hassan_hatemi.jpgبیش از ٢٠ روز از انتشار "پیمان نوین" ویدئویی آقای رضا پهلوی، می‌گذرد. در این مدت، شماری از رسانەها و شبکەهای مجازی آنرا مورد تحلیل و بررسی

قرار دادەاند. موجی از موافقان و مخالفان این پیمان بە صورت گفتار و نوشتار نیز منتشر شدەاند. تحلیل‌های گوناگون از زوایای متفاوت صورت گرفتە است.
در میان نوشتارها، نوشتەی مرا زیر عنوان "آقای رضا پهلوی! هیچ پیمانی بدون قبول کثیرالملە بودن ایران و برابر حقوق آنان موفق نمیشود"، با سپاس فراوان در سایت‌های "کوردستان و کورد" بخش فارسی، "گیاڕەنگ" بخش فارسی و ایران گلوبال منتشر کردند. همچنین در صفحەی فیس بوک خودم هم آنرا منتشتر نمودم. در فیس بوک موافقان و مخالفان نوشتەی من کامنیت‌هایی نوشتە بودند. با احترام بە همگی آنان و نظراتشان، در سایت ایران گلوبال نیز، آقای محسن کردی، کامنتی نوشتە بود کە در بخشی از آن چنین آمدە بود: "... همەی شمایی کە از حقوق ملیت ها حرف می‌زنید را جمع کنیم بە اندازە یک مدرسە یک جا نمیشوید. شماها همەتان از هر "ملیتی" کە هستید توان مقابلە با هیچ دولت مرکزی را ندارید. پس این آب در هاون کوبیدن چە سود؟ از رضا پهلوی میخواهید ملیت‌های ایران را برسمیت بشناسد؟ یکدفعە بگید برو خودت را از برج میلاد پرت کن پایین! آقا یک حرفی بزنید کە شدنی باشد. رضا پهلوی مظهر تمامیت ارضی ایران است و اصلا برای همین است کە در صحنە سیاسی ایران مطرح است. اگر امروز زبووووونم لال ... رضا پهلوی یک کلمە از دهنش در برد "ملیت‌های ایران" همە حتی پسر خالە و و فامیلی‌هایش از اطرافش پرمیکشند و میرن و رضا میمونە و حوزش! یعنی واقعا درک این موضوع سختە؟ آیا واقعیت این است کە شماهایی کە انتظاری از رضا پهلوی دارید در دنیای دیگر بسر میبرید؟ و..."
میخواستم پاسخ کامنیت او را بنویسم بە قصد دیالوگ صادقانە و روشن شدن زوایای اختلافات فکری برای کسانیکە علاقمند بە بحث‌های مطرح در میان اپوزیسیون و تأملی در راە حل‌‌های ارائە شدە، برای ایران فردایی کە قرار است، بعد از جمهوری اسلامی، راەگشا باشد. همچنین این "موضوع سخت" از نظر ایشان را بشکافیم و آسانش کنیم.
ولی وقتی در گوگل بە واسطەهای نوشتەهایش از سال ٢٠١٨ تا ٢٠٢٠ پیدایش کردم، و دو سە مقالە ازش خواندم، کە در یکی از آنها "عدم تمرکز" را هم برنمی‌تابد و "خود موختاری" را هم "تجریەطلبی" قلمداد میکند!؟ و از واقعیتهای موجود ملیت‌های غیر فارس کە سرجمع اکثریت جمعیت سراسری ایران امروز را تشکیل می‌دهند، "هراس" دارد؛ و قبل از اینکە خود را بە جریان سلطنت پادشاهی (حزب مشروطە ایران) منتسب کند، خود را "با کمال افتخارهوادار حزب باد" می‌داند، از تصمیمم منصرف شدم. – درمورد هوادارحزب باد بودنش، بە نوشتەی "دلیل مخالفت من با خودمختاری و جدایی طلبی" - محسن کردی، نگاە کنید.-
اما در چهارشنبەی ١٤ اکتبر ٢٠٢٠ در برنامەی تلویزیونی کانال یک با اجرای مشترک آقایان محسن بستجانی و کیانوش توکلی، کە در سایت ایران گلوبال پخش شد زیر عنوان "شجریان و موج اعتراضات مردمی و پاسخ بە منتقدین "پیمان نوین"، آقای محسن کردی میهمان آن برنامە بود. وی در پاسخ سؤال آقای کیانوش توکلی کە لطف کردند و این بخش از نوشتەی من را خواندند کە : حسن حاتمی ضمن اینکە پیام رضا پهلوی را مثبت ارزیابی میکنە، دقیقا اشارە میکنە کە بدون کثیرالملە بودن ایران و برابری حقوق آنان موفق نمیشود کە این برنامە را بە پیش ببرد، گفت : آقای حاتمی و بسیاری دیگر از جدایی طلبان کە چنین نظری دارند، نظر آنها برای خودشون، شاهزادە رضا پهلوی اگر بخواهد چنین نظری را تأئید بکنە، همین امروز من ازش جدا میشم و...
البتە آقای محسن کردی قبل از دعوت بە میهمانی درکانال یک، حدود ٢٢٠ سطر در نوشتەی بالا بلندی بر علیە مخالفان "پیمان نوین" زیر عنوان "دگماتیزم مخالفان "پیمان نوین" شاهزادە رضا پهلوی" در ایرانگلوبال منتشر کردە بود. کە بیشتر:پریشان حالی"، "تشنج سازی" ، "سفسطە بازی" ، "حق بە جانب بودن" و در قالب "حاکم" بر عیلە "محکومان" این همە جملات"اکثرا نادرست" را ردیف کردە بود.خلاصە میکنم کە آقای کردی و هم‌اندیشانش از واقعیات مطالبە محوری مردمان موجود غیر فارس در ایران کە در قالب ملل یا ملیت‌‌ها خود را تعریف میکنند و کوردها کە من افتخار پیشمرگە بودن آن را در حزب دموکرات، از بهارسال ١٣٥٨ در یورش بە کوردستان از سوی سلطەگران قم و تهران را دارم، بە ٣ نکتە مهم و کلیدی و چند مثال، بەجای "تهدید" و "جنگ" و انکار همیشگی را مورد توجە قرار می‌دهم!
١- هر کس و هر تشکلی کە ادعا وبرنامەای برای آیندە یا خواهان تاثیر گذاری در رویداهای ایران و گذر بە آزادی و دموکراسی باشد، لازم است پلورالیسم ملی (کثیرالملە) بودن و حقوق برابر آنان را – کە هزاران بار تکرار میکنم- در نظر نگیرند و عملا و قانونا و متعهدانە برای ادارەی کشور بە توافق نرسند، عامل اصلی، جنگ، خونریزی، انکار واقعیهت‌ها و بسیاری پیامدهای دیگر خواهند بود.
٢- اگر بند ١، در قانون اساسی جدید بازتاب پیدا کند، میلیون‌ها انسان خود را در چارچوب مملکتی خودی و مسئولانی حق‌مدار میبنند کە نە تنها خود را در معرض جنگ، تهدید و ویرانی و مقاومت برای دفاع از هویت، موجودیت، آزادی و حقوق انسانی قرن ٢١ نمیبینند، بلکە همە با هم نیرو و انرژیهایشان را برای " درمان، درد مشترک" بقول زندە یاد شجریان، کە نبود آزادی، دموکراسی و حقوق برابر و زندگی باهم همەی مردمان ایران، طبق اعلامیە ٣٠ مادەی حقوق بشر جهانی، لازم است باشد، بکار میگیرند. در آن "قرارداد احتماعی" لازم است در بسیار برجستە بودن آزادی احزاب و سازمانهای سیاسی، سینفی و مدنی، آزادی زنان وپوشش آنان بسیار برجستە باشند.
٣- وقتی از تاریخ و گذشتەگان و کارهایشان صحبت می‌شود، لازم است ملاک و معیار تاریخ تحمیلی و نوشتە و کتب و متون درسی شاهان و استبدادیون نباشد، بلکە تاریخ مقاومت، تلاش برای آزادی، مطالبەگریی، برسمیت شناختن حقوق انسانی آنچنان کە روی دادە و برایش مبارزەای طولانی و پر خون و سخت و طاقت فرسا بودە و هست؛ بر طبق اسناد و مدارک موجود مبارزان و احزاب و سازمانهایشان کە تحریف شدە از سوی حاکمان مستبد بودەاند هم، مد نظر قرار گیرند. بدین معنا کە تاریخ یک خطی، یک رنگی و یک جانبە نباشد. بلکە، چند خطی، چند رنگی و چند جانبە باشد.
مثالهایم، الف- در قرن بیستم و رویدادهای متفاوت آن در ایران از مشروطە بە بعد، مبارزان و مطالبەگران حقوق مردم کورد و غیرە کورد هم در صحنە بودەاند ولی یا اسمی از آنها بردە نمی‌شود یا بعنوان "دیگری"، "یاغیگری"، "غیر خودی" مورد انکار و لقب‌های نادرست "خرابکار"، "تجزیە طلب"، "ضد تمامیت ارضی"، "ضد انقلاب"، "مفسد فی‌الارض" و غیرە، معرفی میشوند. – من کورد را بە این شکل مینویسم، ضمەی بالا را پایین میگذارم.-
در زمان رضا شاە ما مبارزان و جنبشهایی چون، قدم خیر خانم لورستانی، برادر و همرزمانش، اسماعیل آقا سمیتقو وهمراهانش، ابوالقاسم لاهوتی و مبارزاتش، سردار رشید خان روانسر و همفکرانش، شیخ محمود دزلی و شیخ محمود کانی سانان، محمد رشید خان بانە و ملا خلیل و عمر پادشاە در منطقەی سردشت، کە حرکت‌های آزادیخواهانشان تحریف شدە و نادرست جلوە دادە شدەاند.
ب- رضا خان- سردار سپە- قبل از پادشاه شدنش بە اقتباس از آتا ترک میخواست در ایران سیستم جمهوری برقرار کند، ولی هم بەخاطر مقاومت و مخالفت روحانیون با نفوذ و مجلس شورایی از یک سو وغیرە مصمم و بی اعتقادی و نخواستن خودش از سوی دیگر، دگر بار سلسلە پهلوی را بە سلاطین تاریخ ایران افزود. و در ١٦ سال سلطەاش چنان ناسیونالیزمی را برقرار کرد، کە از آتا ترک و اسلافشان در انکار هویت کوردها و دیگر ملیت‌های موجود در ایران، در منطقەی خاورمیانە الگوی تمامیت خواهانە سختی را ارائە نمود.
ولی زندە یاد قاضی محمد – باوجود اینکە اسلامی بود و قاضی شهر مهاباد- در اولین فرصت بدست آمدە بعد ازپایان جنگ جهانی دوم، با عملی مدنی و خشونت پرهیز، در ٢ بهمن ١٣٢٤ جمهوری کوردستان بە پایتختی مهاباد را با همرزمان و همفکرانش در حزب دموکرات کوردستان - کە کمتر از ٦ ماە از تأسیسش با این نام میگذشت- تأسیس کردند. در مدت ١١ ماە عمر جمهوری، بزرگترین کارهای غیرە قابل تصور، حیاتی و هویتی، از جملە: تحصیل بە زبان مادری، روزنامەهای متعدد برای همەی سنین، قانون سخت ضد رشوەخواری و اجرای موفق آنها، قرارداد همزیستی مسالمت آمیز و برابر حقوق و راە حل مسئولانە و بدور از تهدید و پر از تفاهم با حکومت ملی آذربایجان و ... کە در تاریخ ماندگار شدەاند.
پ- در ٢١ آذر ١٣٢٤ – قبل از تأسیس جمهوری کوردستان- حکومت ملی آذربایجان بە رهبری زندەیاد جعفرپیشەوری تأسیس شدە بود؛ کە اقدامات فراوان و خیلی خوبی انجام داد. هر دو حکومت محلی در مدتی خیلی کم دستاوردهای بزرگی را بوجود آوردند. قبل از حملە نیروهای نظامی با ترفندهای خاص، بە آنان، کە مذاکراتی هم در تهران انجام گرفت و قولهایی هم دادە شد، ولی بە آنان وفا نکردند. بە نظر من اگر سطلەی مرکزی در جهت تفاهم با دولتهای آذربایجان و کوردستان بە تفاهم میرسید، بیش از ٧٠ سال بود، در ایران میتوانستند – اگر می‌خواستند- "سویس خاورمیانە" را ایجاد کنند. نە اینکە آنان را سرکوب، رهبران کورد را- کی خیلی حسن نیت داشتند- اعدام، و قتل و عام را در تبریز و شهرهای دیگر آذربایجان و کوردستان براە، اندازند و آقای صفرخان قهرمانی را ٣٠ سال، آقایان عزیز یوسفی و غنی بلوریان را هرکدام ٢٥سال زندانی کنند. یعنی ٣ نفر روی هم ٨٠ سال!؟
ت- در جمهوری اسلامی هم، در اولین انتخابات – تا حدودی منصفانە و برابر- برای مجلس خبرگان قانون اساسی کە بر اساس استانی در ١٢ مرداد ١٣٥٨ برگزار شد. زندە یاد دکتر عبدالرحمان قاسملو- دبیر کل وقت حزب دموکرات کوردستان (ئێران)- رأی اول بسیار بالایی را آورد و بعنوان اولین منتخب لائیک و سکولار، نمایندەی کوردها و ترک‌های آذری استان آذربایجان غربی شد.
این انتخاب و اردەی بزرگ ملی دو ملیت کورد و ترک آذری برای تعیین سرنوشت قانون اساسی جدید در چارچوب جمهوری اسلامی تحمیلی – کە اکثریت مردم کوردستان بە آن رای نداد- نە تنها از سوی حاکمان جدید در قم و تهران مورد قبول قرار نگرفت، بلکە در عرض ١٥ روز، فضای انتخاباتی و مدنی را بە صحنەی، یورش، لشکرکشی، جنگ و ویرانی تبدیل کردند. – ناگفتە نماند در اولین بهار آزادی هم بە سنندج حملەی نظامی شد. در نقدە جنگ ناخواستەی کورد و تورک آذری براە انداختە شد. اما، جنگ بزرگ کە ٣ ماە پڕ از خونریزی و ویرانی در سراسر کوردستان طول کشید، احزاب و سازمانهای موجود در آن خصوصا دموکرات، کۆمەلە، دفتر استاد شیخ عزالدین حسینی و سازمان چریکهای فدایی- شاخەی کوردستان- بە همراە مقاومت مدنی مردم کوردستان، موجب شدند، حسن نیتی در تهران بە قم تحمیل شود کە آغار کنندەگان جنگ یعنی آیت اللە خمینی وهمفکرانش، بخشی از خواستهای مردم کوردستان را بپذیرند و "آتش بست" اعلام شود.- کە کلید واژەهای آن "حق ادارەی امور داخلی از آن خواهران و برادران کورد است"، "مذاکرە هیئت حسن نیت " با هیئت نمایندگی خلق کورد، کە پیامدهای آن فضای جدید صلح آمیز، همراە با فعالیت مسالمت آمیز احزاب و سازمانهای ملی کورد و سراسری در کوردستان، بعد از متینگی بزرگ در میدان آزادی (چهار چراغ) در اواخر آبان و دیماە ١٣٥٨ بود.
آن آتش بست متأسفانە حدود ٩ ماە همراە با تنشهای فراوانی همراە بود. ولی رویداهای مهمی اتفاق افتادند کە موضوع این نوشتار نیستند، کە مثال‌ها و تجارب قابل توجهی در آن مدت میتوان ذکر نمود. بعد از آن ٩ ماە متأسفانە جنگی وسیعتر و همە جانبەتر از سوی مرکز گرایان و تمامیت خواهان اسلام سیاسی، صورت گرفت کە تا کنون نیز ادامە دارد.
در همان حال، امثال احمدی نژاد – کە جوان خام و بدون سابقە سیاسی، زندان و مبارزە و پاسداری متعصب بود، کە در خوی و ماکو معاون و فرماندار کردند و... ابراهیم رئیسی را درهم در کرج و همدان دادیار و دادستان بود، و... - بسان زنگی مست تیغ دستش دادند، همچنانکە بدست خلخالی در کوردستان دادە بودند.- واز این دست جنایتکاران فراوان بودند نیز کە چماق باز تولید استبداد از نوع دینی و مذهبی را با خشونت بیشتر ادامە دادند.
نمی‌ دانم آقای محسن کردی کە بیشتر خطاب این نوشتە است، با توجە بە سخنان "عجیب، احساسی، زور مدارانە، سادە انگاشتن مسائل ملی، مبارزاتی و تاریخی ملیت‌ها در ایران و هراس از آنان"، آیا با رویدادهای و صحنە‌های موجود سیاسی در کوردستان و اپوزیسیون کورد و احزاب و سازمانها و ائتلاف‌هایش، مبارزەی مدنی در ابعاد وسیع در میان ملیت‌ها تا چە حدود خبر دارد؟ یا اصلا برایش مسئلە هستند کە خود اینقدر "تمامیت خواە، ذوب در فارس شدە" در حالیکە بە گفتەی خودش: از کوردهای کورمانج شمال خراسان هستند! و از اصل و ریشەی خودش آنقدر دور گشتە کە از آن طرف بام افتادە و...
چون وی و امثالش فکر میکنند اگر آنان و شماری از دوربریهای آقای رضا پهلوی، کە ناسیونالیزمی "افراطی" ، " زور مدار"، "جنگ طلب" ، " تمامیت خواە"، "شاخ و شانە کش برای ویرانی و خونریزی" برای زمان آزادی کە هنوز نیامدە و سادە کردن صورت مسئلەای مطالباتی و هویتی بیشترین مردمان موجود در ایرانند، باشند همە کسانند، اگر نباشند یا در هر لاینی باشند، همە چیزند. درصورتی کە، اینگونە نیست.
آقا محسن، ما را - منظور کسانی کە مثل من فکر میکنند- کە ملیتی هستیم و برعکس تصورش از سر کم اطلاعی در این مورد، کە نە "در یک مدرسە" بلکە در صدها مدرسە هم جا نمیگیریم. چون بە قول زندە یاد عزیز یوسفی – کە در زندان پهلوی دوم بە خبرنگار هلندی گفت: "ما هزارانیم" و ریشە در میان میلیونها انسان تحت ستم و حق پامال شدە داریم. ما دارای احزاب قوی و مردمانی با تفکر، و سابقەی طولانی مبارزە، زندان و شکنجە دیدە در هر دو رژیم استبداد پادشاهی و اسلام سیاسی هستیم. ما در قرنهای ١٩، ٢٠ و ٢١ مبارزە برای آزادی و حق تعیین سرنوشت کە از سال ٢٠٠٤ تا کنون وارد فاز فدرالی آن شدەایم، و در اردوگاە جمهوریخواهی مبارزە و تلاش می‌کنیم، ما را از "سر بریدە" می‌ترسانی!!!؟؟؟
این را هم اضافە کنم کە اگر روزی روزگاری آقای رضا پهلوی قبول کثیرالملە بودن و وجود ملیت‌ها در ایران را – کە واقعیت انکار ناپذیدی هستند- با حقوق برابر را با توجە بە ادعای "هماهنگی" کە بین احزاب و سازمان‌‌های شناسنامە دار ملی را دارند، و در گفتار، نوشتار و کردار وارد این فاز شوند؛ میلیونها انسان خواهان آزادی، برابر حقوق و ستم دیدە در سپهر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حقوق محوری و مطالبەگری ایران طرفدار وی یا هرکس و سازمانی کە در این محور حرکت کنند، خواهند بود. آنوقت آقای محس کوردی عزیز، شما و هم‌اندیشانتان با کمال میل از وی جدا شوید و حزب یا سازمان مخالف وی و مردمان ملیت‌های موجود و حقوق پایمال شدەاشان شوید و... این هم بدانید در میان کسانی کە این ایدە را برمی‌تابند، کسانی چون: توفیق موسیوند- مخترع قلب مصنوعی و...-، فریدون درخشانی (کوچر بیرکار- مهاجر ریاضی دان)، دارای مدال فیلدر (نوبل) ریاضی، امید کوردستانی پیرانشهری- رئیس هیت مدیرەی تویتر، بهمن قبادی – فیلمساز برجستەی کورد و بسیاری دیگر از این نخبگان دیدە خواهند شد.
همچنین آقای رضا پهلوی و هر شخصیت تأثیر گذار فارس یا فارس اندیش یا خود راعضوی از ملت بزرگ فارس در خارج و داخل ایران می‌دانند، کە برای آزادی و رهایی مردمان ایران، از چنگال این رژیم "خون آشام"، "مافیایی" و "اختاپوس" ، "بی مسئولیت" و "فاسد اقتصادی و اداری" و "اشاعە دهندەی ناهنجاریهای اجتماعی و فساد اخلاقی" مبارز و تلاش میکنند، خوب است کە بە الگوی بزرگواری بنگرند، کە سرمشق خیلی خوبی برای مشق آزادیخواهی و رهایی از استبداد - از هر نوعی بە نظر من- خواهد بود.
دکتر اسماعیل بیشکچی ترک، زمانیکە افسر وظیفە بود و برای سرکوبی مردم کورد و مبارزانش بە شمال کوردستان (کوردستان ترکیە)، اعزام میشود، با رفتن آنجا، محرومیت‌ها، تحت ستم بودن کوردها را خیلی زود درمی‌یابد و بە جای سرکوبشان، با آنان برای رسیدن بە حقوق حقەاشان همراە میشود. دکتر بیشکچی ١٠٠ سال حکم زندان میگیرد کە ١٧ سال آنرا در چند نوبت سپری میکند، و کتابهایی هم برای دفاع از حقوق کوردها بە رشتەی تحریر در میآورد. از ٣٦ کتابش ٣٢ جلدش در ترکیە ممنوع می‌باشد.هم اکنون این پیر فرزانە و نخبەی ترک، تفکر و اعمالش نە تنها در میان کوردهای ترکیە ، بلکە کوردها در جهان، جایگاە والایی دارد. عمرش دراز و راە و تفکرش بسیاران باد.
سایت ایران گلوبال محترم و آقای محسن بستجانی در تلویزیون کانال یک! سخنان زیادی درمورد نقد و بررسی از سخنان و مطالب مورد پرسش آقای محسن کردی در برنامەی چهارشنبەی مورد ذکرتان را دارم. ولی نمیخواهم از این بیشتر نوشتەام را طولانی کنم. لذا تقاضا دارم برای وارد شدن بە فاز دیالوگ‌ها، ابتدا میان آقای محسن کوردی و من فعلا در باب "پیمان نوین" اقای رضا پهلوی انجام گیرد. بعدا اگر وی یا دیگران مایل بودند، در مورد اشکال حق تعین سرنوشت کوردها در ایران آمادەی بحث با هر عزیزی کە مشتاق این بحث یا در باب حق آزادی و حق حیاط انسان با ملیت متفاوت، احزاب و ضروت آنها باشد، در صورت تمایل شماها در خدمت خواهم بود.
٢٣/١٠/٢٠٢٠

شەهید پێشەوا قازی محەممەد

شەهید پێشەوا قازی محەممەد