکات دمکراسی، یعنی آزادی همه سازمانها و احزاب با هرعقیده ومرامی که دارند. لذا آرزو دارم از واژه ی دهان پرکن تجزیه طلبی استفاده نشود و بنده را با این واژه بمب باران نکنند. بنده فقط از واژه دمکراسی ورأی آزاد حمایت می کنم. بهرحال عده ای هستند هرچند اندک، اماپاک دلانه،این نوع مطالبناسیونالیستی و ضد چپ را می خوانند و  احتمال دارد باور کنند، هر چه این آقا نوشته است. لذا برای روشنگری، حتایک نفرهم خواننده آن باشد، این ارزش را دارد که زمانی برایش صرف شود. ازنخستین جمله او آغاز می کنم، نویسنده مانند همه دیکتاتور خواهان آنچه که از ماوراء راست ها شنیده، می گوید: “زمانی که، سران جبهه ملی، حزب توده، پیروان ارشد مصدق السلطنه و سرباز گمنام فرانسه شاپور بختیار، شیعه های کمونیست ومجاهد در فرانسه، چریکهای وابسته به جمهوری اسلامی درانگلیس،پسمانده های نهضت آزادی بازرگان گجستک، مدئیان (مدعیان) سکولار و دمکراسی طرح آمریکایی،ووووو، چهل سال است به بهانه های مختلف با آخوند (ها) همکاری میکنند. ... باید شاهد آن بود که، عاقبت یک رقاصه بزمهای شبانه سید خندان رئیس جمهور آبدارچی خاتمی، که با اطمینان میتوان گفت شغلش صیغه شدن‌های یک ساعته بوده است، و یکی از صادراتی ها با پشتیبانی مالی ومعنوی آخوند غارتگر با مرام اهریمنی، رهبر  آزادیخواهان اپوزیسیون آخوند در خارج از کشور گردد”. 

هم میهن عزیز، نویسنده مقاله آقای داود سپهری، مطلبی رانوشته اند که به سختی قابل فهم است و بعد هم خیلی در هم بر هم است و آنطور که من خواننده فهمیدم بسیار توهین آمیز. او مخالف از چپ، چپ گرفته تا راست، راست است! می گویم توهین آمیز، اورقاصه رابد می دانددر صورتی رقص یک هنر است و هر کسی نمی تواند رقاصه باشد. اگر از دید اسلام به مسئله نگاه کنیم که این آقا می کند، اسلامیون مخالف رقاصه و آواز خوان، و بطور کلی مطرب اند. بدینترتیب مخالف زنان است و آن ها را “ضعیفه” می نامند. این آقا هم در یکی از جمله هایش آن را بکار گرفته است. آخر همین “رقاصه” خودش زن است. چطور می شود حتا برای صدها میلیارد دلار، نه تومان، هم جنس خود را آنهم به اسلام بفروشد؟! فکر نمی کنید این نوع توهین فقط یک حسادت است؟!
من که هیچگونه ارتباطی با سازمان های از طرف ایشان، نامبرده ندارم، بویژه با مجاهدین خلق، چه رابطه ای بین این ملاها بامجاهدین باید باشد که هزاران جوان عضو مجاهدین خلق

بدست اینهاو مأموران جنایتکارشان مانند خلخالی و لاجوردی اعدام شدند؟ البته تا زمانی که اسلام شیعه مرام مجاهدین است، من هیچ توصیه نمی کنم که جوانی مبارز عضو مجاهدین خلق شود.
بهر حال اگر از همه این ها بگذریم، نحوه نوشتن توهین آمیز، این خود توهینی است بخاک پاک کشته شده گان درراه آزادی. او اولا، زبان فارسی راخراب کرده واضافه برآن نام نبرده که وابسته به چه جریان “مبارزی” است. دوما یک سری سازمان ها و احزاب و شخصیت ها، مانند زنده یاد شاپور بختیار و مصدق السلطنه را پشت سرهم قطار کرده که بعضی ازآنها مانند جبهه ملی، حزب توده (ایران)، مجاهدین خلق، چریکها و غیره بهترین فرزندان این آب و خاک که فقط و فقط ما زنده بمانیم و به سازمانها و احزاب شان توهین کنیم!! این است که مطمئنا دشمنی وتفرقه بوجودمی آورد. بعلاوه نویسنده بقیه مطلب را اسلامی، اسلامی بیان کرده و نسبت به مبتکر چهارشنبه های سفید(مسیح عالینژاد) کم لطفی دیده می شود و توهین که این خانم، درکوتاه مدت هواداران چشمگیری بویژه، درمیان زنان ودختران باشهامت، دور ک محورضد آخوندی جمع کرده است. حالا بگذریم ازحسادت شخصی و کمی خودخواهی که این هارا بخشهائی ازتربیت اسلامی بهحساب می آوریم، به این جملات ناب و قصار توجه کنید: “این ضعیفه که خود را سر دسته روزهای چهارشنبه، برای شناسایی بانوان مخالف آخوند پا پتی، در داخل کشور میداند، وطبق روایات که عثمان بن عمربن ابوبکر ازپدرش شنیده بودکه پدراو از پدرجدش شنیده بودکه جعفرکذاب که آخوند به اومی گوید کذاب، ازبرادرش شنیده بودکه سیدهای وابسته به پدربزرگم روزهای چهارشنبه با رهبران اجنه ملاقات دارند و می گویند روزهای چهارشنبه سیدها جنی می شوند، به همین منظور، گویا این رقاصه چو رقاص، روزچهارشنبه را برای شناسایی بانوان مبارز به سید جنی شده و حاکم در جمهوری اسلامی انتخاب نموده، و به دلایل مختلف برای سر گرمی زود باوران خارج و داخل کشور، این رقاصه با گروهی از همپیمانان و همکاران خود نامه سرگشاده به رهبران شش کشور که باعث ویرانی در ایران می ‌باشند، فرستاده است”.
خانم مسیح عالی نژاد نه این که ضعیفه نیست، بلکه از نظر فکری قویترین انسان در جامعه و مبتکر جنبش زنان ودختران جوان نخست بمنظور حجاب اجباری واکنون همه دیگر حقوق نیمی از جامعه را طرح کرده، است. این یک جنبش عظیم و سرا سری مسالمت آمیز در تاریخ ایران است. من در تعجبم که چرا ترس بی جا در دل جوانان گذاشته می شود. آقای داود سپهری باید کمی فکرکنند. این نوع مقالات هیچ کمکی به اتحاد همه ی نیروهای مخالف رژیم نمیکند.
بیان این موضوع جزطرح مسایل عقب افتاده اسلامی ضدزن که بانوان را“ضعیفه می نامد” چیز دیگری نیست وتکرارآن درشخصیت قلم بدستان نخواهد بود. من بشخص بانوئی می شناسم که از تلویزیون آلمان برای اجرای دو ساعت برنامه فرهنگی 108 هزار یورو می گیرد. اگر پیامبر امروزه زنده بود، حرفش رادرباره زنان پس می گرفت. هدف دیگراین مقاله نویس ناخود آگاه یک خدمت دیگر به ماندگاری جمهوری اسلامی است. البته مقاله نویس و هم فکران اش، احتمالا هیچ راضی به ماند گاری این جمهوری اسلامی نیستند، اما بدون آنکه بخواهند، به ماند گاری این سیستم اسلامی کمک می رسانند. بدین ترتیب که دختران وزنان جوان و با شهامت را به ترس وبی تفاوتی تشویق می کند. در آن جائیکه می نویسد: “برای شناسائی بانوان مخالف آخوند پاپتی، در داخل کشور میداند، ...”. آقای داود سپهری به نیمی از جامعه یا دختران و زنان جوان و دانشمندی مانند زنده یاد مریم میرزا خانی استاد دانشگاه های آمریکا و امثال ایشان در داخل مملکت. اسلامی وار“ضعیفه” می گوید، اصلا مقاله او لایق پاسخ نبود، اما به دلایلی که در پیش اشاره شد، من این کاررا کردم. این آقا در ادامه مقاله خود می نویسد: “این رقاصه به بی خردان امید داده است که روسیه، کشور از هم پاشیده شده، دربیش از بیست و پنج سال پیش با نام شوروی که مواد خوراکی درسوپر مارکت های خود نداشت و با پولهای مردم ایران که آخوند تازی زاده ، کمونیست و دزد به آنها داد، تا ازگرسنگی نجات یابند، و درهمان حال پوتین را به یکی از ثروتمند ترین مردان کره خاکی باپول مردم ایران تبدیل ساخت ، حاضر است تف به صورت آخوند بیندازد”.
بایستی به مقاله استناد کرد که خوانندگان عزیز ومبارز بدانند باچه کسی و باچه نوع اطلاعات و انشائی سر و کار دارند. نویسنده همان طور که اشاره شد، چیزهائی از دشمنان ایدئولوژی کمونیستی شنیده و آن تبلیغات را تکرار کرده است. اولا در یک نکته درست می گوید پوتین در 15 تا 20 سال اخیر روی ملاها و مردمان ایران بنوائی رسیده است. دوما برای اطلاع آقای داود سپهری روسیه تحت فرمان پوتین و یلثین از 25 سال پیش سرمایه داری هار شده است و حتا از آمریکا هار تر. بعلاوه رابطه ی این جمهوری اسلامی باسیستم کمونیستی زیاد خوب نبود و این ماهیت دیکتاتوران است که همدیگر را تحمل نمی کنند. دشمنی و توهین بی جا درست اما هنگامیکه به دروغ تبدل شودمشمئز کننده است. پس این مقاله که نوشتی ازبی اطلاعی و کینه محض شروع می شود. در ادامه یک مشت چرندیات سر هم بندی کرده که شرمم آمد به آن شرحی بنویسم. از نویسنده تمنا دارم بامن تماس بگیرید و قبل از آن که مطلب رامنتشر کرده، سعی کنید یکبار بخوانید و اسناد آن را که به آن استناد کرده اید بررسی کنید. گرچه من منبعی نمی بینم که به آن استنادکرده باشید. پس همان شنیدنها درسته!
هایدلبرگ آلمان فدرال 6.10.2019

دکتر گلمراد مرادی

 ئەم ئیمەیڵە پارێزراوە لە سپام, پێویستە جاڤا سکریپت چالاک بکەیت بۆ بینینی.

شەهید پێشەوا قازی محەممەد

شەهید پێشەوا قازی محەممەد
شەهید پێشەوا قازی محەممەد یەکەم سەرۆک کۆماری کوردستان.